سال چهارم / شماره : 735 / دوشنبه / ۲۵م سنبله ۱۳۹۸
Vol No 04, Issue 735, Monday, 16 September , 2019

عبدالله عبدالله و فرار از مسئولیت

نویسنده : رسول ضحاک - کد خبر : 45111

۲۷ ثور , ۱۳۹۵

abdullah


هیچ چیزی به اندازه حکومت‌داری عبدالله عبدالله غیرمسئولانه نیست. در شرایطی که هفته‌هاست کشور درگیر بحران جدی، بر سر قضیه تغییر مسیر لین برق توتاپ است، عبدالله عبدالله یک کلمه در این ارتباط بر زبان جاری نکرده است. عبدالله به‌گونه‌ای عمل می‌کند که انگار او نه شهروند افغانستان است و نه در حکومت سهمی دارد. در آستانة تظاهرات میلیونی ۲۷ ثور، عبدالله به چین سفر کرده است. این سفر عبدالله بیش از آن‌که به وظیفه‌شناسی او به‌عنوان مأمور حکومت ربط داشته باشد، فرار و شانه‌ خالی‌‌کردن از مسئولیت بحرانی است که او نیز به اندازه اشرف‌غنی احمدزی در خلق آن نقش داشته است.

انتظار کل ملت افغانستان، دست‌کم کسانی‌‌که در ایام انتخابات برای او پیکار کردند، رأی دادند و در انتخابات مشارکت کردند، این بود که در قضایای این‌چنین بنیادی و سرنوشت‌ساز، عبدالله موضع‌گیری شفاف و جدی داشته باشد. تا این‌جای کار عبدالله عبدالله سعی کرده است در پشت اشرف‌غنی احمدزی پنهان شود و با سکوت خویش از موضع‌گیری حکومت حمایت کرده است. این کار نشانة خوبی نیست. او در نیمی از حکومت افغانستان شریک است و رییس اجرایی حکومت به شمار می‌آید. او نه یک وزیر عادی است و نه یک عضو بی‌صلاحیت دولت. فرار از مسئولیت و پنهان‌شدن در پشت سر اشرف‌غنی احمدزی هم نشانة بزدلی و سبک‌سری است و هم نشانة فریب و سیاست‌‌بازی‌های دیماگوژیک.

اگر قرار باشد کسانی به نقض قرارداد اجتماعی و تعهدات دولت‌-ملت متهم شوند، عبدالله در رأس آن‌ها قرار دارد. او از زمام‌داری فقط گرفتن امتیاز می‌فهمد و نه پذیرفتن مسئولیت. آنچه مشخص است عبدالله نه توان و جرأت رویاروی‌شدن با مردم را دارد و نه می‌تواند خود را در برابر اشرف‌غنی احمدزی قرار دهد. او می‌خواهد مسئولیت از یک‌سو به دوش شخص اشرف‌غنی احمدزی قرار گیرد و او مسئول همه‌چیز در برابر مردم قلمداد شود و از سوی دیگر مردم بار آنچه را که به‌صورت طبیعی افرادی هم‌چون او برعهده دارد، به دوش بکشند.

آنچه در جریان است بخشی از تجربة ناگزیر تحولات اجتماعی و سیاسی در جامعه است. این تحولات در نهایت مسیر خودش را پیدا خواهد کرد. اما آنچه می‌ماند نقش افراد و نیروهایی است که تقدیر سیاسی و اداری مملکت در دست آن‌هاست. منطق سیاسی ایجاب می‌کند که معادلة مردم و نخبگان سیاسی عوض شود. این معادله دیر یا زود از دست نخبگان سیاسی به نفع مردم تغییر خواهد کرد. چرخة انتخابات و گردش نخبگان امری ناگزیر است. هرچه باشد، صندوق رأی و انتخابات باز تعیین‌کننده خواهد شد. شدیداً باید منتظر روزی بود که عبدالله عبدالله باز دهن باز کند و از مردم افغانستان رأی طلب کند.

باید متأسف بود که تقدیر افغانستان به دست افرادی هم‌چون عبدالله سپرده شده است. این وضعیت نشان می‌دهد که حتا اگر تظاهرات نتواند به عمر حکومت وحدت ملی پایان دهد، این حکومت بر اثر ناکارآمدی و احساس بی‌مسئولیتی زمام‌دارانی هم‌چون عبدالله، فرو خواهد پاشید. در شرایط حساس کنونی بخش قابل توجهی از شهروندان افغانستان از نحوة حکومت‌داری و سطوح تبعیض جاری در بدنة حکومت به ستوه آمده‌اند. خواست آن‌ها از حکومت پاسخ‌گویی به مطالبات‌شان و پایان‌بخشیدن به تبعیض سیستماتیک است. حجم حساسیت‌های به‌وجود‌آمده تا آستانة غیرقابل مهاری افزایش یافته است. گسترش این حساسیت و فوران آن می‌تواند حکومت و تاریخ سیاسی افغانستان را در بن‌بست قرار دهد. با این حال، عبدالله عبدالله به‌عنوان یکی از ستون‌های حکومت حتا تلاش حداقلی هم برای مهار بحران نمی‌کند. باید شدیداً از این وضع متأسف بود.

به هرحال، آنچه در جریان است بخشی از تجربة ناگزیر تحولات اجتماعی و سیاسی در جامعه است. این تحولات در نهایت مسیر خودش را پیدا خواهد کرد. اما آنچه می‌ماند نقش افراد و نیروهایی است که تقدیر سیاسی و اداری مملکت در دست آن‌هاست. منطق سیاسی ایجاب می‌کند که معادلة مردم و نخبگان سیاسی عوض شود. این معادله دیر یا زود از دست نخبگان سیاسی به نفع مردم تغییر خواهد کرد. چرخة انتخابات و گردش نخبگان امری ناگزیر است. هرچه باشد، صندوق رأی و انتخابات باز تعیین‌کننده خواهد شد. شدیداً باید منتظر روزی بود که عبدالله عبدالله باز دهن باز کند و از مردم افغانستان رأی طلب کند.

اگر قرار باشد کسانی به نقض قرارداد اجتماعی و تعهدات دولت‌-ملت متهم شوند، عبدالله در رأس آن‌ها قرار دارد. او از زمام‌داری فقط گرفتن امتیاز می‌فهمد و نه پذیرفتن مسئولیت. آنچه مشخص است عبدالله نه توان و جرأت رویاروی‌شدن با مردم را دارد و نه می‌تواند خود را در برابر اشرف‌غنی احمدزی قرار دهد. او می‌خواهد مسئولیت از یک‌سو به دوش شخص اشرف‌غنی احمدزی قرار گیرد و او مسئول همه‌چیز در برابر مردم قلمداد شود و از سوی دیگر مردم بار آنچه را که به‌صورت طبیعی افرادی هم‌چون او برعهده دارد، به دوش بکشند.

به نظر نمی‌رسد این‌بار مردم تقاضای عبدالله را صرفاً با رأی منفی جواب دهد. تنها پایین‌کشیدن عبدالله عبدالله از قدرت، مجازات کافی برای عبدالله نیست. او باید منتظر روزهای سخت باشد. اشرف‌غنی احمدزی هرچه هست مسئولیت تصمیمی را که گرفته است، برعهده می‌گیرد. او راست در برابر مردم ایستاده است و در مواردی با آن‌ها گفت‌وگو می‌کند. عبدالله عبدالله اما عافیت‌طلبانه از مردم می‌گریزد و در دولت نیز در پشت اشرف‌غنی و حنیف اتمر سنگر می‌گیرد. این روزهای ملتهب و بحرانی سپری‌شدنی‌اند. مسیر برق از بامیان یا سالنگ عبور خواهد کرد؛ اما مردم بامیان و شهروندانی که به عبدالله رأی داده‌اند در افغانستان خواهند ماند.

نه تبعیض سیستماتیک به این زودی پایان می‌یابد و نه مبارزة دادخواهانه. این اتفاقات و روزهای سخت و دشوار پیش‌رو به همان اندازه که روند ملت‌سازی و دولت‌سازی را با مشکل رو‌به‌رو می‌کند، به تجربیات مدنی و سیاسی مردم نیز می‌افزاید. عبدالله عبدالله باز با مردم رویاروی خواهد شد. اما آیا او در این رویارویی می‌تواند حرفی برای مردم داشته باشد؟ خوب است که عبدالله این روزها را به خوبی به خاطر بسپارد. اگر او از چنین روزهایی درس عبرت نگیرد، بی‌تردید آیندة تاریک پیش‌رو خواهد داشت.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: