سال چهارم / شماره : 735 / یکشنبه / ۱م میزان ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Sunday, 23 September , 2018

یا ارگ یا مرگ

نویسنده : فرخنده زهرا نادری - کد خبر : 9729

۱۰ سرطان , ۱۳۹۳

unnamed


اشاره: نوشتار زیر، بیانگر دیدگاه یکی از اعضای ارشد تیم «تحول و تداوم» است و بیانگر دیدگاه روزنامة جامعة باز نیست. جامعة باز، این نوشتار را به فراخور اهمیتی که دارد و اینکه منطق تحلیلی آن، بیانگر دیدگاه طیف وسیعی از حامیان تیم «تحول و تداوم» است، نشر کرده است. طبیعی است که حق نقد این نوشته یا دفاعیة تیم «اصلاحات و همگرایی» محفوظ است. جامعة باز، براساس رسالت نشراتی، خود را متعهد به نشر مقالات انتقادی و توضیحی توسط مقامات یا هواداران تیم اصلاحات و همگرایی می‌داند. مقالات طبعاً باید حاوی دیدگاه مشخص، اصول نقد و عاری از توهین و ادبیات خشونت باشد.   

 

 

فرخنده زهرا نادری نمایندة مردم در شورای ملی

صدای قدرت‌جویانة معترضان تیم هم‌گرایی نمایانگر سرکشی این گروه از قانون، سرکشی از حاکمیت قانون و مردمسالاری است. در اصول دموکراسی، قطع نظر از سلیقه‌های گروهی تیم همگرایی، عرف جهانی این است که کمیسیون مستقل انتخابات اعلام نتایج را انجام داده است و یکی از نامزدان را رییس‌جمهور معرفی می‎کند؛ اما  در عرف خشونت، گروه خاص، خود را ما فوق قانون شمرده قانون را به دست گرفته و با شعار های تئوریک شاعرانةشان راجع به منافع مردم بیرون از مرز‌های قانون زورگویی می‌کنند و در نهایت این گروه سلطه‌جو در عدم اصول دموکراسی، ایشان را برندة قدرت اعلان کرده خواهان ترویج عرف خشونت در میان مردم با حرکات زور‌گویانه می‌گردند که در نتیجه، قدرتی که از آن به وجود خواهد آمد، قدرت افراط‌‌گری و دیکتاتوری خواهد بود که حافظة تاریخ ما چنین گذشته‌ها را به اشکال مختلفی تجربه کرده است.

اما نقطة قابل عطف این‌جاست که تیم محترم اصلاحات با همگرایی غیر‌قانونی‌شان تظاهراتی غیر‌دموکراتیک را در سه ولایت به شمول پایتخت به ‌خاطر نمایش زورگویی و تمرین کودتا به راه انداختند که بدون تردید، نمی‌تواند اثری در نتایج انتخابات وارد کند

ریختن مردم در جاده‌ها در اعتراض به تقلب یک امر خیلی به‌جا و ارزنده است، اما متأسفانه بیرون‌شدن این گروه، نه نمایند‌گی از ملت می‌کند و نه خواسته‌ها و آواز مردم (مبارزه علیه تقلب) را انعکاس می‌دهد، بلکه بیرون‌شدن آن‌ها ممثل تقاضای غیر‌قانونی تیم همگرایی (ما برنده‌ایم!) که به هر‌قیمتی خواهان گرفتن قدرت‌اند، می‌باشد؛ چون ایشان قدرت را اجازة فلتر (تصفیه) نداده خواهان فلج‌سازی ماشین‌های تصفیة قدرت در پروسة دموکراسی‌سازی (کمیسیون‌های مستقل انتخابات و شکایات انتخاباتی)‌اند. تیم همگرایی در پشت دروازة ارگ حق مالکیت آن‌جا را ادعا کرده هشدار دادند و با نقض حقوق میلیون‌ها اتباع دیگر این کشور که در روز انتخابات رأی داده‌اند و زعیم ملی را انتخاب کرده‌اند، جهت منافع و سلیقة گروه خود، رییس‌جمهور اعلان می‌کنند.

تأثیرات این اعتراضات

به‌جا می‌دانم راجع به تأثیرات این صدا‌های بی‌تأثیر سلطه‌جویانه اندکی بیشتر تبصره کنم.

گفته می‌شود افغانستان تقریباً بین ٢۵-٣٠ میلیون نفوس دارد که از این جمله برای  ١۵-٢٠ میلیون آن کارت رأی‌دهی توزیع شده است و در دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری ١٣٩٣ نظر به آمار رسمی ارائه‌شده توسط کمیسیون مستقل انتخابات، بین ٧-٨ میلیون تن در سراسر کشور رأی داده‌اند.

اما نقطة قابل عطف این‌جاست که تیم محترم اصلاحات با همگرایی غیر‌قانونی‌شان تظاهراتی غیر‌دموکراتیک را در سه ولایت به شمول پایتخت به ‌خاطر نمایش زورگویی و تمرین کودتا به راه انداختند که بدون تردید، نمی‌تواند اثری در نتایج انتخابات وارد کند. به‌طور نمونه، از بین همایشی که در سه ولایت (بادغیس تقریباً ۶٠٠ نفر، بلخ ١٢٠٠ نفر و در کابل در حدود ١۵٠٠٠‌-١٧٠٠٠ تن اشتراک‌کننده) به‌وقوع پیوست، گسترده‌ترین آن را که در کابل با زحمات بی‌کران و موجودیت فزیکی رهبران محترم تیم همگرایی صورت گرفت، مورد بحث قرار دهم.

در کابل تقریباً در حدود ۵ میلیون تن سکونت دارند و از این آمار تقریباً ۸۰۰۰۰۰ آن رأی داده‌اند و با سخاوت آمار می‌خواهم بگویم که تقریباً ١۵٠٠٠‌-١٧٠٠٠ تن از هواداران تیم هم‌گرایی که تعداد قابل ملاحظةشان‌را شهروندان بیرونی و غیر‌واجد شرایط رأی‌دهی از لحاظ سنی تشکیل می‌دادند، ‌روز جمعه روی سرک‌ها و خیابان‌های شهر کابل ریختند. حال در این صورت آیا ١۵‌–‌١٧ هزار هواداران همگرایی می‌توانند حق تخمیناً ۵ میلیون کابلی را سلب کرده بر آرای ۸۰۰۰۰۰ شهروندان کابل که در پروسة ملی انتخابات جهت انتخاب سیاسی سهم گرفتند، تأثیرات به وجود آورد؟

اصلاً نه!

قطع نظر از این‌که آمار معترضان محترم همگرایی در سه ولایت مزبور حتا نفوس کوچک‌ترین ولایت این کشور را نمی‌تواند تشکیل ‌دهد.

نکتة دیگر این‌که این معترضان خلاف قانون با الفاظ خشونت‌بار صدا بلند می‌کردند و شعار می‌دادند. شاید تعداد زیادی از معترضان نظر به جبر زمان ناخود‌آگاه و احساساتی، اما با مهندسی کتله‌های کوچک شعار‌های ضد دموکراسی، ضد صلح و ضد قانون‌مداری را سر می‌دادند که در نتیجة فریاد‌های غیر‌مسئولانة تیم همگرایی، این گروه خواهان حاکم ساختن قدرت سه‌دهه جنگ شدند. شاید بیشتر جوانانی که در این گروه بودند، با احساس پاک‌شان به ‌سوی صدای طبلی که راه آیندةشان را به ترکستان می‌برد، می‌رفتند؛ زیرا نسل ٢۵ سالة امروز ما که در زمان رژیم پیشین (طالبان) ۵ ساله و در ختم آن قدرت بعد از ٧ سال به‌ سن ١٢سالگی رسیده بودند، حالا با ١٣ سال دموکراسی، ٢۵ ساله‌اند و این نسل تنها رژیم گذشته را با درد‌هایش و دموکراسی را با نواقص آن می‌دانند، اما این‌که چه ضعف حکومت‌داری سبب شد تا آن رژیم‌ در کشور ما پیاده شود، مقاومت مرز‌های کشور ما را از بین برده عناصر بیگانگان در کشور ما جا گیرد، این موضوع به‌ندرت از سوی تعداد کمی از جوانان تحلیل و بررسی می‌شود. علاوه بر این، یک افغانی که در زمان ورود دموکراسی در سال ۲۰۰۱، ۵ ساله بود، حالا در سن ١٨‌سالگی قرار دارد و این نسل دموکراسی تا اندازه‌ای تعریف بحران‌سازی را تجربه نکرده و نمی‌دانند، اما با احساسات پاک خود گرفتار بازی‌های فرسوده و کهنه‌ای می‌شوند که نتیجه‌اش را درست نمی‌دانند تا این‌که تجربه کنند؛ اما قطع نظر از این‌که چه تعداد از نسل جوان ما به چه میزان از گذشته تحلیل دارند، خرابی‌های کابل حافظه‌اش را نباخته است، پس کابل و شهروندان کابل و تمام ولایات افغانستان تاریخ زنده‌ای از سه‌دهه جنگ‌اند و فراتر از طالبان و دموکراسی حافظه دارند، بنابرآن، این ملت، ضعف مقاومتش را و از بین رفتن نهاد‌های حکومتی‌اش را به خاطر قدرت هیچ سیاسی‌هایی در این زمان مردم‌سالاری، قربانی نمی‌کنند و تصمیم این ملت در راستای امضای توافقنامة امنیتی کابل‌ـ‌واشنگتن در لویه‌جرگه عنعنوی، بزرگ‌ترین مصداق این ادعا‌ست.

این تقاضا‌های غیر‌قانونی و سلیقه‌جویانه، انتهای تحرک نفرت را در سرزمینی که نه‌تنها بیش از ٣ دهه جنگ را پشت سر گذاشته بل همین‌اکنون در حال جنگ بوده و مردم هر‌روز خون را در مقابل چشمان‌شان می‌بینند، می‌کارد. پس با صراحت لهجه می‌توان گفت که تظاهرات اخیر مدنی بوده نمی‌تواند!

جالب این‌که تیم همگرایی بی‌خبراز تاریخ جنگی کشور ما، ادعای حکومت‌داری سالم را در سطح عالی و مطابق با معیار‌های غربی که صدها سال عمر دارد، دارند و در غیر آن حوصله‌مندی ساختن و رشد آن‌را در سیاست‌شان نمی‌پذیرند. در ضمن، این تیم، نهاد‌های نو‌پای ١٣‌سالة دموکراتیک را به جرم آوردن مردم‌سالاری و اصول‌گرایی محکوم به جرم فرد (جرم یک عمل شخصی است تعقیب،گرفتاری یا توقف متهم و تطبیق جزا بر او به شخص‌ دیگری سرایت نمی‌کند (مادة ٢۶ قانون اساسی افغانستان)) کرده تفکیک شخص حکمی و حقوقی را کاملاً از سیاست‌شان حذف کرده، خلاف قانون اساسی سرایت جرم را نه‌تنها از فرد به فرد بل به نهاد نیز جایز می‌دانند. در نتیجة این افکار و پالیسی فرا‌قانونی تیم محترم همگرایی، نهاد‌های دموکراتیک، به‌خصوص کمیسیون‌هایی که با چالش‌های بسیار، وظیفة تصفیة قدرت را از خون‌ریزی دهه‌های گذشته به ‌رنگ‌ریزی امروز مبدل کرده‌اند، مجرمان ۳ دهه جنگ شناخته شده از سوی این تیم در این انتخابات به ‌مرگ محکوم شده‌اند.

اما این تیم  بی‌خبر از این‌که چنین فضایی امن و آزادی برای درد باختن و ماتم‌سرای‌ قدرت‌شان مبین قدرت دموکراسی و نهاد‌هایی‌اند که ایشان به آن‌ها شعار‌های خشونت‌آمیزی ‌‌چون «مرگ باد» و «نابودی» را روا می‌دارند.

‌اما مهندسان قدرت همگرایی ما باید بدانند که مردم به هیچ صورت این‌گونه ژست‌های خشونت‌زا را که زخم و اضطراب جنگ‌های داخلی گذشته را در ذهن آن‌ها دوباره بیدار سازد، نمی‌پذیرند و فرصت تکرار تاریخ را نمی‌دهند!

آیا این حرکات، مدنی نامیده می‌شود؟

مادة ٣۶ قانون اساسی افغانستان، اتباع کشور را حق تظاهرات برای تأمین مقاصد جایز و صلح‌آمیز‌شان بدون حمل سلاح را داده است که در هیاهوی روز جمعه این نکات جداً نقض شد.

نخست تلویزیون نور با پخش آهنگی که مردم را تحریک به خشونت می‌کرد و عملاً از گرفتن سلاح نام می‌برد، صریحاً این ماده را نقض کرده است (مطلع آهنگ: دشمن تو تانگ دارد از تو تفنگ است).

بیایید فرض کنیم که اگر در مقابل این گروه پر‌هلهلة زورگو در یک سرک کابل شهروندی کابلی ‌از تیم تحول با چهرة شناخته‌شده مقابل می‌شد، چه واقع می‌شد؟

تقاضا‌های خلاف قانون و شعار‌های کودتایی و نفرت‌زای تیم هم‌گرایی‌ روز جمعه مردم را تحریک به خشونت می‌کرد. چند نمونه از شعار‌های تیم همگرایی که نمایند‌‌گی از حرکت مدنی، افکار حکومت‌داری و ساختن نه بل نمایانگر خشونت و از بین بردن دموکراسی‌ا‌ند، یاد می‌کنم:

- مرگ به کمیسیون مستقل انتخابات

- مرگ به ارگ!

- مرگ به ارگ‌نشینان!

- ارگ باید تخلیه شود و به‌طور مسالمت‌آمیز به داکتر عبدالله تسلیم گردد.

- یا ارگ یا مرگ!

- رییس‌جمهور ما داکترعبدالله است، به هیچ‌چیز‌ دیگری قناعت نداریم!

- ما برنده بودیم، برنده هستیم و برنده خواهیم بود!

- مرگ به اشرف‌غنی احمد‌زی!

این تقاضا‌های غیر‌قانونی و سلیقه‌جویانه، انتهای تحرک نفرت را در سرزمینی که نه‌تنها بیش از ٣ دهه جنگ را پشت سر گذاشته بل همین‌اکنون در حال جنگ بوده و مردم هر‌روز خون را در مقابل چشمان‌شان می‌بینند، می‌کارد. پس با صراحت لهجه می‌توان گفت که تظاهرات اخیر مدنی بوده نمی‌تواند!

به بازی گرفتن احساسات مردم در این نمایش‌های سلطه‌جویانه با شعار‌هایی که به ‌دلیل اصل‌نبودنش هیچ‌گاه نتوانست وارد مناظره گردد، از یک طرف و از طرف دیگر، نادیده‌گرفتن نهاد‌های قانونی با بهانة چالش‌های اجتماعی نیروی کاذب به مهندسان زور‌گوی قدرت داده که در نتیجه «تظاهرات» چنین وانمود کنند که می‌توانند با شدت‌بخشیدن آتش احساسات مردم، جنگ‌های داخلی را دوباره بر افغانستان حاکم سازند تا باشد که به ‌وسیلة چنین فشاری یا رییس‌جمهور «ارگ باید تخلیه شود و به‌طور مسالمت‌آمیز به داکتر عبدالله تسلیم گردد» ‌یا کمیسیون‌های مستقل انتخابات «رییس‌جمهور ما داکتر عبدالله است، به هیچ‌چیز دیگری قناعت نداریم» را وادار به تسلیم قدرت به تیم همگرایی کند؛ اما خوش‌بختانه قدرت دموکراسی و مردم‌سالاری فراتر از نمایش‌های زورگویانه است.

گرفتن قدرت با چنین هشدار‌هایی و محاصره‌کردن‌‌ ارگ از سوی رهبری تیم همگرایی و سردادن شعار های غیر‌دموکراتیک (ارگ باید تخلیه شود و به‌طور مسالمت‌آمیز به داکتر عبدالله تسلیم گردد) مبین این واقعیت است که تیم همگرایی ‌‌جز از رسیدن به قدرت مطلقه به هیچ‌چیز‌ دیگری قناعت ندارند. بالأخره با بهانه‌های کمبودی و ضعف در نهاد‌های دموکراتیک به هر‌قیمت آمادة حمله و گرفتن قدرت‌ا‌ند و بس! این‌جا مهندسان همگرایی ما بر دموکراسی منت می‌گذارند که از واژة «مسالمت‌آمیز» استفاده کرده هشدار خود را مدنی ساخته‌اند. این مانند آن است که یک انگشت که با علامه (۱) اخطار می‌دهد، (۴) انگشت دیگر به ‌سوی هشدار‌دهنده می‌آید؛ اما متأسفانه اشتیاق قدرت، چشم بینایی در آن چهار انگشت نمانده است.

واقعاً ‌روز جمعه بزرگ‌ترین نمایش از اعتراضات تیم همگرایی را شاهد بودیم چون‌که از این بیشتر برای‌شان امکان‌پذیر نبود. در تظاهرات دور قبل آن‌ها، مردم صلح‌جوی افغانستان نخواستند که به جاده‌ها بیرون شده هم خود، هم ملت جنگ‌دیده را اذیت کنند؛ اما این‌بار رهبران این تیم برای امتیاز‌گیری و ایجاد اضطراب و ترس در ذهن مردم خود بیرون آمده از آخرین ضربه‌های قدرت‌شان ‌استفاده کردند و روز را هم روز جمعه انتخاب کردند تا باشد در این رخصتی عمومی ١۵٠٠٠‌-١٧٠٠٠ تن را از مسجد‌ها با شعار‌های جنگی و احساساتی‌شان بیرون بکشانند. اما یک‌بار دیگر باید گفت که این‌جا مردم حاکم‌اند، نه یک گروه خاص!

پیشنهادها:

رهبران این کشور جنگ‌دیده نباید فرهنگ خشونت را با الفاظ نفرت‌زا در قالب دموکراسی پیاده کنند؛ بل با الفاظ صلح‌پرور‌شان باید الگوساز فرهنگ دموکراتیک که همانا فرهنگ هم‌زیستی، همدیگر‌پذیری، ساختن و پیش‌رفتن است، باشند، نه به بن‌بست کشانیدن و عقب‌بردن مردم!

تیم محترم هم‌گرایی:

  1. به‌ خاطر دید بزرگ رهبری‌ و ادعای زعامت باید کمیسیون‌ها را به‌صورت نهاد های یکبار مصرف ندیده، ‌اجازة رشد و پیش‌رفت آن‌ها را در سرزمین جنگ‌زده و خون‌ریز جهت ارزش و پاس‌داری از خون افغان‌های شهید این پروسه و انگشتانی که به ‌خاطر رنگ کمیسیون با رنگ خون‌شان حلال شدند، داده و به پروسه احترام بگذارند.
  1. شما با وصف این‌که نظر به کاستی‌های دموکراسی نو‌پا نتوانستید آپوزیسیون را قوی و روشن تعریف کنید، موجودیت شما در صحنة سیاست برای توازن‌بخشیدن به فضای پرچالش سیاسی کشور ما غنیمت بوده و در بسا موارد قابل توجه است، پس این تفکیکی که بین شما و آپوزیسون مسلح (طالبان) دولت وجود دارد را حفظ کرده به جای کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی و قوة قضا، محکمة صحرایی نیافرینید.
  1. به مردم در هر‌دو حالت باید اطمینان دهید که اگر در حکومت هستید یا آپوزیسیون، نه این‌که خشونت می‌کارید بلکه در هر‌دو حالت دموکرات‌پرور‌ید، نه خشونت‌پرور!
  1. تیم تحول و تداوم که شریک شما در این پروسه‌ است، در داخل کمیسیون‌ها در انتظار حضور شماست، با وصف این‌که پروسه به‌صورت عادی پیش می‌رود؛ اما حضور شما در کمیسیون، تعهد شما را به دموکراسی نشان می‌دهد. در ضمن هردو تیم با تعریف جدیدی از سیاست، داخل صحنة گرفتن قدرت شده‌اند و آن این‌که با هم دشمن نیستند، بلکه مبنی بر دیدگاه و برنامه تقسیم شده‌اند که حتا در نتیجة بازی نیز با هم شرکا باقی مانده یکی حکومت خواهد کرد و دیگری آپوزیسیون خواهد بود.





  1. عبدالواحد (احسان)
    ۳:۱۷ ب.ظ در سرطان ۱۰م, ۱۳۹۳

    طرفدارن اقای خلیلی متعصفانه پشر مرگ تیم اشرف غنی شده است برای شان متعصف هستم چرا افراد جنرال دوستم و ضیا مسعود نیست که هراجا ما هزاره ها پش مرگ استاد میشویم درحال که معاونیت سوم مربوط هزاره هاست.

  2. تمیم
    ۴:۳۲ ب.ظ در سرطان ۱۰م, ۱۳۹۳

    خانم نادرى با استفاده ازکلمه دموکراسى خیلى جانب دارانه تحلیل کرده حتى
    کوشیده تعداد مردم که درتظاهرات شرکت کرده ازنظر ایشان رقم محدود بوده وبزور آورده شده .
    تقلب که درکمیسیون انتخابات صورت میگیرد براى خانم نادرى قانونى بوده وهیچگاه نقص دموکراسى نیست چنانچه از جناب امر خیل هیچ اطلاع ندارد وآنچه تلاش دارد انست که دیدگاهش بعنوان فتواى مذهبى درجامعه قبول شود وازایشان اطاعت شود امید است خانم نادرى دموکراسى درجامعه افغانى طور دلخواه تعریف نکند

  3. jamila
    ۵:۳۳ ب.ظ در سرطان ۱۰م, ۱۳۹۳

    درود، خوب بود اما نمیتوان به این سادگی روی شعور مردم خط زد و با اعتراضات مدنی را سلیقه ی برخورد کرد. قبول کنیم یا نه، نمی توان جمعیت ملیونی روز جمعه را بی شعور و احساساتی قلمداد کرد، همینطور که در مقاله ذکر رفته که مردم در خیمه لویه جرگه در ارتباط امضا پیمان امنیتی ثابت کردند که از برگشت به گذشته بیزارند، به همان اندازه، روز جمعه با حضور ملیونی خود با جاده ها، ثابت کردند که از تقلب بیزارند.

    ممنون

  4. احمد بکتاش جسور
    ۹:۱۱ ب.ظ در سرطان ۱۰م, ۱۳۹۳

    این نوشته ها تا آنکه اصلاحات و همگرایی را نقد کند خود نمایانگر اندیشه های مغرض و خالی از مبحث منطق این روسپی است .
    آنانیکه در اعتراضات مدنی مردانه به پا برخاسته بودند کمیت آن بیشتراز صد ها هزار بود که کماکان اگر مبالغه نشود در کل ارگ را به لرزه و محاصره مدنی در آورده بودند .
    ما قبل از آن که جانبدارانه عمل کنیم باییست نبض جامعه و گرایش های فکری ملت را تحلیل و ارزیابی کنیم که خود شبکه های اجتماعی مصداقیست بر نتایج انتخابات و اشتراک مردم در آن روند .
    شما کمیسیون را که خود درز و ناهنجاری های پر هیاهوی امروز را بین این ملت ایجاد کرده یک ارگان ممثل و پرباکننده دموکزاسی نام برده اید اما این کمیسیون نا مستقل با آنکه اسناد مشهود مبنی بز آلوده بودن آن در دسترس فرد فرد ملت قرار گرفته هنوز هم شما بر مستقل و عدم وابستگی آن تاکید میکند نمیدانم شما را یک تحلیل گر و یا هم یک روسپی سیاسی لقب دادد.
    ما بیشتر از همه به ارزش های دموکراسی باورمندیم و این زا تاریخ به کثرت بیان کزده است ،پس هز فرد و قشریکه این فزهنگ زا به مثابه صعف مان قلمداد میکند به تزکستان زفته است .اگر اعتراضات مان مبنی بر تفکیک آرای پاک از نا پاک به گوشهای کر حاقات متخلف و درگیر در این بحران نرسد پس چه راهی به جز از دست بردن زور و اسلحه وحود دارد .
    ما از ناچاری دست به اسلحه خواهیم برد و این را هیچ کس نمی توان مانع شود چون حق را باید گرفت

  5. اسماعیلیه
    ۱۰:۲۰ ب.ظ در سرطان ۱۰م, ۱۳۹۳

    زهرا جان نادری به شدت درد دیده است انگار از تیم اصلاحات و همگرایی؟! عقده-مندانه و کینه-توزانه چیز نوشته است. بی بی زهرا جان باید بداند که بیدادی و جوری را که پدر و و پدر بزرگ-اش در حق اسماعیلیان هزاره روا داشته است؛ کابوس آن شایدخیلی سیاه-تر از کابوسهای استبداد و اختناق و جنگ و خونریزی و بدبختی و بلای-ای است که بر سر عمومِ مردمِ افغانستان در مقاطع تاریخی مختلف آمده است. زهرا جان بدون این مقاله-ای از نظر انشایی و زبانی بی-سروته هم مشهور است. شاه بانویی که برای حقوق بشر گلو پاره می کند و در خانۀ خود ده-ها مرد و زنِ برده و کلفت و خدمتکار و خانه سامان و چاپی-گر… دارد. این بانو مشهور است!!

  6. صالح
    ۹:۰۸ ق.ظ در سرطان ۱۱م, ۱۳۹۳

    خانم زهرا نادری با سو استفاده از تربیون ها، برنامه های تلویزیونی و شبکه های اجتماعی میخواهد با رقیب ضربه وارد کند حتی حرکت های مدنی تیم اصلاحات را کودتا جلوه میدهد اما هیچ گاهی محترمه از قومی سازی انتخابات توسط تیم تحول و تداوم و اخطار جمعه خان همدرد به پشتون و دوستم به ازبک ها ، لالی و غیره حرف به عمل نیاورد.

  7. ادریس
    ۱۰:۱۵ ق.ظ در سرطان ۱۱م, ۱۳۹۳

    با احترام به دیدگاه همگان، بجاست تا اندکی عمیقتر وارد قضایای سیاسی اجتماعی افغانستان گردیده و از قضاوت های جانبدارانه که جز افروختن آتش نفرت و انزجار چیزی دیگری نیست پرهیز گردد. خانم نادری بدون درک اصل جانبدارانه و با پیروی از سیاست اشتباه فامیلی خویش که مدام الوقت قبول کورکورانه نظریات حزب جنبش اسلامی به رهبری جناب جنرال صاحب دوستم میباشد. خانم نادری باید بر گذشته برگردد و منحیث سیاستمدار جوان و نماینده مردم در پارلمان کشور از اشتباهات سیاست فامیلی خویش در دهه ۹۰ و قبل از آن و بعد از آن بیاموزد. بهر حال آنچه خانم نادری درین مقاله به زعم خودش پر خط و خال نوشته است بیانگر حقایق عینی جامعه نیست بلکه بیشتر ریشه در تفکرات دارد که این خانم جوان با آن پیراسته گردیده است. حظور صد ها هزار نفری مردم در خیابان های پایتخت و ولایات را تقاضا‌های غیر‌قانونی ، سلیقه‌جویانه و انتهای تحرک نفرت در کشور که ۳۰ سال جنگ را پشت سر گذشتانده است میداند، در حالیکه فامیل ایشان سهم قابل ملاحظه در جنگ های ۳۰ سال داشته و همچو سر و صداهای را سال های قبل ایشان در شهر پلخمری ولایت بغلان راه انداخته بودند که اونوقت با وجود تقاضای غیر قانونی ایشان این گمانه زنی اصلا وجود نداشت. خانم نادری منحیث یک سیاستمدار باید قبول نماید که هر آن تحرکات مدنی که با خشونت همراه نباشد گامیست بسوی نهادینه ساختن و پخته ساختن دموکراسی در کشور نه صدا‌های بی‌تأثیر سلطه‌جویانه. سپاس

  8. فهیم
    ۱۱:۰۷ ق.ظ در سرطان ۱۱م, ۱۳۹۳

    خیلی مزخرف است

  9. بیدار کامل
    ۱:۰۶ ب.ظ در سرطان ۱۱م, ۱۳۹۳

    من زیاد تبصره نمیکنم نوشتار بالا بیانگر حقایقی است که انکار ان اصولا درست نیست ام اینکه این گفته ها از زبان چی کسانی آگاهانه ویا نا اگاهانه بیرون شده است در هاله ی از ابهام است. تعجب من ازین است که متاسفانه کسانیکه سالها مردم رامانند برده در اختیار داشته اند وهنوز که هنوز است برده داری پایان نیافته است کلمات چون جامعه مدنی، دمووو کراسی وحقوق بشر را که واقعا کلمات زیبایی هستند در جایش، بر زبان به گفته ی بـــره ره ی ها دربه میکنند چی پیامی خواهد داشت . باز هم میگویم فرخنده جان آدرس را اشتباه گرفتی برعکس اگر داکتر صاحب عزیر احمدزی صاحب پایش در ارگ که میراث صدها ساله شان است برسد انقدر پلنگ ها و شیر ها در اطراف وبیشه ها خفته ومنتظر فرصت هستند که هیچ نگو بل خواهید دید که چی تعداد زی ها ، با با ها ،سردارهاو …..وغیره سر از اطراف ارگ بیرون خواهند کرد که دیگر جایی برای شما و امثال شما باقی نخواهند ماند بیهوده خودرا زحمت ندهید ویا تجاهل عارفانه را در پیش گرفته اید تاریخ گواه است فقط خودرا نگهدار لطفا نوشته ی زیر را کمی با دقت بخوان و نظر ارایه کن که حقیقت دارد؟ افلاطون: روح دایره است و من دایره های روحم را کشف کردم! پنح دایره دور روحم کشیدم
    دایره اول
    نام افرادی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من می دهند و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود نام کسانی را که از دنیای من فاصله دارند و بیشترین کشمکش را با آنها دارم

    همه ما دلمان می خواهد که احساسی خوب در مورد خودمان داشته باشیم و گاهی اوقات نداریم! گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان بستگی به تاثیری دارد که دیگران روی ما می گذارند. آنهایی که در دایره آخر هستند و سعی می کنند که اعتماد به نفس ما را از بین ببرند

    نمی توانی کسی را مجبور کنی که دوستت داشته باشد و گاهی حضور در کنار افراد نامناسب باعث می شود حتی در مقایسه با تنهایی ات، بیشتر احساس تنهایی کنی…

    در چنین وضعیتی تلاش برای ایجاد تغییر و تحول ممکن است باعث شود راهت را گم کنی یا شاید باعث شود وجود خودت که تو را “تو” می کند را ازدست بدهی

    گاه سالها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی به همین دلیل بسیار مهم است که افرادی را در اطرافت داشته باشی که دوستت بدارند حتی گاهی بیشتر از آنچه که خودت می توانی خودت را دوست داشته باشی

    در مواجه با افراد از خودت بپرس: این فرد چه حسی در من ایجاد می کند؟ در کنار او می توانم خودم باشم؟ با او می توانم رو راست باشم؟ می توانم به او هرچه می خواهم بگویم؟ در کنار او احساس راحتی می کنم؟ وقتی او وارد می شود چه حسی به من دست می دهد؟ و وقتی می رود چه حالی می شوم؟ وقتی با او هستم احساسات واقعی ام را پنهان می کنم یا با او روراستم؟ آیا او باعث می شود احساس حقارت کنم یا به خودم ببالم؟

    فلسفه وجود این پنج دایره شناخت است، نه پیش داوری، پس با خودت روراست باش

    با افرادی که در نظر تو بد خلق اند، مدارا کن، و خودت را مقید نکن که چون به صرف اینکه با کسی در سر کار و یا اوقاتی ممتد هر روز زمانی را می گذرانی باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی

    در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری حتی اگر هر روز آنها را نمی بینی ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود

    از خودت بپرس، در مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم؟ آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند.
    با این افراد و در کنار آنها، قدرتمندی و ارزشهای مشترک با آنها داری و با حضور آنها در زندگیت، دنیا را زیباتر می بینی. دوستان و همراهانی خارق العاده!

    دایره دوم

    جای کسانی است که به رشد معنوی تو کمک می کنند، مربیان، آموزگاران و شاید هم افرادی که تنها برای وقت گذرانی خوبند. بیرون رفتن و خندیدن. چیزی به تو اضافه نمی کنند ولی در عین حال هم باعث نمی شوند که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی

    دایره سوم

    همکاران و اقوامند و شاید هم آدمهای خنثی، کسانی که نقش بسیار کوچکی در چند ساعت از زندگی تو ایفا می کنند و تاثیر آنها نیز تنها همان چند ساعتی است که با آنها هستی. هیچ زمانی در غیر از ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمی کنی و به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند

    افراد این دایره در محدوده کار و وظایفشان با تو هستند و لاغیر

    دایره چهارم

    سر آغاز عزم راسخ توست! آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند. افراد این دایره لزوما” با خود واقعی تو مرتبط نیستند. حتی ممکن است رییس اداره ای باشد که تنها دورادور با کار آنها در ارتباطی. افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ات مهم هستند.

    در کنار آنها نمی توانی راحت باشی و وقتی آنها را می بینی شاید حتی آشفته و پریشان شوی

    دایره آخر

    جای دورترین افراد است. جای آدمهایی که به تو لطمه زده اند، تحقیرت کرده اند، کسانی که همیشه به تو انرژی منفی می دهند و احساسات زجرآوری را با آنها تجربه می کنی.

    اکنون که جای هر کس را تعیین کردی، اجازه نده کسانی که در دایره آخر جای دارند مستقیما” روح و روان تو را هدف قرار دهند. نگذار کسی اولویت زندگی تو باشد، وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی او هستی.

    یک رابطه بهترین حالتش وقتی است که دو طرف در تعادل باشند.

    شخصیت خودت را برای کسی تشریح نکن چون کسی که تو را دوست داشته باشد به آن توضیحات نیازی ندارد و کسی که از تو بدش بیاید، باور نمی کند!

    وقتی دائم بگویی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمی شوی

    وقتی دائم بگویی وقت ندارم، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی

    وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم، آن فردا هیچوقت نمی آید!

    وقتی صبح بیدار می شویم دو انتخاب داریم: برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم، یا بیدار شویم و رویاهایمان را دنبال کنیم. انتخاب با ماست…

    ما کسانی که به فکرمان هستند را نگران می کنیم و حتی به گریه می اندازیم و گریه می کنیم برای کسانی که حتی لحظه ای به فکر ما نیستند!این یکی از حقایق عجیب زندگی است و اگر این را بفهمی، هیچوقت برای تغییر دی

  10. سید احمدیار
    ۴:۵۰ ب.ظ در سرطان ۱۸م, ۱۳۹۳

    خوشحال شدم که خانم زهرا نادری حد اقل از مردم سالاری و قانون اساسی در افغانستان گپ ها و تیوری های خاص جامعه قبیله گرا و مصلحت پذیر را به رُخ مردم می کشد، در عوض اینکه مجرم را به محکمه معرفی نماید به متضرر می گوئید، صبر کن و انتظار بکش تا اینکه مدافع نظام و محکمه الوده به فساد در مورد کمیته های به اصطلاح مستقل رای بیگناهی صادر نماید، آفرین بر این خانم به اصطلاح نخبه، لطفاً برای من ریفرنس بدهد که در کجا ماستری مردم سالاری گرفته است تا من هم وارد آن دانشگاه دولت و حاکمیت سالاری شوم. تشکر

دیدگاه‌تان را بنویسید: