سال چهارم / شماره : 735 / یکشنبه / ۳۱م سرطان ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Sunday, 22 July , 2018

دین و تعصب-۵

نویسنده : ترجمۀ نازنین شاه‌رکنی - کد خبر : 45114

۲۷ ثور , ۱۳۹۵

shahrokni_nazanin_1


حکایت شمعون پطرس

کشش دو‌سویه دین به سمت تعصب و در خلاف جهت آن، در یکی از حکایت‌های کلاسیک کتاب مقدس در مورد پطر‌س، یکی از حواریون مسیح، به وضوح بیان شده است. در صدر مسیحیت در مورد جامعیت انجیل تردید وجود داشت. آیا انجیل برداشت جدید از یهودیت بود؟ یا این‌که برای اعضای بیرونی گروه نیز نازل شده بود؟ خاندان مسیح و حواریون اولیه، همه یهودی بودند. در واقع اساس مسیحت یهودیت بود. بنا‌بر‌این خیلی ساده می‌شود تصور کرد که مسیحیت آموزۀ رستگاری است که برای مختص یهودیان است. مهم‌تر این‌که در آن زمان یهودیان نسبت به همۀ غیر‌یهودیان تعصب شدید‌ داشتند، تا آنجا که حتا برای مسیحیان یهودی نیز محرز بود که غیر‌یهودیان رستگار نخواهند شد.

در چنین زمانی، یکی از فرماندهان ایتالیایی ارتش روم باستان به نام کرنیلیوس در قیصریه، شهری در نزدیکی یافا، محل اقامت پطرس زندگی می‌کرد. پطرس به‌عنوان مبلغ مذهبی در سفر بود. کرنیلیوس مردی مذهبی بود که برای شنیدن تعالیم جدید مسیحیت اشتیاق داشت. پس با ارسال پیام‌هایی، از پطرس دعوت کرد تا در قیصر مهمان او باشد و اصول مذهب جدید را به تمامی اهل‌بیتش بیاموزد.

 این دعوت در پطرس تضادی عمیق‌ ایجاد کرد. او می‌دانست که بنا بر سنت قومی‌اش «‌مردی یهودی را با شخص اجنبی معاشرت‌کردن و یا نزد او آمدن حرام است» از سوی دیگر این را هم می‌دانست که ‌شفقت مسیح شامل حال مطرودان و مرتدان نیز می‌شود. اندکی پیش از آن که پیک کرنیلیوس از راه برسد، برای پطرس مکاشفه‌ای رخ داده بود. او در حالی که بسیار گریسته بود، به خواب رفته بود:

«‌پس آسمان را گشاده دید و ظرفی را که چون چادری بزرگ به چهار گوشه بسته به سوی زمین آویخته بر او نازل می‌شود، که در آن هر‌قسمی از دواب و‌حوش و حشرات زمین و مرغان هوا بودند. و خطابی که به وی رسید که ای پطرس برخاسته ذبح کن و بخور. پطرس گفت: حاشا خداوندا زیرا چیزی ناپاک یا حرام هرگز نخورده‌ام. بار دیگر خطاب به وی رسید که آنچه خدا پاک کرده است تو حرام مخوان.»

این رؤیا هم از تضاد درونی پطرس خبر می‌داد و هم از راهی که او باید در پیش می‌گرفت. پس با اکراه،‌ راه خانه کرنیلیوس را در پیش گرفت و آنجا صادقانه در مورد تضادی که گرفتارش شده بود با او سخن گفت، به تابو‌های قومی که محدودش می‌کرد اشاره کرد و سپس علت تعجیل کرنیلیوس را در دعوت از او جویا شد. کرنیلیوس که سخن آغاز کرد، پطرس تحت تأثیر خلوص نیت و صدق او قرار گرفت و گفت: «‌فی‌الحقیقه یافته‌ام که خدا را در نظر ظاهر نیست.» پس پطرس او را موعظه کرد و اشتیاق در کرنیلیوس و بستگانش افزون شد، آن‌چنان که پطرس و همراهان یهودی‌اش در حیرت افتادند که از آن‌که بر امت‌ها نیز عطای روح‌القدس افاضه شد. عاقبت پطرس آنان را غسل تعمید داد، حال‌آن‌که می‌دانست چنین کاری معمول نیست. در بازگشت به اورشلیم، همراهان یهودی‌اش بر او غضب کردند و گفتند: تو همانی که با مردان غیر‌مختون بر‌آمده و با ایشان غدا خوردی. آنان احتمالاً بیشتر از این بابت که او کرنیلیوس و بستگانش را غسل تعمید داده بود، بر‌آشفته بودند. در نزد آنان انجیل تنها از آن اعضای درون‌گروه بود.

«‌پس آسمان را گشاده دید و ظرفی را که چون چادری بزرگ به چهار گوشه بسته به سوی زمین آویخته بر او نازل می‌شود، که در آن هر‌قسمی از دواب و‌حوش و حشرات زمین و مرغان هوا بودند. و خطابی که به وی رسید که ای پطرس برخاسته ذبح کن و بخور. پطرس گفت: حاشا خداوندا زیرا چیزی ناپاک یا حرام هرگز نخورده‌ام. بار دیگر خطاب به وی رسید که آنچه خدا پاک کرده است تو حرام مخوان.»

پطرس آنچه را بر او رفته بود، از ابتدا‌ تا انتها برای‌شان باز‌گفت. در مورد تحول احوال خود برای‌شان توضیح داده و گفت که صدق آشکار کرنیلیوس، نگاه قوم‌مدارانة او را به مسیحیت عوض کرده و متقاعد شده است که خداوند موهبت ایمان را بر غیر‌یهودیان نیز ارزانی داشته است. پطرس در پایان سخنانش گفت: «‌من کی باشم که بتوانم خدا را ممانعت نمایم؟»

 حکایت با متقاعدشدن این گروه در اورشلیم و در نتیجه تغییر رویه کلیسا به پایان می‌رسد: «‌چون این را شنیدند ساکت شدند و خدا را تمحید‌کنان گفتند، فی‌الحقیقه خدا ره امت‌ها نیز توبۀ حیات‌بخش عطا کرده است.»

تعارض بین تلقی درون‌گروهی و تلقی جامع و فراگیر از دین تا به امروز باقی است و همگان نتوانسته‌اند مسأله را هم‌چون پطرس و همراهانش برای خود حل کنند. کاملاً برعکس، ما یافته‌هایی را گزارش کرده‌ایم که نشان می‌دهد اعضای کلیسا، به‌طور متوسط، از غیر‌اعضا متعصب‌تر می‌نمایند.

رواج تفسیرهای قوم‌مدارانه از دین است که بسیاری از مردم مدارا‌جو را نسبت به کلیسا بیگانه می‌کند. اینان از دین روی بر‌می‌گردانند؛ چرا که ادیان تاریخی انباشته شده‌اند از تعصبات سکولار اعضای درون‌گروه که تنها به فکر تأمین منافع خویش‌اند. چنین مردمان در مورد دین نه بر‌اساس نص صریح کتب مقدس قضاوت می‌کنند. همان‌طور که پیشتر گفتیم، نگرش دینی «نهادی» و نگرش دینی «درونی‌شده» به اندازه یک دنیا از هم فاصله دارند.

منبع: مجلۀ کیان، شماره ۵۲





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: