سال چهارم / شماره : 735 / چهارشنبه / ۳۰م جوزا ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Wednesday, 20 June , 2018

جنبش حقوق مدنی سیاهان

نویسنده : محمداسلم جوادی - کد خبر : 44821

۲۰ ثور , ۱۳۹۵

Aslam Jawadi@


اشاره: موج دادخواهی که امروزها به خاطر تغییر مسیر خط برق ۵۰۰‌کیلو‌ولت از مسیر بامیان به مسیر دشوار و پرهزینة سالنگ به‌راه افتاده است، ماهیت مدنی دارد. این اتفاق در ادامة جنبش دادخواهی است که به بهانة بریده‌شدن گلوی شکریه تبسم، در بیستم عقرب سال گذشته به‌راه افتاد. جنبش‌ دادخواهی مدنی هرچند در افغانستان بی‌سابقه است، اما در کشورهایی که در آن‌ها تبعیض سیستماتیک و نهادی وجود داشته است همانند سیاست «آپارتاید» (apartheid) در آفریقای جنوبی و «جدایی‌سازی نژادی» (racial segregation) در امریکا، تجربة شناخته‌شده است. وجه شاخص جنبش مدنی الگوهای رفتاری از یک‌سو و خواست‌ها و مطالبات از سوی دیگر است. به‌لحاظ الگوی رفتاری وجه غالب در جنبش‌های مدنی مبادرت به اعتراضات شهری، مسالمت‌آمیز و عاری از خشونت است. این اعتراضات هم می‌تواند در قالب راهپیمایی‌های خیابانی، تحصن، تحریم و اعتصابات شهری باشد و هم می‌تواند در شکل مبارزة منفی هم‌چون اعتصاب غذایی و نافرمانی مدنی باشد. خواستة اصلی جنبش‌های مدنی، همانند «جنبش حقوق مدنی سیاهان در امریکا»، «جنبش‌های زنان» یا «جنبش‌های کارگری» تغییر و پایان‌بخشیدن به روند تبعیض سیستماتیک و نهادی است که از سوی دولت‌ها و نظام‌های سیاسی، به‌صورت پنهان و نامرئی یا در اشکال آشکار و رؤیت‌پذیر در قبال گروه معین اجتماعی به دلیل نژاد، قومیت، مذهب، جنسیت یا طبقات اجتماعی اعمال می‌شود.

تجربة جنبش‌ اجتماعی در کل و جنبش دادخواهی مدنی در افغانستان وجود ندارد. از این‌رو مواجهه با این پدیدة نسبتاً نوظهور اغلب با سردرگمی و آشفتگی همراه است. برای فهم بیشتر این پدیده خوب است که مروری به تجربة دادخواهی مدنی در تجربیات سایر جوامع داشته باشیم. به‌لحاظ وضعیت تاریخی و اجتماعی و به‌لحاظ خواست‌ها و محتوا جنبشی که به جنبش دادخواهی مدنی کنونی نزدیک است، جنبش حقوق مدنی سیاهان در امریکاست. مرور و آشنایی با ابعاد و فرایند شکل‌گیری «جنبش حقوق‌ مدنی سیاهان» هم در فهم وضعیت کنونی کمک می‌کند و هم کمک می‌کند تا چگونه دادخواهی کنونی را بتوانیم در مسیر درستی قرار دهیم و مؤثریت آن را برای تغییر و پایان‌بخشیدن به تبعیض سیستماتیک و نهادی افزایش دهیم.

جنبش حقوق مدنی سیاهان

جنبش حقوق مدنی سیاهان که از آن به‌عنوان «جنبش حقوق مدنی امریکایی‌های آفریقایی» (African American Civil Rights Movements) هم یاد می‌شود، به مجموعه جنبش‌هایی گفته می‌شود که در دهة ۱۹۶۰ میلادی توسط سیاه‌پوستان امریکایی برای استیفای حقوق‌ شهروندی‌شان در قالب قانون اساسی ایالات متحدة امریکا و قوانین فدرالی ایالت‌ها و پایان‌بخشیدن به تبعیض سیستماتیک نژادی از جمله «جدایی‌سازی نژادی» (Racial Segregation) به‌راه افتاد. این جنبش در کنار مبارزات سیاه‌پوستان آفریقای جنوبی برای پایان‌بخشیدن به نظام آپارتاید و تبعیض سیستماتیک نژادی در آفریقای جنوبی یکی از نقطه‌ عزیمت‌های مبارزات عدالت‌طلبانه و برابری‌خواهی به ‌شمار می‌آید.

Rosa Parks

در خلال سال‌های ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۸ مجموعه‌ای از کمپاین‌ها و مبارزات «مقاومت مدنی» (civil resistance) در قالب اعتراضات مسالمت‌آمیز و عاری از خشونت و نافرمانی‌های مدنی (Social Disobedience) به‌راه افتاد که نه‌تنها در ایالات متحدة امریکا، که در سراسر تاریخ مبارزات برابری‌خواهانه و عدالت‌طلبانه از آن به‌عنوان نقطة عطف یاد می‌شود. این جنبش به‌رغم رویارویی با مقاومت نیرومند سیستمی و دولتی در مدت کوتاهی توانست بحران جدی را در سطح ایالات متحدة امریکا به وجود آورد و در نهایت نه‌تنها توجه نیروهای سیاسی، دولت، جامعة مدنی و سایر گروه‌های اجتماعی در ایالات متحده را به خود جلب کرد، که به کانون توجهات جامعة جهانی تبدیل شد. فهرست گسترده‌ای از اقدامات در طی این مدت صورت گرفت که مهم‌ترین‌های آن‌ها عبارت‌اند از:

تحریم‌ها (boycotts)

تحریم‌ها یکی از ابزارهای مهم و مؤثر جنبش حقوق‌ مدنی سیاهان در امریکا بود. به میانجی تحریم سیاهان از یک‌سو نهادها، سازمان‌ها، شرکت‌ها، قوانین و سیاست‌های تبعیض‌آمیز را در معرض افکار عمومی قرار می‌داد و از سوی دیگر زیان‌های مالی و حیثیتی بر آن‌ها تحمیل می‌کرد. جنبش حقوق مدنی در استفاده از تحریم‌ها برای اعمال فشار بر دولت، جلب توجه افکار عمومی، متحد و منسجم نگه‌داشتن سیاهان بسیار موفق بود. مهم‌ترین و موفق‌ترین تحریم، تحریم موفقیت‌آمیز و تاریخی بس‌های شهری مونتگومری( Montgomery Bus Boycott ) است که طی آن سیاه‌پوستان از ۵ دسمبر ۱۹۵۵ تا ۲۰ دسمبر ۱۹۵۶ بس‌های شهری مونتگومری ایالت آلابامای امریکا را تحریم کردند. این تحریم‌ که در آغاز معطوف به پایان‌بخشیدن به سیاست و قانون جدایی‌سازی نژادی در بس‌های شهری و به بهانة زندانی‌شدن خانم رُزا پارک‌ به‌راه‌ افتاد، در نهایت به ابزاری مؤثر برای متحدساختن سیاهان، جلب توجه افکار عمومی به مسألة تبعیض و نابرابری سیستماتیک علیه سیاهان و در نهایت راه‌افتادن جنبش حقوق‌ مدنی سیاهان امریکا تبدیل شد.

تحصن‌ها (sit-ins)

در تاریخ جنبش حقوق‌ مدنی سیاهان تحصن‌های زیادی اتفاق افتاده است. این تحصن‌ها که اغلب از یک نقطة کوچک و در مواردی غیرقابل توجه شروع می‌شد، در نهایت به‌صورت زنجیره‌ای و شبکه‌وار در جاهای مختلف اشاعه می‌یافت و در نهایت در کانون توجه افکار عمومی امریکا و جهان قرار می‌گرفت. معروف‌ترین آن تحصن گسترده در شهر گرینزباروی ایالت کاریلونای شمالی ( Greensboro sit-ins ) است. این تحصن که از ساعت ۴:۳۰ بعد‌از‌ظهر ۱ فبروری سال ۱۹۶۰ در قهوه‌خانة فروشگاه معروف Woolworth توسط چهار دانشجوی سیاه‌پوست آغاز شد، به زودی توجه رسانه‌های امریکا و جهان را نسبت به تبعیض سیستماتیک موجود در جامعه، نظام سیاسی و نهادهای دولتی امریکا جلب کرد. حاصل این تحصن پایان قانون جدایی‌سازی نژادی در شرکت Woolworth و در نهایت پایان ماجرای جدایی‌سازی نژادی بود.

تجربة دادخواهی مدنی سیاه‌پوستان در امریکا نشان می‌دهد که دادخواهی مدنی مؤثرترین ابزار و کم‌هزینه‌ترین آن برای موفقیت و تحقق اهداف دادخواهی است. در شرایطی که میان دولت تبعیض‌گرا که حق استفاده از خشونت و سرکوب را دارد و نیروهای مدنی و مردمی که فاقد هر‌نوع سلاح و امکانات دفاعی است، توازنی برقرار نیست، مؤثرترین راه استفاده از شیوه‌ها و ابزارهایی است که دولت را در استفاده از ابزارها و امکاناتش ناتوان می‌سازد. به همان اندازه که حق استفاده از خشونت و سرکوب دولت را در موقعیت برتر قرار می‌دهد، دادخواهی مدنی اگر با شکیبایی و خلاقیت همراه باشد می‌تواند دولت را به زانو در‌آورد.

راهپیمایی‌ها (Marches)

راهپیمای‌های طولانی بخش دیگری از مجموعه اقدامات اعتراضات مدنی جنبش حقوق مدنی سیاهان در امریکا بود. این راهپیمایی از راهپیمایی و تظاهرات درون‌شهری گرفته تا راهپیمایی‌های گسترده از شهری به شهر دیگر را در بر می‌گرفت. مهم‌ترین راهپیمایی‌ها، مجموعه راهپیمایی‌هایی است که به «راهپیمایی‌های از سِلما به مونتوگومری» (Selma to Montgomery marches) معروف‌اند. این راهپیمایی‌ها در سال ۱۹۶۵ و در ایالت آلاباما اتفاق افتاد. سیاه‌پوستان به رهبری مارتین لوترکینگ، سه‌بار در هفتم، نهم و بیست‌ویکم ماه مارچ ۱۹۶۵، بعد از لغو قانون جدایی‌سازی نژادی، حد فاصل سِلما تا شهر مونتگومری را به فاصلة ۸۷ کیلومتر راهپیمایی‌ کردند. هدف این مارش طولانی، که در آخرین نوبت آن ۲۵۰۰۰ ‌نفر شرکت داشتند، به‌دست‌آوردن حق رأی برای سیاهان در ایالت‌های جنوبی بود. این راهپیمایی‌ها در نهایت دولت امریکا را وادار به تغییر اساسی در نظام انتخاباتی و اعطای حق رأی به سیاه‌پوستان کرد.

Martin louter king

جنبش حقوق ‌مدنی سیاهان تنها به این مجموعه اقدامات بسنده نکرد. شماری از الگوهای نافرمانی مدنی نیز در همین فرایند جنبش حقوق‌ مدنی سیاهان تجربه شد که در بخش‌های بعدی مرور می‌شود. مسألة اصلی در جنبش حقوق‌ مدنی سیاهان این است که این جنبش از ابزارها و شیوه‌های مختلفی برای تحقق و تأمین مطالبات خویش استفاده کرده است. سیاه‌پوستان به‌صورت هوشمندانه از ابزار و شیوه‌هایی استفاده می‌کرد که از یک‌سو برای دولت غافل‌گیر‌کننده بود و در سوی دیگر نمی‌توانست در برابر آن کاری انجام دهد. مقاومت مدنی سیاهان به غایت خلاق و برای ناکارآمدسازی دستگاه نیرومند اما تبعیض‌گرای دولتی امریکا مؤثر و کارساز بود. توجه به این تجربة تاریخی هنوز می‌تواند در پیشبرد دادخواهی مدنی در جوامع دیگر از جمله افغانستان الهام‌بخش و آموزنده باشد. فقر تجربة فعالیت‌های مدنی و از جمله دادخواهی مدنی در افغانستان باعث شده است که اغلب رویکرد خشونت‌آمیز و ابزارها و شیوه‌های غیرمدنی دادخواهی و استیفای حقوق بر فعالیت‌های مدنی رجحان داده شود.

سیاه‌پوستان به رهبری مارتین لوترکینگ، سه‌بار در هفتم، نهم و بیست‌ویکم ماه مارچ ۱۹۶۵، بعد از لغو قانون جدایی‌سازی نژادی، حد فاصل سِلما تا شهر مونتگومری را به فاصلة ۸۷ کیلومتر راهپیمایی‌ کردند. هدف این مارش طولانی، که در آخرین نوبت آن ۲۵۰۰۰ ‌نفر شرکت داشتند، به‌دست‌آوردن حق رأی برای سیاهان در ایالت‌های جنوبی بود. این راهپیمایی‌ها در نهایت دولت امریکا را وادار به تغییر اساسی در نظام انتخاباتی و اعطای حق رأی به سیاه‌پوستان کرد.

اما تجربة دادخواهی مدنی سیاه‌پوستان در امریکا نشان می‌دهد که دادخواهی مدنی مؤثرترین ابزار و کم‌هزینه‌ترین آن برای موفقیت و تحقق اهداف دادخواهی است. در شرایطی که میان دولت تبعیض‌گرا که حق استفاده از خشونت و سرکوب را دارد و نیروهای مدنی و مردمی که فاقد هر‌نوع سلاح و امکانات دفاعی است، توازنی برقرار نیست، مؤثرترین راه استفاده از شیوه‌ها و ابزارهایی است که دولت را در استفاده از ابزارها و امکاناتش ناتوان می‌سازد. به همان اندازه که حق استفاده از خشونت و سرکوب دولت را در موقعیت برتر قرار می‌دهد، دادخواهی مدنی اگر با شکیبایی و خلاقیت همراه باشد می‌تواند دولت را به زانو در‌آورد.

در بخش‌های بعدی جنبه‌های بیشتری از جنبش حقوق‌ مدنی سیاهان در امریکا مرور می‌شود.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: