سال چهارم / شماره : 735 / چهارشنبه / ۵م سرطان ۱۳۹۸
Vol No 04, Issue 735, Wednesday, 26 June , 2019

عشق یا جنون؟

نویسنده : زینب حیدری - کد خبر : 44459

۱۲ ثور , ۱۳۹۵

Zainab Haidari (3)


چشم عاشق کور است. در عشق رسم است که خطاهای معشوق را نادیده می‌گیرند. عاشق همۀ بدکارگی‌ها و خطا‌های معشوقش را نادیده می‌گیرد و در تلاش این است تا با دلیلی آن خطاها را برای خودش قابل درک و مقبول جلوه دهد. کوشش می‌کند تا بخشیدن را تمرین کند و در مقابل او متفاوت‌تر باشد. اما این چشم‌پوشیدن‌ها از خطاها گاهی برای تسکین دل است؛ دلی که با خیانت و نادیده گرفته‌شدن سیاه شده است و دلایل بی‌منطق تنها راه تسکین واقعیت‌های تلخ است.

 اشرف غنی هنوز می‌گوید: همۀ طالبان دشمن نیستند. او می‌خواهد این معشوقه نباشد برای همین حمله «همه‌جانبه» به نیروهای مخالف را صادر کرد؛ اما ته دلش وابستگی عمیقی است که او را وادار می‌کند تا بگوید: همة طالبان دشمن نیستند. پس آن نیروهای مخالف چه کسانی‌اند؟ این پارادوکس چه تفسیری می‌تواند داشته باشد؟ اما واضح است، از این‌جا به بعدِ داستان دیگر پای عشق نه، بلکه پای جنون در میان است.

حالا نادیده‌گرفتن خطاهای طالب چه معنایی دارد؟‌ داستان طالب چیست؟ طالب دارد این روزها نقش معشوقۀ ظالم را بازی می‌کند. طالب، ‌این معشوقۀ سنگ‌دل سال‌هاست که خیانت می‌کند. این معشوقه خون می‌ریزاند، آدم‌ها را می‌درد، سرها را از تن جدا می‌کند و در خون مردم آبتنی می‌کند، اما گاهی برادر کرزی است و بعضی از آن‌ها هنوز دوست اشرف غنی‌‌. آن‌ها سال‌هاست که منکر خطاهای این معشوقۀ ظالم‌اند و هنوز از طالب صلح می‌خواهند؛ اما این معشوق نمی‌خواهد تا به این موش و پشک بازی عاشقانه تسلیم شود. این‌جا عشق در جریان است یا جنون؟

taliban_fighters

 منکر‌شدن به معنای نا‌توانی در دل‌کندن است. دل‌کندن در کار دل آسان نیست؛ اما این‌که این درد عشق دامن‌گیر ما مردم شده است، چندان حکایت جالبی نیست. این خیانت‌های پی‌در‌‌پی را نادیده‌گرفتن به هر‌قیمتی، دیگر عشق نیست. نادیده‌گرفتن خطا‌ها حتا به قیمت از‌بین‌رفتن بی‌دلیل مردم، جنون است. پائولو کوئیلو می‌گوید: «در عشق هیچ خطری وجود ندارد. هزاران سال است که آدم‌ها یکدیگر را جست‌وجو کرده‌اند و یکدیگر را یافته‌اند». اما در داستان طالب چیزی به نام جست‌وجو وجود ندارد. داستان طالب شبیه عشق یک‌طرفه است. یک طرف داستان در جست‌وجوی عشق است و عاجزانه از این رابطه صلح می‌خواهد؛ اما طرف دیگر، بی‌پروا در پی خواسته‌های خویش بازی‌گوشی می‌کند. یک طرف بخشنده و بزرگوار است و طرف دیگر ‌به‌شدت خودخواه و جاه‌طلب.‌

نادیده‌گرفتن خطاهای طالب چه معنایی دارد؟‌ داستان طالب چیست؟ طالب دارد این روزها نقش معشوقۀ ظالم را بازی می‌کند. طالب، ‌این معشوقۀ سنگ‌دل سال‌هاست که خیانت می‌کند. این معشوقه خون می‌ریزاند، آدم‌ها را می‌درد، سرها را از تن جدا می‌کند و در خون مردم آبتنی می‌کند، اما گاهی برادر کرزی است و بعضی از آن‌ها هنوز دوست اشرف غنی‌‌. آن‌ها سال‌هاست که منکر خطاهای این معشوقۀ ظالم‌اند و هنوز از طالب صلح می‌خواهند؛ اما این معشوق نمی‌خواهد تا به این موش و پشک بازی عاشقانه تسلیم شود. این‌جا عشق در جریان است یا جنون؟

با تکرار فاجعه‌های پی‌در‌پی ماه‌های اخیر، همۀ ما مطمئن بودیم که اشرف غنی این‌بار جواب روشنی برای مردم دارد و دیگر جای چشم‌پوشی هم نیست؛ اما متأسفانه این معشوقه قرار نیست دست از گریبان این عاشقان بردارد. او هنوز دشمن اشرف غنی نیست. اشرف غنی هنوز می‌گوید: همۀ طالبان دشمن نیستند. او می‌خواهد این معشوقه نباشد برای همین حمله «همه‌جانبه» به نیروهای مخالف را صادر کرد؛ اما ته دلش وابستگی عمیقی است که او را وادار می‌کند تا بگوید: همة طالبان دشمن نیستند. پس آن نیروهای مخالف چه کسانی‌اند؟ این پارادوکس چه تفسیری می‌تواند داشته باشد؟ اما واضح است، از این‌جا به بعدِ داستان دیگر پای عشق نه، بلکه پای جنون در میان است.

جنون، تباهی در پی دارد. اگر عاشق از این مرحله زیرکانه گلیمش را جمع نکند، به تباهی می‌رود. با معشوقه خیانت‌کار آدم به جنون می‌رسد، نه به عشق. کرزی تا سر و اشرف غنی تا خرخره در این جنون گیر افتاده‌اند. جنون چیزی به نام منطق را از ذهن آدم کاملاً پاک می‌کند. ‌این‌که طالب آدم‌کشی بیش نیست، از ذهن دولت‌مردان ما پاک شده است. آن‌ها می‌دانند که طالبان قرار نیست با آن‌ها مدارا کند و قبول این واقعیت برای آن‌ها دردناک‌، سخت و غیر‌ممکن است و اجازه نمی‌دهند تا آن‌ها تصمیم بگیرند.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: