سال چهارم / شماره : 735 / یکشنبه / ۳۱م سرطان ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Sunday, 22 July , 2018

غول‌بازی

نویسنده : زینب حیدری - کد خبر : 45153

۲۸ ثور , ۱۳۹۵

Zainab Haidari (3)


بستن سرک‌ها به روی مردم و پنهان‌شدن در ارگ، شرم‌آورترین کاری بود که اشرف غنی آن را انجام داد. پنهان‌شدن کار موش است نه یک رییس‌جمهور. اشرف غنی یادش رفته است که این شهر مال همین مردم است. مردم صاحب این شهر‌ند و حق دارند تا در هرگوشه‌ای از این زمین که می‌خواهند نفس بکشند. او یادش رفته است که رییس‌جمهور است و باید پاسخگوی سوال‌های مردم باشد. او مجبور است به مردم گوش بدهد. او مسئول است که در هر‌شرایطی مراقب مردم باشد. مردم با دست‌های خالی و با قبول‌کردن هزاران خطر، جان‌های‌شان را کف دستان‌شان گذاشتند و برای خواستن ابتدایی‌ترین نیازشان فریاد زدند، اما او با بی‌شرمی پنهان شد.

 بستن سرک‌ها کار خیلی بدی بود. این برخورد شرم‌آور و زشت تفسیر‌های خیلی بدی دارد. بستن سرک‌ها و نادیده‌گرفتن مردم کار یک رییس‌جمهور نیست، بلکه کار یک آدم ترسو، بزدل و بی‌مسئولیت است. بستن سرک‌ها به روی مردم نشان داد که او هیچ چیزی از مردم‌داری نمی‌داند. او از مردم می‌ترسد؛ از مردمی که بدبختانه او مسئول زندگی‌شان شده است. بستن سرک‌ها، بی‌احترامی بود. بستن سرک‌ها کار یک کور‌فکر است.

او باید سرک‌ها را باز می‌گذاشت، گاردهای شخصی‌اش را در خیابان‌ها می‌فرستاد تا مراقب مردم باشند، دروازه کاخش را باز می‌گذاشت و اجازه می‌داد تا مردم با او حرف بزنند. او فقط می‌توانست حرف بزند. با صبر و حوصله به حرف‌های مردم گوش می‌داد و سعی می‌کرد جواب‌های‌ معقول‌ برای مردم داشته باشد. این کار اسمش احترام است. این کاری است که آدم‌های متمدن و روشنفکر انجام می‌دهند. او می‌توانست با یک پذیرایی ‌ساده و خوب از مردم کار تاریخی و مقبول‌‌ کند. او می‌توانست مردم را با همین کار راضی کند. او با همین کار ساده می‌توانست مانور‌ بدهد که یک رییس‌جمهور خوب است.

او باید به جای پنهان‌شدن در کاخ مجلل‌اش و بستن سرک‌ها، راه دیگری را انتخاب می‌کرد. او باید سرک‌ها را باز می‌گذاشت، گاردهای شخصی‌اش را در خیابان‌ها می‌فرستاد تا مراقب مردم باشند، دروازه کاخش را باز می‌گذاشت و اجازه می‌داد تا مردم با او حرف بزنند. او فقط می‌توانست حرف بزند. با صبر و حوصله به حرف‌های مردم گوش می‌داد و سعی می‌کرد جواب‌های‌ معقول‌ برای مردم داشته باشد. این کار اسمش احترام است. این کاری است که آدم‌های متمدن و روشنفکر انجام می‌دهند. او می‌توانست با یک پذیرایی ‌ساده و خوب از مردم کار تاریخی و مقبول‌‌ کند. او می‌توانست مردم را با همین کار راضی کند. او با همین کار ساده می‌توانست مانور‌ بدهد که یک رییس‌جمهور خوب است.

غنی باید به جای ترسیدن از مردم از خودش می‌ترسید. او باید از تاریخش بترسد و هوشیارانه مواظب باشد تا کارنامه‌اش سیاه‌تر نشود. او باید به یاد بیاورد که زمان در یک نقطه ایستاد نشده است. این زمان حال است. زمان حال، گذشته نیست. زبان و روش‌ها تغییر کرده است. جواب مردمی که با ملایمت و نرمی خواستند با او حرف بزنند، غول‌بازی‌کردن نبود. این خیلی بد است که مردم متمدن باشند، اما رییس‌جمهور به غول‌بازی ادامه بدهد و نخواهد متمدن شود.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: