سال چهارم / شماره : 735 / سه شنبه / ۲۳م اسد ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Tuesday, 14 August , 2018

مفهوم‌شناسی ادبیات فاجعه: جنایت علیه بشریت

نویسنده : مختارحسین حیدری - کد خبر : 4409

۱۰ ثور , ۱۳۹۳

download (12)


طبیعت جامعة بشری این است که در آن انواع مختلفی از روابط و مناسبات به وجود می‌آید و در جریان این روابط، گاهی بدترین مناسبات ظالمانه نیز شکل‌گرفته و در نتیجه، وحشیانه‌ترین رفتارها علیه برخی از انسان‌ها انجام و جانکاه‌ترین رنج‌ها بر آنان تحمیل می‌شود. در جامعة انسانی سازمان‌یافته، حق دادخواهی در برابر دردها و رنج‌های تحمیلی، به عنوان یک اصل کلی حقوقی قبول‌شده و در چارچوب مکانیسم‌های عدلی و قضایی، رسیدگی به دعاوی و احقاق حق افرادی که مدعی نقض حقوق ‌یا ارتکاب جنایتی علیه خود‌ند، به عنوان راهکار عادلانه پذیرفته شده است. در‌واقع، هدف اصلی از ایجاد قوة قضائیه و تمام ساز‌‌و‌کارهای قضایی، حل‌و‌فصل اختلاف بین افراد، حفظ نظم جامعه، رسیدگی به دادخواهی ستمدیدگان و نهایتاً اجرای عدالت است.

 در این میان برخی از جرایم جدی و هولناک وجود دارد که آثار روانی آن به قربانیان مستقیم جرایم در یک کشور و منطقه محدود نمی‌شود و ارتکاب آن وجدان کل بشر‌ را به درد می‌آورد. در سال‌های اخیر در چهارچوب نظام بین‌المللی حقوق بشر و حقوق بشردوستانه، تلاش‌های صورت گرفته است تا درک درست از این نوع جرایم به وجود آمده و راهکارهای جهانی برای مقابله با ارتکاب آن ایجاد شود. از جملة این جرایم، «جنایت علیه بشریت» است، جنایت علیه بشریت، عنوانی برای جرایم هولناکی است که به علت شدت  قساوت آن، وجدان جامعة جهانی بر اثر وقوع آن جریحه‌دار می‌شود و اولیای دم این جنایات کل بشر‌ است.در این نوشتار تلاش می‌شود در ضمن چند نکته، ابعاد مختلف جنایت علیه بشریت بررسی شود.

 الف: بدون شک انسان‌ها در مورد درد و رنج‌های شدید که بر هم نوعش وارد می‌شود، همواره اندیشیده و اندیشه‌های خود را به زبان آورده‌اند، اما این اندیشه‌های همیشه رنگ محلی و منطقه‌ای داشته و در سطح گستردة جهانی و بین‌المللی، اولین استفاده از اصطلاح جنایات علیه بشریت برای بیان این نوع رنج‌های شدید، در منشور نورنبرگ در بند ۳ ماد‌ة ۶ این منشور صورت گرفت که شامل مواردی از جمله قتل عمدی؛ ریشه‌کن‌کردن، به بردگی‌گرفتن، تبعید، یا هر‌عمل  غیرانسانی دیگر که علیه مردم غیرنظامی قبل از جنگ یا در حین جنگ ‌یا تعقیب و آزار افراد به دلایل سیاسی، نژادی یا مذهبی، می‌شد.

در صورت ارتکاب جرایم نسل‌زدایی، جنایت علیه بشریت، تجاوز و جرا‌یم جنگی، قربانیان برای دادخواهی و احقاق حقوق‌شان، می‌توانند از انواع صلاحیت‌ها، بهره‌مند شوند. به دلیل این‌که، در صورت ارتکاب این نوع جرایم شدید و نقض فاحش مقررات، هم محاکم ملی صلاحیت رسیدگی دارد و هم محل اجرای صلاحیت جهانی و صلاحیت بین‌المللی است. صلاحیت جهانی به دلیل حفظ حقوق و کرامت انسان‌ها وضع شده است. در صورت ارتکاب این چهار‌دسته جرایم، به خاطر نقض نظم بین‌المللی و مخالفت باکرامت ذاتی بین‌المللی، همة دولت‌ها صلاحیت محاکمه و مجازات جنایتکاران را خواهند داشت و این صلاحیت جهانی، ضمانت اجرایی مناسبی برای نقض شدید حقوق بشر دوستانه است.

تا قبل از تصویب اساس‌نامة دیوان کیفری بین‌المللی از مفهوم جرایم علیه بشریت، تعریف روشن و پذیرفته‌ای در دست نبود. حتا کمیسیون حقوق بین‌الملل، در پیش‌نویس ۱۹۹۶، تعریفی از آن ارائه نکرده بود. اما اساس‌نامة دیوان را که تعریفی از این جرم جهانی به دست داد، می‌توان نقطة عطفی در تاریخ جرایم کیفری بین‌المللی تلقی کرد. مادة شش اساس‌نامه، جنایت علیه بشریت را تعریف کرده و برخی از اعمال را به عنوان مصادیق جنایت علیه بشریت بر‌شمرده است.


طبق تعریف اساس‌نامة دیوان کیفری بین‌المللی، ‌جنایات علیه بشریت‌، عبارت است از انجام هر‌یک از اعمال ذیل به‌طور گسترده یا سازمان‌یافته علیه گروهی غیرنظامی، مانند: قتل؛ نابودسازی؛ برده‌سازی؛ اخراج یا انتقال اجباری جمعیت؛ محبوس‌کردن یا دیگر اَشکال محرومیت شدید از آزادی جسمی که نقض‌کنندة مفاد اساسی حقوق بین‌الملل باشد چون: شکنجه؛ تجاوز جنسی، برده‌کشی جنسی، فحشاء اجباری، حاملگی اجباری، عقیم‌سازی اجباری، یا هر‌نوع خشونت جنسی دیگر در همان سطح.

مختارحسین حیدری

مختارحسین حیدری

ب: برخی از جرایم شدید به دلیل این‌که جنبة جهانی به خود می‌گیرد، نیازمند نهاد و مکانیسم قضایی جهانی برای تصمیم‌گیری در مورد آن بود و به همین‌دلیل بر مبنای اساس‌نامة رم دیوان کیفری بین‌المللی تأسیس شد. لذا در صورت نقض مقررات حقوق بشردوستانة بین‌المللی به‌صورت گسترده و سیستماتیک، ارتکاب این جرایم موجب مسئولیت کیفری بین‌المللی بوده و مشمول اساس‌نامة دادگاه کیفری بین‌المللی خواهد شد. در مجموع چهار‌دسته از ارتکاب جرایم موجب مسئولیت کیفری بین‌المللی می‌شود که عبارت‌اند از: نسل‌زدایی، جرایم علیه بشریت، جنایت جنگی و شکنجه. در صورت ارتکاب جرایم نسل‌زدایی، جنایت علیه بشریت، تجاوز و جرا‌یم جنگی، قربانیان برای دادخواهی و احقاق حقوق‌شان، می‌توانند از انواع صلاحیت‌ها، بهره‌مند شوند. به دلیل این‌که، در صورت ارتکاب این نوع جرایم شدید و نقض فاحش مقررات، هم محاکم ملی صلاحیت رسیدگی دارد و هم محل اجرای صلاحیت جهانی و صلاحیت بین‌المللی است. صلاحیت جهانی به دلیل حفظ حقوق و کرامت انسان‌ها وضع شده است. در صورت ارتکاب این چهار‌دسته جرایم، به خاطر نقض نظم بین‌المللی و مخالفت باکرامت ذاتی بین‌المللی، همة دولت‌ها صلاحیت محاکمه و مجازات جنایتکاران را خواهند داشت و این صلاحیت جهانی، ضمانت اجرایی مناسبی برای نقض شدید حقوق بشر دوستانه است. در مقدمة اساس‌نامة دیوان آمده است که دولت‌ها اول‌ باید مجرمان چهار‌دسته از جرایم را محاکمه کنند و در مرحلة بعد، اگر نخواستند محاکمه کنند، باید آن‌ها را به دیوان کیفری تحویل بدهند تا دیوان از صلاحیت بین‌المللی خود استفاده کرده‌، مجرمان را محاکمه و مجازات کند.

مفهوم حقوق بشر به‌صورت کلی، فراهم‌کنندة گونه‌ای اندیشیدن در موارد حوادث دردناکی مانند: کشتار، وحشت، تجاوز جنسی و تصفیة نژادی است. واکنش عاطفی همدلانه داشتن در مسائل حقوق بشری، عنصر مهم و مؤثر تلقی می‌شود و باید در کنار مباحث تئوریک، هنجار‌سازی و ایجاد مکانیسم‌های نظارتی در مورد مسایل حقوقی بشری، مورد توجه قرار گیرد.

download (14)ج: این نکته را باید متذکر شد که از متن صریح اساس‌نامة دیوان کیفری بین‌المللی چنین بر‌نمی‌آید که دادگاه‌های داخلی می‌توانند در رابطه با این جرم صلاحیت جهانی اعمال کنند؛ اما ادعا شده است که به‌موجب حقوق بین‌الملل عرفی، اعمال صلاحیت جهانی مجاز است. اگر‌چه در این مورد عملکرد و رویة کافی شکل نگرفته است اما در برخی از کشورها مانند کانادا و بلژیک، مواردی اتفاق افتاده است که نشان‌دهندة اعمال صلاحیت جهانی در خصوص جنایت علیه بشریت است. در بلژیک قانونی تصویب ‌شده که دادگاه‌های این کشور می‌توانند، صلاحیت جهانی خود را در مورد متهمان جنایت علیه بشریت در خارج از بلژیک اعمال کنند. در کانادا نیز یکی از افراد متهم به جنایت علیه بشریت در رواندا عملاً محاکمه و محکوم شد.

د: باید این سوءتفاهم را رفع کرد که جنایت علیه بشریت را با جنایات جنگی برابر می‌داند. اصولاً جنایات علیه بشریت با جنایات جنگی مساوی نیست، بلکه جرایم جنگی، اگرچه می‌تواند شاخه‌ای از جنایات علیه بشریت باشد؛ اما در اساس‌نامة دیوان کیفری بین‌المللی دو عنوان مجرمانه جداگانه به حساب آمده است. جنایت علیه بشریت، جرایمی است که دولت‌ها در کشورهای‌شان علیه اتباع خودشان انجام می‌دهند؛ اما جنایات‌ جنگی معمولاً در کشورهای اشغال‌شده یا در زمان جنگ‌های داخلی، صورت می‌گیرد. اساساً آنچه که آن را مخوف می‌سازد این است که این جنایات توسط دولت و سایر سازمان‌هایی که دسترسی به قدرت سیاسی دارند، طراحی می‌شود و فرد مرتکب به عنوان بخشی از حکومت مرتکب آن می‌شود. هر‌کدام از مصادیق جنایت علیه بشریت، در نظام‌های کیفری واجد وصف مجرمانه است؛ اما آنچه که چهرة زشت‌تری به این اعمال می‌بخشد و جنبة جهانی به جنایت علیه بشریت داده است، ارتکاب منظم آن‌ها در پیشبرد سیاست یک دولت یا حکومت است. یک حملة گسترده یا سازمان‌یافته ‌ضد هر‌جمعیت غیرنظامی است که جنایات علیه بشریت نام می‌گیرد.

rwanda-ntarama-memorial-genocide-1.1249316650ه: مفهوم حقوق بشر به‌صورت کلی، فراهم‌کنندة گونه‌ای اندیشیدن در موارد حوادث دردناکی مانند: کشتار، وحشت، تجاوز جنسی و تصفیة نژادی است. واکنش عاطفی همدلانه داشتن در مسائل حقوق بشری، عنصر مهم و مؤثر تلقی می‌شود و باید در کنار مباحث تئوریک، هنجار‌سازی و ایجاد مکانیسم‌های نظارتی در مورد مسایل حقوقی بشری، مورد توجه قرار گیرد. ما شهروندان افغانستان که هم در گذشته تاریخی ما نمونه‌های از کشتارهای گسترده، نسل‌زدایی و جنایت علیه بشریت وجود دارد و هم ذهنیت‌های انحصارگرا، حذف‌محور و به‌صورت افراطی غیریت‌ساز ما زمینه‌ساز ایجاد انواع خشونت در آینده است، بیش از هر‌ملتی نیازمندیم که به مسایل حقوق بشری پرداخته و به ارزش‌های مانند تکثرگرایی و مدارا مشروعیت فرهنگی ببخشیم. مرور نقاط سیاه و تاریک در تجربة انسانی مانند آنچه در رواندا گذشته است، نیز می‌تواند در درک عمیق‌تر از پیامدهای زیان‌بار افکار خشونت‌محوری که به چنین فجایعی منجر می‌شود، کمک کند.

 

 





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: