سال چهارم / شماره : 735 / یکشنبه / ۳م سرطان ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Sunday, 24 June , 2018

فضیلت قدرت را پاس بداریم!

نویسنده : جامعه باز - کد خبر : 45011

۲۵ ثور , ۱۳۹۵

Aziz Royesh aa


نکته‌ها و اشارت‌ها (۳۵)

قدرت و فضیلت، در تلازمِ هم صلابت و زیبایی می‌آرند. مجزا از هم، یکی به استبداد می‌رسد و دیگری به تمسخر. «تاریخ بی‌خردی» حکایت مجزاافتادن این دو خویشاوند را بیان می‌کند.

فضیلتی که از خرد برخیزد، رهنمای خوبی برای اِعمال قدرت است. فضیلت معنای بهتری از خرد در تلازمِ قدرت است. قدرتِ عاری از فضیلت، هرچند گوشواره‌ی خرد را هم با خود داشته باشد، تنها ذهن را قناعت می‌دهد اما برای قناعت وجدان و آن‌چه تاریخ به دنبال آن است، کاری نمی‌تواند. امیرعبدالرحمن، خرد در سیاست داشت، چنان‌چه صدیق فرهنگ فصلی از کتاب خود را با اهدای لقب «مستبدی باکفایت» به او اختصاص داد. اما این کفایت، برای امیرعبدالرحمن فضیلت نیاورد.

زمانی که دربار پاپ در عیش و عشرت و نخوتِ ناشی از قدرتِ اواخر قرون وسطا غرق بود، خطیبی در شورای بال گفته بود «فضیلتِ عاری از قدرت فقط تمسخر بر می‌انگیزد و پاپ رُمی بدون دارایی موروثی کلیسا غلام حلقه‌به‌گوشی است در برابر شاهان و شاه‌زادگان» (تاریخ بی‌خردی، ص ۱۴۹)؛ اما این سخن، «همان‌گونه که تاریخ بارها نشان داده است، تکمله‌ای هم دارد: کسب قدرت مستلزم کاربست وسایلی است که طالبانِ قدرت را پست و حیوان‌صفت می‌کند، و جوینده همین که به خود آمد، می‌بیند که قدرت به قیمت از دست‌رفتن فضیلت – یا مقصود اخلاقی – حاصل شده است» (همان).

***

فضیلتی که از خرد برخیزد، رهنمای خوبی برای اِعمال قدرت است. فضیلت معنای بهتری از خرد در تلازمِ قدرت است. قدرتِ عاری از فضیلت، هرچند گوشواره‌ی خرد را هم با خود داشته باشد، تنها ذهن را قناعت می‌دهد اما برای قناعت وجدان و آن‌چه تاریخ به دنبال آن است، کاری نمی‌تواند. امیرعبدالرحمن، خرد در سیاست داشت، چنان‌چه صدیق فرهنگ فصلی از کتاب خود را با اهدای لقب «مستبدی باکفایت» به او اختصاص داد. اما این کفایت، برای امیرعبدالرحمن فضیلت نیاورد.

فضیلتِ قدرت امری ذهنی نیست که صرفاً به خواست و رضایت خداوند نسبت داده شود. وجه انضمامی و عینی آن خدمت به خلق است یا آن‌چه تحت عنوان ایجاد مسرت و امنیت و رفاه برای مردم عنوان می‌شود. فضیلتی در عرصه‌ی قدرت غیر از این وجود دارد. قدرت باید در خدمت این سه نیاز مردم باشد. به همین دلیل، تأمین فضیلتِ قدرت دیگر به خواست و اراده‌ی فردی زمام‌دار محدود نمی‌شود. به ایجاد و کارکرد نهادها و ساختارهایی مربوط می‌شود که فراتر از خواست و اراده‌ی فردی زمام‌دار، عمل کند. ساختار دموکراتیک تأمین کننده‌ی فضیلتِ قدرت است: هم زمام‌دار از مجرای رأی مردم به قدرت برسد و هم نظارت بر عمل‌کرد او از مجرای نهادهایی صورت گیرد که ناشی از رأی و اراده‌ی مردم اند: پارلمان، جامعه‌ی مدنی، رسانه‌‌ها.

***

با جنبش روشنایی این راه آغاز شده است. زمام‌داران ما می‌توانند از تبدیل شدن خود به عبرت مسخره‌ی تاریخ خودداری کنند. قدرت می‌تواند با خردی آراسته شود که عنوان فضیلت را بر خود بگیرد. دل‌بستگی‌‌های زمام‌داران به قدرت عاری از فضیلت قابل درک است، اما راهی برای داشتن هر دو هم آن‌قدر غریب نیست!





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: