سال چهارم / شماره : 735 / شنبه / ۲۶م عقرب ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Saturday, 17 November , 2018

وقایع شاه‌شجاع-۹

نویسنده : شاه شجاع - کد خبر : 30684

۲۰ جوزا , ۱۳۹۴

Shah Shoja


وقایع یازدهم آمدن ایلچیان از ترکستان از نزد حیدرشاه والی بخارا از نزد قلیچ والی خلم

سانحات این واقعه چنان ا‌ست که در سنۀ دوم جلوس بر آورنگ خلافت و شهریاری که سنۀ هجریۀ نبویه علی صاحبهما الف و الف صلواة و تهیاة یک‌هزار و دو‌صد‌و‌بیست بود، ایلچی حیدر‌شاه والی بخارا و ایلچی قلیچ خان والی خلم با هفت قطار شتران نرمایه و بیست رأس اسپ با یراق طلا‌ و نقره با زرهای سفید‌نگاری و اجناس و اقشمۀ چینی و روسی و تاتاری و اسپان برغه‌بار کندی بیش قیمت و خرته‌های سمور و غیره‌ها معۀ ناسجات پشمی از اظهار رابطۀ خلعت و وداد و اذکار شیوۀ محبت و التماس و استدعای حیدر‌شاه مشعر بر قبول قرابت و وصلت همشیرۀ دوشیزۀ خود به ‌نام نامی و اسم گرامی بندگان ما مشرف حضور مباهات دستور گردیده، هریک را از نظر مبارک گذرانیده، چون ملتمس همشیرۀ او موجب استحکام ضوابط مواحدت و مثبت شرایط قرابت و الفت بود، به ‌زیور قبول مجلی ساخته، ایلچیان را با انعام تام و بخشش خلاع مالا‌کلام سرافراز فرموده، در جواب نامه‌جات اتحاد‌آیات‌شان ارقام مبارک با تحف و تحایف … شرف ارقام و اصدار پذیرفته، با معتمدان حضور فیض گنجور رخصت انصراف ارزانی داشته شد. بعد عزم نهضت رایات عالیات به ‌سمت قندهار بالجزم مقرر گردید.

وقایع دوازدهم عزم سرکار به سمت قندهار و کناره‌کردن شهزاده قیصر و فرار‌نمودن فتح خان

سوانح این واقعات چنان است که چون به تأییدات ایزدی و توفیقات سرمدی نواب همایون ما عنان عزیمت به ­قندهار معطوف فرمودند، منزل به ­منزل کوچیده، رونق‌افزای منزل توت گردیدیم. از استماع خبر ورود موکب دولت و اقبال شهزاده قیصر متردد و مضطر گشته، قندهار را گذاشته، به ­سمت دهله فرار نمود و فتح خان نیز آوارۀ دشت ادبار گردیده، به ­سمت هرات و فراه نزد شهزاده کامران رفت. باقی امرا و خوانین و تابعین که فرمان‌گزین دولت ابد‌قرین بودند، در ظلال اطاعت و انقیاد درآمده، در انصرام اوامر و نواهی و انتظام خدمات سرکار خورشید‌اشتهار پادشاهی ساعی و سرگرم شدند. لله الحمد که آنچه در پیشگاه ضمیر حق‌گزین می­تافت، از تفضلات الهی بر وجه اتم محترم گشته، پرتو ظهور می­یافت. لهذا پیوسته زبان وحی ترجمان به­ ادای شکر نعت باری جل ذکره عذب‌البیان می­بود. بالجمله چند مدت دایرۀ دولت در احمدشاهی ظلال اقامت بر مفارق خوانین و رعیت به­ کمال رفاه و امنیت ارزانی می­داشت که بندگان شاه زمان باعث شده و عالی‌جاه شیرمحمد خان مختارالدوله متعهد گشت به ­عرض اشرف رسانیدند که شهزاده قیصر از سبب خرد‌سالی و تقاضای نادانی خود و اغوای فتح خان محرک فتنه و فساد و داعی غلغۀ بغی و عناد گردیده بود. امید که پادشاه نظر شفقت و عنایت خود نموده، تقصیرات و جرایم ماضیۀ او را عفو نموده و غبار آن را از مرآت ضمیر آفتاب‌نظر به­ صیقل مرحمت محو فرموده، به ­حضور معدلت دستور خاقانی بطلبانند.

پیشانی عفو ترا پر‌چین نسازد جرم ما                   آیینه کی برهم خورد از زشتی نشان­ها

علاوه ما دولت‌خواهان ذمه­وار و ضامنیم که من‌بعد تا دم حیات این‌چنین حرکات ناشایسته و افعال نابایسته از شهزادۀ مذکور به ­ظهور نرسد. هرگاه بار دیگر مرتکب امری ناشایان شود، حضور والا مالک و مختارید به ­هرسزا که مناسب دانند، تنبیه فرمایند. چون پاس خواطر بندگان سکندرشان شاه زمان بر خاطر مبارک عزیز بود، بالضروره عفو تقصیرات مشارالیه را از مقام دهله به­ حضور انور حاضر کرده و به­ پا‌بوس مشرف و منور گردانیده، مکرر التماس نمودند که تکمیل قبول شفاعت مایان این است که از راه عنایت و فیض‌گستری و شفقت ذره‌پروری شهزادۀ مذکور سرافراز فرموده نیابت قندهار را به­ او ارزانی دارند.

با این امیدهای شاه در شاه                   کرم­های تو ما را ساخت گستاخ

این معنا نیز به ­رعایات خواطر عزیز … گرامی ممدوح منظور نظر آفتاب‌منظر گشته، بندگان شاه موصوف را نیز به ­قندهار برای نصیحت و فهمایش شهزاده مذکور مقرر فرموده، عنان عزیمت را به ­سمت سند معطوف گردانیدیم؛ زیرا که مالیات چند سال سرکار فیض‌مدار در نزد والیان آن ممالک باقی مانده بود. به ­اقتضای آن که مالیه و‌اجبی را تحصیل فرموده و سیر ممالک سند را کرده‌ تا انقضای ایام زمستان نواحی سیچی دیره­جات را هم از نظر فیض‌اثر گذارنیده، در اوایل نوروزِ رونق‌افروز وارد انکای پشاور خواهیم شد. لله الحمد که نحوی که قرارداد خاطر مبارک شده بود، ‌به ­عنایات ایزدی و توفیقات سرمدی تمامی به­ وقوع انجامید. هرگاه خبر نهضت رایات عالیات بدان سمت اشتهار یافت، مصطفی خان ولد نصیر خان بلوچ و ملا فتح خان صاحب‌کار نام‌برده در احمدشاهی به آستان‌بوسی مشرف شده، به­ عرض رسانیدند که موافق معمول قدیم خاقان فردوس‌آشیان سلطان خلد آرامگاه انارالله برهانهم غلام با جمعیت دوازده‌هزار سوار و پیاده در رکاب نصرت‌انتساب حاضر می­باشیم و قرابت وصلت صبیۀ محمود خان برادر کلان غلام به نام نامی و اسم سامی سلالۀ دودمان دولت و اقبال ولی‌نعمت وافرالسرور شهزاده محمد‌تیمور نیز ملتمس غلام ….. انتظام است اگر بر راه لطف و کرم پادشاه جم جاه استدعای این غلام هواه‌خواه را قبول فرموده و غلام را سرافراز فرمایند، موجب افتخار غلام و آبادی این عقیدت انجام تواند بود. ‌چون عرض عالی‌جاه مذکور سراسر مملو از ارادت و متضمن بر صداقت بود، جناب همایون ما ملتمس آن­ها را پذیرا فرموده، به ­خلعت‌های فاخره سرفراز و بین‌الاقران و ممتاز بین‌الامثال فرمودیم و چنان‌که آیین درانیه و رسم بلوچیه بوده، شیرینی‌خوری و فاتحه‌خوانی به ­ظهور پیوست، بعدها به ­جاه و جلال و حشمت و اقبال روز اول در چمن شیر‌سرخ عنان نزول اجلال فرمودیم؛ اما نجبا و وکلای میران سند به ­حضور انور رسیده، عرض نمودند که مبلغ هشت‌لگ روپیه به ­سرکار فیض‌مدار عوض مال واجبی … کرده می­شود. حضور اقدس عزم آن طرف فرمایند، چرا که ملک و مال غلامان پایمال لشکر ظفر‌اثر خواهد شد. چون مالیه چند‌ساله بر ذمۀ آن­ها بود، این وجه قلیل مساوی و معادل آن منظور نگشته، عرض آن‌ها پذیرا نفرموده از منزل شیر‌سرخ عنان عزیمت را به ­طرف سند و شکارپور معطوف داشته، منزل به ­منزل قطع مسافت فرموده، در منزل کوچک نزول اجلال نمودیم و چون در منزول شال و … رسانیده شد، نائباً وکلای میران سند به ­عذر و التماس حاضر شده، عرض نمودند که الحال مبلغ دوازده لگ روپیه به ­سرکار ذوالاقتدار رسانیده می­شود، امید که منظور نظر فیض‌اثر گردیده، و عزیمت عساکر نصرت‌اثر خواهد شد. چون که این مبالغ نیز مساوی مال واجبی چندین‌ساله نبوده و عذرات آن­ها از راه فریب و جعل می­نموده، لهذا در آن حال عرض آن­ها منظور خاطر اشرف نگردیده، رایات عالیات هم‌چنان منزل به­ منزل کوچ‌فرما شده و رونق‌افزا گردیده، زینت‌بخش گندابه که ملک نصیرخان بلوچ است، گردیده، عالی‌جاه محمود خان ولد میرخان سابق‌الذکر با جمله خوانین بلوچیه و دوازده‌هزار مقرریه و پیاده‌های نبرد‌آزمای حاضر شده از نظر فیض مظهر گذشته، داخل و شامل اردوی معلی گردیدند. به وقت نماز عصر عالی‌جاه مذکور، با تمامی خوانین و معتبرین طایفۀ بلوچیه به ­دربار جهاندار به ­عتبه‌بوسی مکرر شده، شرف استعلام یاپۀ سریر خلافت ‌… دریافته، پیشکش­های بسیار و اسپان همه زین و یراق طلا و نقره و شتران بادی به ­معۀ هودج‌های عجیب و اجناس زرین و پشمین و غیره حسب معمول آبا‌ و اجداد کرام والامقام خود از نظر کیمیا‌اثر گذرانیده، استدعای مرخصی برای سه چهار یوم نمودند که تدارک سواره و پیادۀ خودها را به ­تمام دیده، به شرف رکاب نصرت‌انتساب خاقانی متفق و به لشکر فیروزی‌اثر ملحق خواهیم شد. عرض آن­ها مورد قبول موصوف شده­ خلعت‌های فاخره به­ معۀ یک زنجیر فیل با ‌… زرین به ­عالی‌جاه محمود خان مرحمت گردیده، و باقی خوانین بلوچیه را به ­خلعت‌های فاخره سرافراز فرموده، مرخص ساختیم. بعد از آنجا کوچ نموده شد.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: