سال چهارم / شماره : 735 / چهارشنبه / ۳۰م جوزا ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Wednesday, 20 June , 2018

دین و دینداری از نظر کانت

نویسنده : مختار حیدری - کد خبر : 38898

۳ قوس , ۱۳۹۴

haidari


نسبت دین و حقوق بشر (۲۹)

این‌که چه نسبت بین دین و حقوق بشر برقرار است، بستگی کامل به جایگاه انسان در نظام فکری دین مورد نظر دارد. از آنجایی‌که اندیشه حقوق بشر، ارتباط جدایی‌ناپذیر با تاریخ، فرهنگ و سنت غرب دارد، برای درک نسبت دین و حقوق بشر، مراجعه به نقاط عطف تاریخی در سنت مسیحیت لازم است. تحولات تاریخ مسیحیت به سه دوره عمده: پنج قرن اول، قرون ‌وسطی و بعد از قرون ‌وسطی قابل‌ تقسیم است. بعد از بررسی دو دوره نخست و بخش‌هایی از دوره سوم، اکنون در شماره‌های پایانی، نسبت دین و حقوق بشر در دوران مدرنیته موضوع این سلسله‌نوشتارها‌ست.

دین و دینداری از نظر کانت

نهضت اصلاح دینی نتوانست این تصور قالبی از انسان به‌مثابه موجود نابالغ و ناتوان را بشکند، اما این توانایی را داشت که دست سرپرستان خود‌خوانده را از دخالت در مدیریت زندگی انسان کوتاه کند. بعد از پیروزی اصلاح‌طلبان دینی برای این‌که انسان بتواند طفولیت و نابالغی را پشت سر گذاشته و به دوره رشد و بلوغ فکری قدم بگذارد، مردم مغرب زمین نیازمند جست‌وجوی یک‌ راه جایگزین بودند. این راه‌حل بدیل، تأکید بر عقل خودبنیاد و خودفرمانروایی انسان بود که به ‌تدریج در دوران مدرنیته شکل گرفت. برای روشن‌شدن نوع نگاه اندیشمندان در دوران مدرنیته، در این شماره و شماره بعد که شماره پایانی این سلسله‌نوشتارها‌ست، به نسبت دین و حقوق بشر در اندیشه فیلسوف حقوق بشر امانوئل کانت پرداخته می‌شود.

کانت مذهب را به دو نوع تقسیم می‌کند: مذهب خالص و مذهب تاریخی. مذهب خالص، مذهب روشن و خردمندانه است که می‌تواند به صورت قانع‌کننده با هر‌کسی ارتباط برقرار کند و توانایی برپایی یک نهاد جهانی را دارد. اما مذهب تاریخی بر واقعیت‌ها و خبرهایی تکیه دارد که خود آن‌ها نیازمند ارزیابی، سنجش و اعتبار‌ند. مذهب خالص دینی به سوی کردار اخلاقی راه می‌برد، اما مذهب تاریخی یا کلیسایی خود را با انجام مراسم ظاهری دل‌خوش نگه می‌دارد. در فلسفه دینی کانت، هدف دین‌شناسی و دین‌داری و مقصد نهایی قرائت و کاوش در کتاب‌های مقدس، ساختن انسان‌های بهتر است، به گونه‌ای که انسان‌ها به زیور اخلاق و کردار نیک آراسته شود.

کانت اندیشمندی است که در نظام فکری خود دنبال ‌نوعی ایمان خردورزانه بود که بر پایه عقل عملی و نه عقل نظری، استوار است. از نظر او عقل نظری، توانایی اثبات درستی یا نادرستی دعاوی دینی را ندارد و از این‌رو فرصت برای عقل عملی فراهم می‌شود تا در باب موضوعات دینی وارد عمل شود.کانت در ابتدای بنیادی‌ترین اثر خود در باب موضوعات دینی یعنی «دین در حدود عقل تنها» از نسبت میان اخلاق و دین حرف زده و آشکارا این نکته را بیان می‌کند که اخلاق نه به لحاظ ذهنی و نه به لحاظ عینی، احتیاجی به دین ندارد و بر پایه عقل عملی محض از خودکفایی برخوردار است. اما در عین‌حال، بی‌نیازی اخلاق از دین و در نتیجه تقدم اخلاق بر دین، به هیچ‌وجه به معنای گسستگی و انفصال اخلاق و دین نیست. کانت نه‌تنها میان اخلاق و دین‌ سازگاری و هم‌نوایی، بلکه پیوستگی نیز می‌بیند، به گونه‌ای که هرگاه کسی یکی از آن دو را دنبال کند، به دیگری نیز خواهد ‌رسید.

در نظریه کانت، اخلاق انسان را به دین راهنمایی می‌کند و از رهگذر دین، قلمرو خود را به سوی یک ایده قانون‌گذار اخلاقی توانمند گسترش می‌دهد. این قانون‌گذار اخلاقی، خداوند یکتاست که اعتقاد به او با اخلاق در پیوند کامل است. در واقع اعتقاد به خداوند از وجدان اخلاقی انسان سرچشمه می‌گیرد و انسان با دستیابی به چنین اعتقادی، پیوند میان احساس ناب اخلاقی و این و‌جود بر‌تر و والا را از نزدیک حس می‌کند.

کانت با طرح اندیشه تقدم اخلاق بر دین، این آموزه را طرح می‌کند که دین فارغ از اخلاق، دین بیرونی و ظاهری است که همت خویش را در آداب و مراسم ظاهری محدود می‌کند. در برابر آن، دینی که بر شالوده اخلاق قرار دارد، دین درونی و باطنی است. چنین دینی در آداب و مراسم ظاهری خلاصه نشده و پیوند ناب میان انسان‌ها و خداوند به وجود می‌آورد که پیراسته از ریا، خرافه و جزم‌گرایی است. در اندیشه کانت اخلاق به خودی خود یک ایده است و دین می‌تواند به آن قدرت، زیبایی و عینیت ببخشد. قانون اخلاقی در درون انسان است و انسان برای واقعیت‌بخشیدن به آرمان اخلاقی خود، نیازمند اعتقاد به وجود والا و برتر است. این وجود باید مقدس، خیرخواه و دادگر باشد تا با اعتقاد به او، ایده اخلاق در میان انسان‌ها عینیت و تحقق یابد.

کانت با ارائه مفهوم‌های وضع حقوقی- مدنی، وضع اخلاقی– مدنی، اجتماع حقوقی و اجتماع اخلاقی به تفکیک و تمایز حوزه دین و اخلاق از یک‌سو و حوزه سیاست و قانون از سوی دیگر می‌پردازد. از نظر کانت در وضع حقوقی‌ـ‌مدنی و در یک اجتماع حقوقی که به حوزه بیرونی رفتار انسان‌ها مربوط است، آزادی انسان‌ها با قوانینی محدود می‌شود که به وسیله اراده عمومی خودشان در قانون اساسی گنجانده شده است. اما در وضع مدنی‌ـ‌اخلاقی که به حوزه درونی مربوط می‌شود، هنجارهای محدودیت‌بخش آن‌ نمی‌تواند قوانین وضع‌شده توسط خود مردم باشد و باید سرچشمه‌ای غیر از مردم وجود داشته باشد که بتوانیم آن را قانون‌گذار اجتماع اخلاقی بنامیم. این سر‌چشمه دیگر و قانون‌گذار برتر اجتماع اخلاقی، وجود یگانه‌ای است که تمام وظایف اخلاقی، مشمول فرمان‌های اوست.

کانت به صورت کلی نهاد دینی را رد نمی‌کند، اما به‌شدت نگران آفت‌های زیادی است که می‌تواند نهاد دینی را از درون متلاشی کند. کانت همواره از نهادهای دینی انتقاد می‌کند و معتقد است که نهادهای موجود مخالف آزادی اندیشه و بیان بوده و این پندار باطل را پذیرفته‌اند که حقیقت دین و دین حقیقی صرفاً در نزد روحانیان است و هرگونه خوانش متون دینی که با تفسیر آنان مغایر یا مخالف باشد، نادرست و ضد‌دینی است.

کانت مذهب را به دو نوع تقسیم می‌کند: مذهب خالص و مذهب تاریخی. مذهب خالص، مذهب روشن و خردمندانه است که می‌تواند به صورت قانع‌کننده با هر‌کسی ارتباط برقرار کند و توانایی برپایی یک نهاد جهانی را دارد. اما مذهب تاریخی بر واقعیت‌ها و خبرهایی تکیه دارد که خود آن‌ها نیازمند ارزیابی، سنجش و اعتبار‌ند. مذهب خالص دینی به سوی کردار اخلاقی راه می‌برد، اما مذهب تاریخی یا کلیسایی خود را با انجام مراسم ظاهری دل‌خوش نگه می‌دارد. در فلسفه دینی کانت، هدف دین‌شناسی و دین‌داری و مقصد نهایی قرائت و کاوش در کتاب‌های مقدس، ساختن انسان‌های بهتر است، به گونه‌ای که انسان‌ها به زیور اخلاق و کردار نیک آراسته شود.

دین راستین مورد نظر کانت که خداوند به‌مثابه قانون‌گذار نیک‌خواه، یگانه و دادگر در کانون آن قرار دارد، چیزی جز قانون‌ها یا اصل‌های عقل عملی نیستند. ما می‌توانیم نسبت به ضررت نامشروط این اصل‌ها آگاهی یابیم و هنگامی که از طریق عقل محض و نه از رهگذار تجربه ظاهر می‌شوند، آن‌ها را بشناسیم. کانت در آخرین بخش دین در حدود عقل تنها، پیام بنیادین فلسفه دینی خود را در این عبارت کوتاه خلاصه می‌کند که «راه راست به سوی پیشرفت، از رحمت به سوی فضیلت نیست، بلکه از فضیلت به سوی رحمت است.»

در نظریه کانت، فقط یک دین حقیقی ولی مذاهب متعدد و نهادهای دینی متفاوت وجود دارند که همگی جلوه‌های دین یگانه‌اند. کانت به صورت کلی نهاد دینی را رد نمی‌کند، اما به‌شدت نگران آفت‌های زیادی است که می‌تواند نهاد دینی را از درون متلاشی کند. کانت همواره از نهادهای دینی انتقاد می‌کند و معتقد است که نهادهای موجود مخالف آزادی اندیشه و بیان بوده و این پندار باطل را پذیرفته‌اند که حقیقت دین و دین حقیقی صرفاً در نزد روحانیان است و هرگونه خوانش متون دینی که با تفسیر آنان مغایر یا مخالف باشد، نادرست و ضد‌دینی است.در شماره پایانی این سلسله، ‌نسبت میان نهاد دین و نهاد سیاست از نظر فیلسوف حقوق بشر (کانت) بررسی خواهد شد.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: