سال چهارم / شماره : 735 / شنبه / ۲۶م عقرب ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Saturday, 17 November , 2018

وقایع شاه شجاع

نویسنده : شاه شجاع - کد خبر : 29464

۲۹ ثور , ۱۳۹۴

Shah Shoja


وقایع پنجم وارد‌شدن بندگانت ما در حدود غلزایی و وصلت‌نمودن با آن‌ها

چون خوانین و اراکین و رعیت غلزایی به سبب وقوع جنگ‌های متعدده که با سپاه شاه محمود نموده بودند‌ و اکثر آن‌ها به ‌قتل و تاراج رسیده و از آن طرف مأیوس و آزرده‌خاطر می‌بودند، ورود موکب دولت و اِقبال ما را سعادت خودها دانسته، در خدمت‌گزاری و جان‌فشانی خرد و بزرگ از دل و جان حضر شدند و مقارن این‌حال عالی‌جاه شکرالله خان، نواسۀ اخلاص‌قلی خان هوتک و عالی‌جاه فتح خان بابکرزایی و شهاب‌الدین خان توخی، به ‌خدمت بندگان ما عرض نمودند که اگر صبیۀ فتح خان مذکور را بندگان والا به ‌کنیزی پذیرفته‌ به‌ دولت عقد ممتاز فرمایند، البته موجب افتخار غلامان و باعث عزت و اعتبار این خانه‌زادان خواهد بود. از این‌جا که عرض خوانین مذکور از کمال اخلاص بوده، در آن‌ وقت به حصول مقصود نهایت اختصاص داشت، بندگان ما منظور فرموده‌ پذیرا فرمودند. بعد از وقوع مناکحت، عنان عزیمت با دو‌صد سوار به‌ طرف شال‌کوت و مستنگ که سرحد ملک بلوچ است، معطوف فرمودیم. چون ایام زمستان و کثرت برف و باران به‌شدت بود، به ‌خاطر مبارک چنان گذشت که موسم زمستان و برف و باران در همین‌جاه گذرانیده رجوع به ‌مقصد نماییم، مگر در آن وقت از وجوه نقدیه چیزی در سرکار وجود نداشت، به حسب اتفاق قافله از شکارپور ورود یافته عازم قندهار می‌بودند، بندگان اشرف ما به ‌قندهار مایحتاج از مردم تجار به‌ طریقۀ مساعده چیزی زر نقد گرفته وعده فرمودیم که هرگاه عنایت ایزدی و الطاف سرمدی شامل حال این نیازمند قادر ذالجلال شود‌ و بر تخت سلطنت کامیاب گرداند، ادای وجوه شایان به ‌وجه نیک کرده خواهد شد. مردم تجار که همه‌وقت خوف‌زده و ترسیدۀ شهزاده کامران و فتح خان بودند، که اکثر اوقات تمام اموال قافله‌ها به تاخت و تاراج غارت می‌نمودند و چیزی نزد اسبان نمی‌گذاشتند. از سلوک این مسلوک شکرانه ‌الهی به‌جا آورده و هرقدر که بندگان ما خواستند، به‌ طوع و رضا و خوش‌دلی و ثنا دادند. المنة الله تقدس و تعالی که قرض مردم تجار را بعد از جلوس بر اورنگ سلطنت و شهریاری مقدم بر همۀ افعال مستحسنۀ رعیت‌پروری و دادگستری داشته، ادا نموده، علاوه بر آن مهربانی‌های گوناگون در‌بارۀ اوشان مبذول فرمودیم. غرض که بعد از گرفتن وجه تاجران از شال و مشک، عنان عزیمت معطوف ساخته به‌ محال گوژگ نزول اجلال فرمودیم.

وقایع ششم جنگ‌نمودن بندگان ما در منزل کوچک با صالح‌محمد خان غلزایی و غیره

چون این نیازمند درگاه الهی در منزل کوچک با دو‌صد سوار نزول فرمودیم، خوانین مذکور از طرف شاه محمود و شهزاده کامران با جمعیت هزار‌سوار به ‌عزم محاربه و مجادله علم‌ها افراخته، و شاهین خانه به‌ جلو انداخته‌ و خود را ساخته و اسبان را تاخته رسیدند. در آن وقت بندگان ما به ‌حبل المتین و عروة الوثقای امید مالک کل چنگ زده، و آ‌نگاه به ‌مضمون آیۀ کریمۀ «کم مِن فِئة قلیلة غَلَبت فِئة کثیرة بِاذن الله» داشته با دو‌صد سوار حاضر در رکاب مقابله نمودیم. هرگاه عرصۀ جنگ تنگ آمد، این نیازمند درگاه الهی بی‌درنگ دست به ‌قبضۀ شمشیر نصرت‌آهنگ آورده، بر یک سوار که مقابل بندگان همایون مانده بود، انداخته، بند دست او را منقطع ساخته، و از آن در گذشته، مشغول به قتال آن گروه شده بودیم، که به ‌توفیق الهی شکست فاحش در لشکر مخالفان افتاد تا که برهم خورده، رخت ادبار به ‌جانب قندهار کشیده، ملحق به ‌شهزاده کامران شدند و بندگان همایون ما با حصول فتح و فیروزی در ارغستان که حدود درانی و فوفلزایی بود، عطف عنان فرمودیم، بنا بر جمع‌آوری لشکر نزول اجلال فرمودیم. چون لشکر شکست‌خورده در نزد شهزاده کامران رسید، و شهزاده کامران قبل از وقوع شکست به ‌حاجی فیروز‌الدین خان عموی خود جانب هرات نوشته، مشتمل بر استدعای کمک فرستاده بود، حاجی فیروزالدین خان شهزاده ملک قاسم پسر خود را با دوهزار سوار جرار فرستاده، شهزاده کامران بعد کمک هرات و جمعیت لشکر قندهار که جمله پنج‌هزار بودند، مجدداً به ‌داعیۀ جنگ ناگاه بر دو‌فرسخی ارغستان رسید. در آن فرصت جمعیت بندگان ما قریب پانصد سوار شده بود، لیکن مردم ایلات روزمره می‌آمدند و … بود در آن اثنا از لشکر شهزاده کامران بعضی خیرخواهان و اخلاص‌مندان این سرکار، عرض‌رسان شدند که لشکر مخالفان‌ کثیر و جمعیت بندگان اشرف والا قلیل است، مصلحت وقت و بهبود کار در آن است که این وقت خود را از لشکر مخالفان برکنار بکند. من‌بعد انشاءالله تعالی این خدمت غلامان ظاهر و باهر خواهد شد. بندگان ما به آیۀ «ولا تلقوا بِایدیکم الی التهلکة» اطاعت نموده، و صلاح نیک‌خواه را همین مصلحت دانسته، خود را بالضرور از این معرکه برکنار کشیدند که بزرگان گفته‌اند «نه هرجای مرکب توان تاختن/که جایی سپر باید انداختن.» یعنی از اغستان کوچ فرمودیم، اگرچه در آن ساعت شدت باران و سرما‌ به حد کمال بود، مگر شب همه‌شب رفته، بعد از قطع مسافت بعید، وقت صبح بود به حدود غلزائیان رسیدیم که در آنجا دسترس مخالفان نبود؛ چون که نسبت باران و سرما مشقت بسیار به ‌ذات والا و رنج و تعب بی‌شما‌ره به ‌مردم سپاه رسیده بود، لهذا به ‌قدر یک … روز در آنجا توقف نموده، رخت و جامه خشک ساخته و اسپان را جو‌گیری کرده، از آنجا بعد به حدود عبدالرحیم خان هوتکی نزول نموده، شب … در آنجا تا یوم توقف فرموده بودیم که ناگاه شهزاده قیصر و مدد خان که سابق شکست یافته بودند، خبر ‌ورود بندگان ما را شنیده، مشرف حضور ساطع‌الغور شدند. بعد از آنجا کوچ فرموده، در لودی که مسکن مردم کاکر است، تشریف‌فرما شدیم.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: