سال چهارم / شماره : 735 / دوشنبه / ۲۷م قوس ۱۳۹۶
Vol No 04, Issue 735, Monday, 18 December , 2017

باغ بی مرجان

نویسنده : خلیل پژواک - کد خبر : 30717

۲۰ جوزا , ۱۳۹۴

Deers


می‌گویند وقتی پس از جست‌وجوی بسیار مرجان را یافتند، کمرش شکسته بود، چشمش کور شده بود، در حالی که دندان‌هایش را با چکش شکسته بودند، آخرین نفس‌هایش را می‌کشید. وقت جفت مرجان هدف گلولۀ افراد مسلحی قرار گرفت که در آن زمان در دهمزنگ به روی هم آتش می‌گشودند، او هم روز خوشی ندید. در قفس‌اش نارنجک (بمب دستی) انداختند که اگر چند جانش را نستاند، اما چشمش را گرفت. پسان‌تر از قفس کشیدندش و او را چنان تنبیه کردند که وقتی چند سال بعد و با نشستن خاک و باد جنگ از کابل، هیچ درمانی بر وی اثر نکرد و لاجرم جان باخت. برای مرجان همه چیز از یک حرکت ماجراجویانه شروع شد. دهمزنگ پس از سقوط کابل به دست مجاهدین، کانون نبرد نیروهای متخاصم بود. روزی یک فرد مسلح وارد وقتی ناگهان داخل قفس شیر نر می‌بیند و بعدتر تکه تکه می‌شود. برادر خشمگینش فردای آن‌روز با بمب دستی انتقام برادر را می‌گیرد.

بر سر دروازۀ باغ وحش مجسمۀ سر آهوی مارکوپولو -آهوی معروف که شمال‌شرقی‌ترین نقاط افغانستان یافت می‌شود و نوع منحصر به فردی در جهان شناخته شده-نصب شده است. آدم حس می‌کند وارد یک باغ وحش واقعی می‌شود، چیزی شبیه یک کوه، با حیواناتی که در شرایط و اماکن عادی دیدنش میسر نیست. در غرفۀ سمت راست دروازه مأموری نشسته که برای بازدیدکنندگان «باغ وحش کابل» تکت می‌فروشد. برای کودکان هر تکت ۱۰ افغانی و برای بزرگترها ۲۰ افغانی است. عزیزگل ثاقب آمر باغ وحش البته بر این‌ها دو نوع تکت دیگر را نیز می‌افزاید: ۵۰ افغانی برای کسانی که موتر دارند و ۱۰۰ افغانی برای خارجی‌ها که شاید سال یک‌بار هم گذرشان به این جا نیفتد. به محض ورود، چشمم به مجسمۀ مرجان می‌افتد. شیری ماده که به سختی عذاب کشید و سرانجام بر اثر آن‌ها هرچند با مقاومت بسیار، اما مرد. این مجسمه که با گذشت‌ سال‌‌ها زردی‌اش به سیاهی مایل شده، کاری از «تام باب» مجسمه ساز امریکایی که آقای ثاقب می‌گوید از سازمان باغ وحش ایالات متحدۀ امریکا به باغ وحش کابل اهدا شده است.

MarJan

بازدیدکنندگان این باغ در روزهای رسمی، کسانی است که در کابل مسافرند و با خانواده‌ یا دوستان شان به دیدن حیوانات می‌آیند یا مردان و زنان جوانی که اکثرا به قصد گذراندن لحظات شان در محل امن‌تر و بهتری، باغ وحش را انتخاب می‌کنند. می‌توان برای آن‌ها از تعبیر «ملاقات‌های عاشقانه در باغ وحش» هم استفاده کرد. البته خانواده‌های کابلی نیز در این باغ می‌آیند، اما چنانچه من دیدم، کمتر از دو بخش اول‌اند. آمار این بازدیدکنندگان البته امیدوارکننده است. در سال گذشته شمار آن‌ها به ۷۰۰هزار نفر رسیده که از آن میان، ۴۵تا۵۰هزار تن شان شاگردان مکاتب و نهادهای آموزشی بوده‌اند. در روزهای عادی بازدیدکنندگان اندک‌اند و در روزهای جمعه شمارشان-گاهی-به ۶ تا ۷هزار نفر می‌رسد. روز نوروز امسال نیز ۲۲هزار تکت توزیع شده است. این جا به نظر می‌رسد غیر از دو صنفی که گفتم، محل آدم‌های کنجکاو نیز هست.

در اولین نگاه، باغ وحش کابل، به درۀ دوردستی می‌ماند که مبتلا به خشکسالی است. دره‌های کوچکی که هیچ اثری از آب و علف در آن نیست و اغلب شترها بر روی خاک می‌لولند. در سمت راست، جایی که قوها و شترمرغ‌ها هستند، آب ایستاده‌ای است که باید سال‌ها عوض نشده باشد تا آن قدر رنگ و رو رفته و لجن به نظر بیاید. وضع چند آهو اما نسبت به دیگران بهتر است، در میان علف‌های قد و نیم‌قدی سرگرم چریدن هستند. برخلاف گرگ‌ها که من یک ساعت تمام وقتی دیدم شان، یک سره می‌دویدند. بیشتر حیوانات باغ وحش ظاهر خسته‌ای داشتند. یک گوزن وحشی، پیش غاری که برایش ساخته‌اند، روی یک گودالی کوچک آب، دراز کشیده بود و به سختی هرازگاهی تکانی به خود می‌داد. شادی‌ها طبق معمول با تماشاچی‌ها سرگرم بودند و فیل‌مرغ‌ها به شدت عصبانی.

می‌گویند در سال‌های پیش از دهۀ چهل خورشیدی، چند شادی را در داخل قفس‌های در چوک دهمزنگ گذاشته بودند که بیشتر برای سرگرمی مردم بود. بعدها ظاهرشاه هوس کرد، باغی برای حیوانات و «هستی‌»های وحشی بسازد. به این ترتیب، کمی پایین‌تر از این قفس‌ها، محلی به وسعت ۱۶٫۵جریب/۳٫۶هکتار زمین را برای ساخت آن، اختصاص داد. کار ساخت آن در سال ۱۳۴۶تکمیل شد و حیواناتی که جمع‌آوری شده بودند، در باغ قرار داده شدند. سردار نادر نعیم، فرزند شاه، اولین رییس آن تعیین شد. در آن بر اساس تحقیقات‌ ۵۰۰ نوع پرنده، ۸ نوع خزنده ذوحیاتین، و افزون بر یک‌صدوچند حیوان کم‌یاب تشخیص شده بود و قرار بود، از هرکدام شان در این باغ گرد‌آوری شود. به همین ترتیب، برخی حیوانات نیز تحفه‌های کشورهای دیگر بود؛ از جمله فیل که از هند آمده بود. اما در تمام آن‌ سال‌ها از این میان، به دشواری توانستند ۹۰ نوع حیوان، به شمول پرنده‌ها، ماهی‌ها و چهارپایان را که افزون بر ۶۰۰ عدد می‌شد، جمع کنند.

سال‌های جنگ‌های داخلی، صرفا انسان‌ها را آواره و نابود نکرد. سال‌های مرگ، آوارگی و هلاکت حیوانات باغ وحش نیز بود. ثاقب می‌گوید، برخی گروه‌های مسلح حیواناتی را که گوشت شان از نظر شرعی حلال بود، کشتند و خوردند و شمار دیگر نیز اکثرا از گرسنگی یا در نبردها کشته شدند. از این رو، ظهور طالبان اگر هیچ نفعی نداشته باشد، برای زنده‌مانده‌های باغ وحش یک معجزه بود. می‌گویند وقتی والی کابل در زمان طالبان به این باغ می‌آید و شیر را می‌بیند که سر و صدا دارد، و دوستانش علت آن را گرسنگی می‌خوانند، دستور می‌دهد روزانه دو میلیون افغانی (که معادل ۲۰هزار کلدار پاکستانی/احتمالا بیش از ۴۰۰دالر می‌شد در آن زمان) برای تهیۀ خوراک آن‌ها بپردازند. شهردار طالبان نیز دیوار استنادی باغ وحش را می‌سازد تا داخل آن بیش از حد در معرض رفت و آمد عموم نباشد.

احیای مجدد

پس از سقوط طالبان می‌گویند در باغ وحش چیز زیادی باقی نمانده بود. یک شیر نیمه جان که بر اثر جست‌وجو یافت شد (معروف به مرجان) و چند شادی و چند پرنده. در سال‌های اول حاکمیت کرزی، چندان کسی به آن توجه نداشته است. چنانچه عزیزگل ثاقب می‌گوید، نخستین تلاش‌های برای بازسازی باغ وحش در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ شروع می‌شود. زمانی که باغ وحش کابل تحت حمایت «سازارک» (سازمان‌ باغ وحش های کشورهای جنوب آسیا) در می‌آید. یک کمیتۀ از افراد متخصص از سوی «سازارک» تشکیل می‌شود تا کارمندان افغان را آموزش بدهند. سیستم انترنت باغ وحش ساخته می‌شود و به مرور زمان قفسه‌ها و فضاهای نگهداری حیوانات ساخته می‌شود. یک مشاور امریکایی برای هشت ماه در باغ وحش کابل می‌آید، تا در ساخت و ساز مجدد این باغ مشوره بدهد. کمره‌های امنیتی نصب می‌شود، درخت‌ها کاشته می‌شوند و سرانجام در سال ۲۰۰۷ از سوی سازمان «اکو» ۱۳۰۰هزار دالر کمک دریافت می‌کند تا بازسازی آن را تکمیل کند. با این کمک، ساختمان اداری باغ وحش، یک سالن برای سیمینارها و نمایش فیلم‌های آموزشی و مستند ساخته می‌شود که گنجایش ۱۲۰۰ نفر را دارد. به همین ترتیب، هوتل مارکوپولو ساخته می‌شود و بخش‌های دیگر باغ نیز بازسازی می‌شود. حالا باغ وحش کابل عضو باغ وحش‌های جهانی «وازا» است.

Long tails

پس از آن به مرور زمان حیواناتی از سوی کشورهای مختلف و اشخاصی که آن حیوانات را در اختیار داشتند، به باغ وحش داده می‌شود. چین، یک جفت شیر، خوک، آهو، خرس و گرگ به باغ وحش می‌دهد. شیرها به دلیل عدم رسیدگی مرده‌اند. ثاقب مدعی است که اکنون ۹۵ نوع حیوان که بالغ بر ۶۰۰ عدد می‌شود در این باغ جمع‌آوری شده است. وقتی من لیستی از آن‌ها را خواستم، آقای ثاقب گفت، چنین لیستی را در اختیار ندارد. اما هر ببیننده‌ای متوجه می‌شود که این سخن، ادعای گزافی بیش نیست. هرچه باشد، یافتن ۶۰۰ حیوانات در باغ وحش کابل، ناممکن است.

برای مثال، برخلاف نماد این باغ که آهوی مارکوپولو است، هیچ آهویی از این نوع یا حیوانات کم‌یابی که دیدنش وسوسه‌انگیز است، در آن وجود ندارد. اگر گرگ‌ها، شغال‌ها و چند مرغ دشتی و کوهی دیدنی را نادیده بگیریم، ظاهرا چیزی غیر از شتر و شادی و چند نوع ماهی زینتی، در این باغ باقی نمی‌ماند. آمر باغ وحش کابل می‌گوید، تلاش دارد پلنگ برفی نیز-در فرصتی مناسب-به این جمع بیفزایند، به شمول حیواناتی که نسل شان رو به نابودی است.

هوتل مارکوپولو خلوت است، زیرا قیمت آب‌میوه‌اش دو برابر بیرون از باغ وحش است. پشت سر آن، شیریخ فروشی‌ای سر بازی است که شلوغ‌تر است و اکثرا برای نشستن و خوردن شیریخ یا چای، به آن‌جا می‌روند. در کناره‌های فضاهای حیوانات، بلندگوهای نصب است که برای مردم در مورد رعایت قوانین آن، توضیح می‌دهد. کارمندان باغ در چند روزی که من به آن‌جا می‌رفتم، در حال گشت‌زنی بودند و با بیسیم به همدیگر برای تنظیم نظم تماس داشتند. به تازگی، دیوار میان محل «منار استقلال» و باغ وحش نیز برداشته شده منار استقلال نیز در جمع باغ وحش قرار گرفته است. ثاقب می‌گوید، ته‌مانده‌های سیگار را با اسکواتور کنده‌اند و اکنون آن‌جا را از حضور یله‌گردها پاک کرده‌اند. به این ترتیب، ۵ جریب بر مساحت باغ وحش افزوده شده و اکنون این باغ تا پل آرتل می‌رسد. آن سوی جادۀ پل آرتل را نیز به شهربازی اختصاص داده‌اند.

افغانستان محل زیست چندین نمونه از پرنده‌ها و حیواناتی است که در جهان در نوع خود کم‌نظیرند. از جمله ۱۳نوع پرنده که صرفا نسل شان در افغانستان یافت می‌شود یا «بلبل نی» که ۱۳۰ سال پیش نسلش در دیگر نقاط جهان نابود شده است. پلنگ‌های برفی نیز کمتر از صدتا در افغانستان تصور می‌شود وجود دارند. به همین دلیل تاکنون مناطقی در بدخشان، بامیان، غزنی و هرات جزو مناطق حفاظت‌شده اعلام شده‌اند.

اشرف‌غنی پلان صدروزۀ آمر باغ وحش را خواسته است. یعنی باید به باغ وحش شدن باغی که از آهوی مارکوپولو و شیر، تندیس‌هایش را دارد، امیدوار باشیم؟





  1. Ahmad Ali
    ۶:۰۱ ب.ظ در جوزا ۲۰م, ۱۳۹۴

    نظرتان معتبر و محترم
    خوبش نوشته ای ولی بجای منفی بافی راه های حل برای حل معظل چیست بیا به عنوان فرد دل سوز شما چی کارهای را کرده اید که انتقاد زیاد است

دیدگاه‌تان را بنویسید: