سال چهارم / شماره : 735 / دوشنبه / ۲۷م قوس ۱۳۹۶
Vol No 04, Issue 735, Monday, 18 December , 2017

آغاز‎‎‎ شیرین و فرجام‎ تلخ

نویسنده : رسول ضحاک - کد خبر : 30629

۲۰ جوزا , ۱۳۹۴

Tarik Aziz I, Iraq


انقراض یاران دیکتاتور

میخایل یوحنا (۱۹۳۶-۲۰۱۵) مشهور به طارق عزیز از یاران نزدیک صدام حسین، دیکتاتور پیشین عراق بود. او در خانوادة مسیحی کلدانی به دنیا آمده بود و در دهة ۱۹۵۰ با صدام در قالب حزب سوسیالیستی بعث اما با سودای ناسیونالیسم عربی و تأسیس عراق مقتدر همدست شد و در کودتای ۱۹۶۸ که مسیر تاریخ عراق را تغییر داد، نقش چشم‌گیری داشت. ‎او فارغ‎التحصیل رشتة ادبیات انگلیسی از دانشگاه بغداد بود و این مهارت زبانی، بعدها به او در ارتباط برقرار‎کردن با کشورهای غربی بسیار کمک کرد. قبل از پیوستن به‌ حزب بعث، به‌عنوان ژورنالیست‎ فعالیت می‌کرد و در آغاز، بعد از به‎قدرت‌رسیدن حزب بعث، نیز سردبیر روزنامه «الجماهیر» و روزنامة «الثوره»، ژورنال رسمی حزب بعث شد. بعدها از سال ۱۹۷۴-۱۹۷۷، به عضویت شورای رهبری انقلاب عراق، بالاترین حلقة تصمیم‌گیرنده در سلسله‎مراتب حزبی، درآمد و نامش را از میخایل یوحنا برای کاهش حساسیت‌های دینی، به طارق عزیز تغییر داد. از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۱ وزیر خارجة عراق بود و نقش جدی در ایجاد رابطه با ایالات متحده و حکومت رییس‌جمهور ریگان داشت. گفته می‌شود که صدام حسین، به دلایل امنیتی و ترس از کودتا در داخل عراق، کمتر عراق را ترک می‌کرد و طارق عزیز، به جای او در بالاترین سطح نشست‌ها و کنفرانس‌ها حضور می‎یافت.

او از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۳ معاون نخست‌وزیر عراق بود، اما نقش اصلی‌اش را نه در تحولات داخلی، که ‎در تنظیم روابط خارجی عراق با کشورهای منطقه و غرب بازی می‌کرد. مدیریت مسایل بیرونی سه جنگ سرنوشت‎ساز: جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰-۱۹۸۸)، اشغال کویت توسط عراق (۱۹۹۰) مشهور به «جنگ نفت» و حملة امریکا به عراق (۲۰۰۳)، بخش‌هایی از کارنامة او را در مدیریت روابط خارجی رژیم بعثی صدام حسین تشکیل می‌دهد. در جنگ ایران و عراق، طارق عزیز حمایت غربی‌ها از رژیم صدام حسین را جلب کرد، در جنگ نفت در تقابل با هم‎پیمانان قبلی عراق قرار گرفت و در حملة امریکا به عراق تلاش‌هایش برای جلوگیری از وقوع جنگ و حملة امریکا به عراق بی‌نتیجه ماند. او در لیست ۵۵ نفرة نیروهای امریکایی برای بازداشت و محاکمه قرار گرفت و در نهایت ‎خود را داوطلبانه تسلیم این نیروها‎ کرد.

Tarik Aziz I, Iraq

طارق عزیز، معاون نخست‌وزیر و وزیر خارجۀ صدام حسین

قبل از حملة امریکایی‌ها به عراق، او بارها هشدار داده بود که این جنگ فرجام خونینی خواهد داشت و عرب‌ها و مسلمان‌ها آن را در ادامة جنگ‌های صلیبی تلقی‌ خواهند کرد. این دیپلمات کهنه‌کار و یار نزدیک صدام حسین که به خاطر عینک‌ و سیگار مخصوصش نیز شهرت داشت، ‎سال‎های میان ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ را در زندان سپری کرد. او در میان یاران صدام، خوشنام‌ترین بود. به همین دلیل، وقتی در اکتوبر ۲۰۱۰ به مرگ محکوم شد، واکنش‌های اعتراضی مختلفی از واتیکان گرفته تا سازمان ملل و نهادهای حقوق‌بشری بین‌المللی را در پی داشت و در نهایت رییس‌جمهور پیشین عراق، جلال طالبانی، این حکم را امضا نکرد، و حکم مرگ او به حبس ابد تبدیل شد. او پس از ده‌ سال زندان، در ۵ جون ۲۰۱۵ بر اثر سکتة قلبی، در شهر ناصریه، در سن ۷۹ سالگی جان داد.

مرگ او را می‌توان انقراض نهایی یاران دیکتاتور پیشین عراق تلقی کرد. پیش از او، معاون صدام حسین و نایب رییس شورای رهبری انقلاب عراق، عزت ابراهیم الدوری، که در تأسیس و سازماند‌هی گروه تروریستی داعش نیز نقش اساسی داشت، در جنگ با نیروهای عراقی کشته شد و علی حسن المجید، معروف به علی شیمیایی، پسر عموی صدام حسین که در سنگ‌دلی و خون‎خواری معروف بود و مسئولیت اصلی کشتار کردها و شیعیان عراق را بر عهده داشت، همراه با سلطان هاشم احمدالطائی، وزیر دفاع سابق، ‎حسین رشید التکریتی معاون ستاد ارتش قبلی عراق و ده‌ها تن دیگر از یاران نزدیک صدام‌ حسین در دادگاهی به مجازات مرگ محکوم شدند.

طارق عزیز هرچند نقشی مستقیم در جنایت‌های جنگی نظام دیکتاتوری صدام حسین نداشت، اما برای رسیدن به قدرت، مسیری را پیمود که برای خودش آغاز شیرین اما فرجامی تلخ داشت. کارنامة شخصی او ممکن است چندان سیاه نباشد، اما حاصل کار جمعی او وضعیتی شده است که امروزها نه‎تنها در عراق، که در سراسر منطقه جوی‌ خون جاری است. این‎که تا چه زمانی مردم عراق و منطقه تاوان سیاست‌ورزی‌های اشتباه و جاه‌طلبی افرادی هم‎چون طارق عزیز و صدام حسین را پرداخت می‌کنند، معلوم نیست؛ اما آنچه معلوم است، این است که همدستی با دیکتاتور و پیمودن مسیر‎ اشتباه، ‎فروزان‎کردن آتشی است که در فرجام خود دیکتاتور و یارانش‌ را به فجیع‌ترین شکل ممکن فرو می‌بلعد و به جای عظمت و شکوه دیکتاتوری، جز تلی از خاکستر فاجعه و ویرانی و تباهی چیزی باقی نمی‌گذارد. او سودای عراق مقتدر در سر داشت و می‌خواست ناسیونالیسم عربی را در منطقه احیا کند. برای رسیدن به این هدف، این آموزگار انگلیسی اما راه و روشی را تجربه کرد که اینک عراق را مستأصل و چندپارچه کرده و کشورهای عربی بیش از هر‎زمان دیگری به سوی آیندة پرابهام و نامعلوم گام بر می‌دارند. هر‎روز صدها انسان به کام مرگ کشیده می‌شوند و خون‌ریزی و کشتار به بخش‌ جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره مردم این منطقه تبدیل شده است. تصور کنید لحظه‌ای را که هیچ صدام و طارق عزیزی در تاریخ ظهور نمی‌کرد، یا این‎که برای جاه‌طلبی خویش این‌گونه مسیر‎ پراشتباه را نمی‌پیمود، آنگاه آیا جهان جای بهتری برای زیستن نبود؟





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: