سال چهارم / شماره : 735 / شنبه / ۲۶م عقرب ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Saturday, 17 November , 2018

وقایع شاه شجاع

نویسنده : شاه شجاع - کد خبر : 30278

۱۳ جوزا , ۱۳۹۴

Shah Shoja


وقایع نهم فرستادن شهزاده حیدر و سردار احمد خان نورزایی در سمت قندهار

شرح این مقدمه چنان ا‌ست که چون به ‌عنایات سرمدی و توفیقات ایزدی بعد از جلوس بر آورنگ سلطنت و شهریاری‌، ارجمندی شهزاده حیدر و سردار احمد خان نورزایی و عطا‌محمد خان ولد مختار‌الدوله را و سید آل خا به ‌خلعت‌های فاخره و سامان متوافره سرافراز و ممتاز فرموده، مبلغی هم از برای مصارف انعام و بخشش از خزانۀ عامره مرحمت نموده، پنج‌هزار سوار رکابی از غلام‌خانۀ درانی بدون ایلجاری با ایشان از حضور مقرر فرموده، رخصت فرمودیم، نامبرده‌گان بعد از قطع منازل و طی مراحل و عساکر فیروزی‌مآثر در منزل چکان که دو منزل از قندهار فاصله دارد ورود نمودند. شهزاده کامران به ‌مجرد استماع ورود جنود مسعود تاب مقاومت نیاورده‌ قندهار را گذاشته رو به ‌فرار نهاده، در دارالرفاه فراه رفته، استقرار نمود و فتح خان نیز زندگانی خود را غنیمت شمرده، از شهزاده کامران جدا گشته، به ‌محال معروف منزوی گردید و شهزاده حیدر داخل و قابض قندهار شد. شهزاده قیصر برادر او که به‌ جوانب و اطراف قندهار می‌بود، ورود شهزاده حیدر به‌ قندهار شده، عریضۀ انکسار و افتقار به ‌خدمت اشرف معروض داشته، التماس نمود که غلام مدتی ا‌ست که آوار‌ه و دربه‌در خانه‌به‌دوش می‌گردم، امیدوارم به ‌ذرۀ‌پروری و عطوفت‌گستری ریاست و حکومت قندهار ارزانی شود. بندگان اشرف عرض او را مقرون انجاح فرموده، شهزاده حیدر را به ‌حضور طلب داشته، رقم نیابت آنجا را به ‌نام شهزاده قیصر موصوف شرف اصدار یافت و چندی از خوانین حضور … خدمات متعلقۀ آنجا سرافراز ساختم. در این اثنا مختار‌الدوله و جمله‌ای از خوانین دربار جهان‌مدار از راه عجز و انکسار به‌ عرض رسانیدند که فتح خان در‌به‌در و آواره می‌گردد، در حقیقت او هم غلام و خانه‌زاد دولت … خاقانی است اگر به‌ تصدق فرق مبارک تقصیرات او را عفو فرموده‌ در حضور انور طلب داشته از خوان احسان خداوندی … در‌بارۀ او عطا فرمایند، موجب امیدواری غلامان خواهد شد. هم در این اثنا عریضۀ نیاز فتح خان نیز به ‌مضمون التماس مشحون فوق از نظر انور گذشت. لهذا عرض مختارالدوله و خوانین صداقت‌آیین را در‌بارۀ فتح خان مقرون به انجاء فرموده، در استحضار او به ‌عالی‌جاه گل‌محمد خان نظام‌الملک از مزوجاً امر و ایما‌ شد که نام‌برده را به‌ دربار معدلت دستور حاضر و مشرف و ممتاز گردانید. چنان‌چه از اشفاق و الطاف خدیوانه بهره‌ور گردیده، هریک به ‌مناصب و مقامات آبایی خود سرافراز شدند. در این اثنا نمک‌حرامی عاشق شنواری که نسبت بندگان سکندر شاه حضرت شاه زمان نموده بود، به ‌خاطر مبارک رسید، سواران را جهت دستگیر‌نمودن عاشق شنواری و تنبیه و تعذیب اقوام آن بدسرانجام از پیشگاه جاه و جلال خاقانی مقرر و مأمور فرمودیم. چنان‌چه فرستادگان خونخوار هشت بار وارد قلعه‌جات او گردیده، عاشق مذکور را دستگیر و باقی اقوام او را اسیر ساخته و خانه و املاک و قلعه‌‌های آن‌ها را خراب و تراب ساخته و مال و اموال نمک‌حرامان به‌ تاخت و تاراج فتاده به ‌دربار معدلت‌مدار خاقانی حاضر ساختند. بندگان ما بنا بر سیاست و جزای عمل آن نمک‌حرام دغل امر نمودند که به ‌دهن خمپاره نشانیده، آتش دهند تا پارچه‌های بدنش منتشر گشته، موجب عبرت خاص و عام گردد. باقی اقوام آن گم‌نام را که در نمک‌حرامی معاون و مددگارش بوده‌‌اند، به ‌قدر تقصیرات آن‌ها را جزا داده، محبوس دارند. چون عزم رایات عالیات به ‌جهت حفظ و حراست ولایت کشمیر و دیره‌جات منظور نظر خورشید‌اثر بود، بناءً علیه بعد از این …‌ پیش‌خانه مبارکه را به ‌طرف پیشاور منصوب فرموده، بعد از چند روز بندگان همایون ما نیز کوچ کرده، منزل اول در چمن بگرامی مقرر نموده، نزول اجلال فرمودیم. در آنجا عالی‌جاه فتح خان به ‌عرض اشرف رسانید که غلام تدارک و تهیۀ سفر و اسباب سفر را واجبی ساخته، بندگان پادشاه عزم پیشاور دارند. اگر چند یوم غلام را مرخص فرمایند که در شهر مانده، تدارک اسباب کرده، به‌ رکاب نصرت‌انتساب حاضر شوم، عین ذره‌پروری خواهد بود. بندگان اشرف عرض او را مقرون اجابت نموده، منظور داشته، مرخص فرمودند.‌ بعد از آن‌که موکب ظفر‌کوکب به ‌منزل جگدلک رونق‌افزا شد، به ‌عرض اشرف رسانیدند که فتح خان از خباثت فطرتی و بد‌اندیشی بل از شومی طالع خود فراری شده رفت. بندگان ما امر نمودند که دست‌خط‌های مبارکه به‌ جهت خوانین ولایت صادر شود که این ناکس را که به‌ هر‌طرف بیابد، دستگیر نموده‌ به ‌حضور لامع‌النور حاضر سازند. بعد از منزل جگدلک کوچ فرموده، منزل به ‌منزل بیش از یک شب نیاسوده، رونق آرزو چهار‌باغ جلال‌آباد گردیده شد. چند روز در آنجا مقام کرده، به ‌آب و هوای خرم و خوش و سیر و شکار باغ و راغ دلکش تفریح مزاج به ‌احسن وجه حاصل نموده، کوچ فرمودیم. بعد از طی مراحل، رونق‌افزای پیشاور شدیم. اول بندگان همایون ما جمعی از ملازمان حضور جهت دریافت عبدالله خان ناظم کشمیر و تحصیل مالیات بنا بر امتحان و استعلام صدق و ایقان او فرستادند. ناظم مذکور به‌ محض دررسیدن ملازم حضور و مطالعۀ فرمان تفاخر دستور حلقۀ غلامی در گوش و داعیۀ عبودیت بر دوش گذاشته، مالیه واجبی سرکار را با پیشکش‌های گوناگون و نذرانه‌های از حد و عدد افزون و عریضۀ نیاز و افتقار مضمون به ‌حضور انور فرستادند. چون عقیدت و پرستاری و اطاعت و فرمان‌برداری او یقین و مبرهن‌ خواطر اشرف شده، نام‌برده را … به‌ ذریعۀ … اصدار …. و اعطای خلاع خرسند شعاع حکومت و سرداری خطۀ کشمیر سرافراز و ممتاز فرمودیم. هم در آن ایام حکام دیره‌جات نیز آنچه مالیه مقرری بود، تام و کمال به ‌سرکار اشرف رسانیدند. چون حکام مذکور از غلامان صمیمی و خانه‌زادۀ صمیمی این دولت فلک‌احتشام بودند، لهذا به ‌حکومت و سرداری تعلقات خود به ‌دستور سابق برقرار و برحال گذاشتیم که به ‌خدمت مرجوعۀ خودما مشغول باشند.‌

وقایع دهم فرار‌کردن فتح خان از کابل به‌ قندهار نزد شهزاده قیصر و باغی ساختن او را

سوانح این وقایع چنان است که در این اثنا به ‌عرض اشرف رسید که فتح خان در حینی که از کابل فراری شده بود، در قندهار نزد شهزاده قیصر رفته او را از جادۀ مستقیم اطاعت و فرمان‌برداری منحرف ساخته، باغی نموده، مستعد تسخیر کابل گردانیده است. چون چند روز از نوروز گذشته و آغاز فصل بهار بود، لهذا بندۀ ما امر فرمودند که بساط عالیات و پیش‌خانه ظفر کاشانه را طرف کابل بیرون نمایند، بعد از این بندگان همایون ما از پیشاور کوچ‌فرما گردیده، منزل به ‌منزل بی‌توقف مقام … وارد دارالسلطنۀ کابل شده، در شهر منزل و اقامت فرموده، به ‌دِهمزنگ که به ‌راه قندهار واقع است، نزول رونق‌افزای شهر کابل شده، رجوع به ‌مقصد فرمودیم. از آنجا که نواب همایون ما قبل‌الوقت در حین نهضت از پیشاور برای خوانین قندهار که به ‌این دولت خداداد رجوع داشتند دست‌خط‌های مبارک در باب اظهار خدمت و صداقت شرف اصدار یافته بود، عرایض نیاز فرایض آن‌ها به ‌حضور انور رسیده بود که عندالمقابله خدمت‌گزاری و وفاداری غلامان به ‌ظهور خواهد پیوست. هرگاه بندگان ما از دِهمزنگ کوچ نموده‌ در منزل قلعۀ قاضی نزول فرمودند و شهزاده قیصر و فتح خان نیز در منزل میدان رسیدند. سه ساعت از شب گذشته بود که عالی‌جاه فیض‌الله خان فوفلزایی با دستۀ سوارۀ خود و سایر درانی دیگر از طرف شهزاده قیصر و فتح خان فراری شده، پناه به این بارگاه فلک اشتباه آورده، به آ‌ستان‌بوسی مشرف از نوازش و الطاف خسروی سرافراز و در بین‌الاقران مفتخر و ممتاز گردید. شهزاده قیصر و فتح خان از وقوع این واقعه مضطر گشته و طاقت مقاومت به‌ خود ندیده، رو به ‌فرار نهاده، به ‌قندهار رفتند. بندگان ما به‌ حصول فتح و فیروزی و وصول دولت و بهروزی از همان‌جا مراجعت نموده، رونق‌افزای دارالسلطنت کابل … تقابل شدیم.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: