سال چهارم / شماره : 735 / چهارشنبه / ۲م جوزا ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Wednesday, 23 May , 2018

انزوای پاکستان با بندر چابهار

نویسنده : فرزاد فرحزاد - کد خبر : 45364

۲ جوزا , ۱۳۹۵

society view


قرار است فردا (دوشنبه) رییسان دولت‌های افغانستان، هند و ایران توافق‌نامه‌ای را در زمینۀ راه‌اندازی بندر چابهار ایران امضا کنند. با راه‌اندازی این بندر، سه ‌کشور هند، ایران و افغانستان می‌خواهند مسیر ترانزیت و انتقال کالا به سه ‌کشور و از طریق آن به سایر کشورهای منطقه، به‌ویژه آسیای میانۀ غنی از انرژی را شتاب بخشند. در واقع طرح توسعۀ بندر چابهار، پاسخی به پروژۀ بلندپروازانۀ چین در پاکستان با ایجاد بندر گوادر در ایالت بلوچستان است؛ بندری‌ که از طریق پروژه «یک کمربند، یک راه» پکن را به بازارهای بین‌المللی وصل می‌کند.

هندی‌ها توافق‌نامۀ بخش اول بندر چابهار را تلاش هند برای خثناکردن توسعۀ بندر گوادر در پاکستان توصیف می‌کنند؛ بندری که در ساحل دریای عرب و نزدیکی گذرگاه مهم بین‌المللی تنگۀ هرمز واقع است و دسترسی چین به اقیانوس هند را ساده می‌سازد. چابهار تنها ۷۰ کیلومتر از گوادر فاصله دارد و با راه‌اندازی آن، هند اجازه می‌یابد تا پاکستان را دور بزند و مسیر جایگزین دریا‌ـ‌خاکی برای تجارتش با افغانستان و کشورهای آسیای میانه را به دست آورد. سرمایه‌گذاری هند در چابهار در ادامۀ تمویل پروژۀ ۲۲۰ کیلومتری جادۀ دلارام‌ـ‌زرنج بیشتر معنا می‌یابد؛ مسیری که بازارهای افغانستان به این بندر را تسهیل می‌کند. با عملیاتی‌شدن این بندر، انتظار می‌رود که به کریدور حمل‌ونقل بین‌المللی شمال جنوب تلنگری بدهد که در واقع ابتکار ژئو‌استراتژیک دیگری است که هند را به آسیای میانه و روسیه وصل می‌کند.

طرح درازمدت هند پیوستن جاپان به این پروژه است که دسترسی سادۀ امپراتوری به خطوط حمل‌ونقل در اقیانوس هند را در پی دارد. رسانه‌های جاپانی از احتمال توافق مشابهی در جریان سفر ماه آیندۀ شینزو آبه، نخست‌وزیر این‌ کشور به ایران در پیوند با بندر چابهار گمانه‌زنی کرده‌اند.

وابستگی بیش از حد افغانستان به خطوط ترانزیتی پاکستان برای واردات و صادرات کالاهای مورد نیاز و تولیدی‌اش‌، یکی از نقاط ضعف همیشگی بوده است. به نظر می‌رسد که اجرایی‌شدن طرح اتصال بازارهای هند و افغانستان به همدیگر و از این طریق به سایر بازارهای بین‌المللی و منطقه‌ای، به میزان زیادی از وابستگی افغانستان به پاکستان می‌کاهد. در سال‌های گذشته تفاهم‌نامه‌های تجارتی و ترانزیتی میان افغانستان و پاکستان به امضا رسیده‌اند که در مواردی ایالات متحده نیز در زمینه پادرمیانی کرده است؛ ولی به‌رغم فشارهای واشنگتن بر اسلام‌آباد، سیاست‌مداران و نظامیان عمدتاً پنجابی از تعهدات‌شان سر باز زده و در زمینۀ اجرای توافقاتی که به نفع سرمایه‌گذاران و تاجران افغانستان بوده، سنگ‌اندازی کرده‌اند. این وضعیت سبب شده تا کالاهای وارداتی مورد نیاز افغانستان گران‌تر تمام شود و زیان اصلی را مصرف‌کننده متحمل شود.

 اسلام‌آباد از کابل می‌خواهد تا دسترسی این ‌کشور به ذخایر انرژی و از جانب دیگر بازارهای آسیای میانه برای تولیدات این‌ کشور را تسهیل کند، ولی از جانب دیگر، در قبال تعهدات خود نسبت به کریدوری که افغانستان از طریق خاک این ‌کشور به بازارهای منطقه‌ای و بین‌المللی دست‌رسی می‌یابد، عمل نمی‌کند. این دوگانگی عمل پاکستان، زمینه را برای دورزدن این ‌کشور فراهم می‌کند و همین‌گونه عرصه را برای بازیگری تهران در سیاست‌های تجاری و منطقه‌ای بازتر می‌سازد. ایران که به دلیل تحریم‌های غربی سال‌هاست ‌‌با مشکلات اقتصادی همراه است، راه‌اندازی و به‌بارنشستن پروژۀ بندر چابهار، این ‌کشور را در محور مناسبات تجاری و منطقه‌ای قرار می‌دهد. 

از این جهت تصمیم افغانستان برای دورزدن پاکستان اهمیت دارد و تا حدودی از بار سنگینی که بر اقتصاد مردم فقیر وارد می‌شود، می‌کاهد. افغانستان و هند شرکای استراتژیک در منطقه‌اند. دو کشور در کنار منافع اقتصادی، مناسبات سیاسی نزدیک نیز دارند. هر‌دو کشور از ستیزه‌جویانی آسیب می‌بینند که پایگاه‌های‌شان در پاکستان است و ادعا می‌شود که سازمان قدرت‌مند اطلاعات ارتش پاکستان و نظامیان راولپندی در پشت این گروه‌ها قرار دارند. بیان نگرانی‌ها و ضدیت آشکارای مقام‌های پیشین و در مواردی برحال پاکستانی نسبت به حضور هند در افغانستان، بر کسی پوشیده نیست. هند یکی از بزرگ‌ترین کمک‌کنندگان ۱۵ سال اخیر افغانستان بوده است. این‌ کشور در پروژه‌های زیربنایی برای تقویت افغانستان سرمایه‌گذاری کرده است. سیاست‌مداران پاکستانی به فعالیت‌های اقتصادی و سیاسی هند در افغانستان با بدبینی و بدگمانی می‌نگرند و آن را تلاشی در جهت تضعیف حاکمیت ملی خودشان تعبیر و تفسیر کرده‌اند و می‌کنند. مهم‌ترین مدعای این سخنان، اظهارات پرویز مشرف، دیکتاتور پیشین نظامی پاکستان است. او در چندین مورد، آشکارا گپ‌های ضدهندی بر زبان رانده و نسبت به موجودیت تأسیسات هند در خاک افغانستان اعتراض کرده است.

هندی‌ها توافق‌نامۀ بخش اول بندر چابهار را تلاش هند برای خثناکردن توسعۀ بندر گوادر در پاکستان توصیف می‌کنند؛ بندری که در ساحل دریای عرب و نزدیکی گذرگاه مهم بین‌المللی تنگۀ هرمز واقع است و دسترسی چین به اقیانوس هند را ساده می‌سازد. چابهار تنها ۷۰ کیلومتر از گوادر فاصله دارد و با راه‌اندازی آن، هند اجازه می‌یابد تا پاکستان را دور بزند و مسیر جایگزین دریا‌ـ‌خاکی برای تجارتش با افغانستان و کشورهای آسیای میانه را به دست آورد. سرمایه‌گذاری هند در چابهار در ادامۀ تمویل پروژۀ ۲۲۰ کیلومتری جادۀ دلارام‌ـ‌زرنج بیشتر معنا می‌یابد؛ مسیری که بازارهای افغانستان به این بندر را تسهیل می‌کند. با عملیاتی‌شدن این بندر، انتظار می‌رود که به کریدور حمل‌ونقل بین‌المللی شمال جنوب تلنگری بدهد که در واقع ابتکار ژئو‌استراتژیک دیگری است که هند را به آسیای میانه و روسیه وصل می‌کند.

بدبینی‌های سیاست‌مداران و نظامیان پاکستانی نسبت به مناسبات حسنۀ کابل و دهلی‌نو می‌تواند بیانگر دیدگاه استراتژیک و درازمدت آن‌ها به روابط افغانستان و هند باشد. آن‌ها احتمالاً به این جمع‌بندی رسیده‌اند که دورزدن پاکستان از جانب همسایه‌های جنوبی و شمالی‌اش از طریق بندر چابهار، در واقع‌ کنارگذاشتن یکی از ابزارهای فشار اسلام‌آباد بر این دو همسایه‌اش است. ولی نگاه پاکستان در این میان، غیرواقع‌بینانه و تا حدودی غیرمنطقی است. اسلام‌آباد از کابل می‌خواهد تا دسترسی این ‌کشور به ذخایر انرژی و از جانب دیگر بازارهای آسیای میانه برای تولیدات این‌ کشور را تسهیل کند، ولی از جانب دیگر، در قبال تعهدات خود نسبت به کریدوری که افغانستان از طریق خاک این ‌کشور به بازارهای منطقه‌ای و بین‌المللی دست‌رسی می‌یابد، عمل نمی‌کند. این دوگانگی عمل پاکستان، زمینه را برای دورزدن این ‌کشور فراهم می‌کند و همین‌گونه عرصه را برای بازیگری تهران در سیاست‌های تجاری و منطقه‌ای بازتر می‌سازد. ایران که به دلیل تحریم‌های غربی سال‌هاست ‌‌با مشکلات اقتصادی همراه است، راه‌اندازی و به‌بارنشستن پروژۀ بندر چابهار، این ‌کشور را در محور مناسبات تجاری و منطقه‌ای قرار می‌دهد. ایران نیز دل خوشی از پاکستان ندارد. تهران میلیون‌ها دالر را برای احداث خط‌لولۀ انتقال گاز موسوم به «خط‌لولۀ صلح» هزینه کرده و بخشی را که در خاک این‌ کشور واقع است، تا حدود زیادی به پیش برده، ولی پاکستان زیر فشارهای ایالات متحده از عمل‌کردن به تعهدش در این ‌زمینه شانه خالی کرده و به‌رغم درخواست‌های مکرر مقام‌های ایرانی پاسخ درخوری در این ‌زمینه نداده و عملاً به مسئولیتش عمل نکرده است. به نظر می‌رسد اتحاد کابل‌ـ‌دهلی‌نو‌ـ‌تهران، اسلام‌آباد را بیش از پیش در انزوا قرار می‌دهد، به‌ویژه این‌که اخیراً کنگرۀ ایالات متحده اعطای ۴۵۰ میلیون دالر کمک این ‌کشور به پاکستان را به اقدام عملی و محسوس اسلام‌آباد علیه گروه‌های ستیزه‌جو، از جمله شبکۀ حقانی، مشروط کرد.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: