سال چهارم / شماره : 735 / چهارشنبه / ۲۳م عقرب ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Wednesday, 14 November , 2018

وقایع شاه‌شجاع

نویسنده : شاه شجاع - کد خبر : 29334

۲۷ ثور , ۱۳۹۴




وقایع اول جنگ‌کردن زردادخان و خراب‌شدن و شکست‌یافتن او

سوانح این وقایع چنان است که بندگان ما … گل‌محمد خان و فیض‌طلب خان بامی‌زایی و یارمحمد خان نانچی باشی امر نمودند که با دو‌صد نفر سوار مکمل یراق و چند‌صد نفر پیاده از حضور مرخص شده، به ‌مقابلۀ زرداد خان پردازند، او را برهم زده و دستگیر نموده، به‌ حضور سعادت‌ظهور حاضر سازند. بعد تعمیل امر اشرف چون … مسطور در موضع مذکور رسیدند، نام‌برده تاب مقاومت نیاورده، رو به‌ گریز نهاد و عالی‌جاهان به ‌فتح و فیروزی مشرف حضور گشته، … به ‌معرض عرض رسانید… بندگان اشرف ما. ‌هم‌چنان در فکر جمعیت لشکر بود، هرچند قوم درانی و غلام‌خانه از خوف شاه محمود که تازه کنار سلطنت او قرار گرفته بود، جرأت آمدن از کابل نمی‌نمود، اما بندگان اشرف ما با اهدای نقود کثیره و زر سرخ و سفید و اعطا و بخشش و خلعت‌های فاخره، اکثر آن مردم را ممنون و مرهون احسان بی‌کران ساخته، با خود و جزء بندگان اشرف نمودند؛ حتی که مهرعلی خان میرآخور‌باشی که از رکاب بندگان شاه زمان فرار نموده در جلال‌آباد توقف داشت، از التماس جاسوس همایون با پنجاه‌ـ‌شصت سوار به‌ آستان‌بوسی مشرف گردیده و عالی‌جاه محمد‌احرم خان بامی‌زایی امین‌الملک که در نزد شاه محمود بود، نیز آنجا به‌ معۀ پنجاه‌ـ‌شصت سواز به ‌رکاب خاقانی رسید. بعد از آن عالی‌جاه خان‌محمد خان نساقچی‌باشی به ‌حضور اشرف حاضر گشت. علی هذا القیاس مردم درانی روز‌مره با سوار و پیاده حاضر شده، جمع‌آوری نموده … می‌شد و حرم خاص جناب …. ما که صبیۀ وفادار خان وزیر بود، به ‌معۀ برادرش محمدصدیق خان از راه یوسف‌زایی به ‌سمت لاهور‌پندی فرستاده شد تا از حوادث مأمون و از این معرکه بیرون باشند و نواب عفت‌آیات جناب … مقدسۀ مطهره به ‌معۀ اهالی حرم محترم شاه زمان با چند نفر از خواص و ملازمان معتبر در پشاور گماشتیم، به ‌جهت آن‌که بندگان شاه زمان در کابل گرفتار است، اگر حق تعالی فضل کرد و شاهد مقصود رخ نمود، البته یک‌جا فراهم خواهد شد و الی وابستگان اوشان به ‌اوشان خواهند رسید. چون خاطر بندگان ما از طرف اهالی حرم تسلی و تشفی کلی یافت در آن حال عنان رایات عالیات با لشکری فراهم‌آورده به ‌سمت کابل معطوف داشته، عالی‌جاه مهر‌علی خان میرآخور‌باشی را با پانصد سوار پیش‌قروال مقرر نموده، مرخص فرموده شد.‌

وقایع دویم محاربه‌نمودن عبدالواحد خان و عطاولله خان و بلوچ خان و عزیمت‌یافتن آنان

چون عنان عزیمت‌موکب نصرت‌آیات به ‌سمت کابل معطوف گشت و منزل به ‌منزل کوچیده، در قریۀ باسول نزول اجلال فرمودیم، از طرف شاه محمود نیز عبدالواحد خان بارکزایی و عطاوالله خان غلزایی و بلوچ خان اچکزایی پیش‌قراول مقرر شده در جلال‌آباد رسیده بودند. لهذا در موضع مذکور فی مابین قراولین جنگ برپا شد و چنان‌که قراولان مخالف تاب مقاومت نیاورده، فرار به ‌سمت کابل اختیار کردند و بعضی از آن‌ها به ‌تقبل رکاب نصرت‌انتصاب بندگان همایون ما حاضر شدند و عالی‌جاه مهر‌علی خان میرآخور‌باشی عریضۀ محتوی بر نوید فتح و ظفر و برهم‌خوردن لشکر مخالف بداختر به ‌حضور لامع‌النور اظهر گذرانیده، عرض نمود که حالا تعاقب مخالفان نموده آید یا در همین‌جا به انتظار قدوم تفاخر‌لزوم اقامت کرده شود؟ از حضور لامع‌النور حکم صادر گردید که تا ورود موکب دولت اجلال، در آنجا توقف ورزد. بعد از آن نواب همایون کوچ فرموده رونق‌افزای منزل مذکور شدند و از آنجا در منزل اعیان نزول اجلال فرمودند.

جنگ سوم بندگان همایون ما با لشکر شاه محمود و شهزاده کامران

چون این نیازمند درگاه الهی در منزل اعیان تشریف‌فرما گردید، مردم اردوی ملی بعضی در فکر برپا‌کردن خیمه‌ها و بعضی به ‌فکر تدارک دانه و کاه و جا‌به‌جا‌ متفرق و بی‌جا بودند که ناگاه لشکر شاه محمود و شهزاده کامران و فتح خان به ‌طور ایلغار نمودار شدند. با وجود این‌همه پراکندگی سوار و پیادۀ لشکر این نیازمند درگاه الهی به ‌جلدی صف‌ها آراسته و علم‌ها برافراشته مستعد جنگ شدند و از طرفین صدای توپ و شاهین و ضرب شمشیر وزین برخاست. در آن اثنا خوانین غلام‌خانه و درانی که جان‌بستۀ رکاب اشرف بودند، از لشکر شاه محمود و شهزاده کامران گریخته به استعلام عتبۀ عالیه خاقانی مشرف شدند و صالح‌محمد خان اسحق‌زایی میرآخور باشی شاه محمود در حین گرمی جنگ برقع از روی نام و ننگ کنده، شکست یافت از رود سرخ‌آب گذشته، رو به ‌کابل فرار نمود. در این‌حال، شهزاده کامران به اتفاق فتح خان و خواجه‌محمد خان بر پیادگان بندگان ما که از قوم خلیل و مهمند بوده، حمله آوردند؛ چون اتفاق در مابین ما و لشکر مذکور باغ اعیان حال بود و کمک به آن‌ها رسیده نتوانست، در آن‌حال محمد خان هشنگری و الله‌یار خان باجوری که سرداران طایفۀ خلیل و مهمند بودند، کشته شدند. از وقوع این واقعه، سایر آن دو طایفه تاب اقامت نیاورده رو به ‌فرار نهادند و از فرارکردن آن‌ها هزیمت در تمامی لشکر بندگان ما افتاد؛ حتا که لشکر مخالفین اطراف و جوانب این نیازمند درگاه الهی را چون ابرهه بدکار محاصره کردند از آنجا که جواهر‌خانه و صندوق‌خانه در رکاب حاضر بود، لشکر مخالفان را نظر بر اموال و اسباب افتاده، متوجه غارت شدند و حق سبحانه بندگان ما را به ‌مصداق تلف‌المال خلف‌العمر از آن مهلکه نجات بخشید. چنان‌چه با پنجاه سوار از میدان معرکه خود را سالم کشیده، به‌ سمت سفید‌کوه عازم شدیم و از آنجا تا دو روز سختی و تعب را کشیده و نشیب و فراز کوه را قطع نموده، به ‌روز سوم در میان درۀ قوم توری و جاجی بوده رونق‌افزا گردیدیم. از آنجا که مردم آنجا رعیت سرکار اشرف بودند، از این واقعه اطلاع یافته، هریک موافق استعداد خود مهمانی و جان‌فشانی به‌جا آورده، به ‌کمال خدمت‌گزاری و هوشیاری از حد خودها گذرانیده، به ‌محال .. که یکی از موضع محکم خیبر است، رسانیدند و قریب بیست اسپ در این سفر از صعوبت شوامخ جبال که سیر و مرور بر آن‌ها نهایت دشوار و … ‌عبور نهایت دشوار‌گذار بود، تاب نیاورده، سقط شداد غرض که پای سوار باقی مانده به محل مذکور رسیده، به ‌خانۀ سید ‌محمد‌رضا سکونت ورزیدیم. نام‌برده آنچه لازم خدمت‌گزاری و مهمانداری بود، به‌جا می‌آورد. بندگان اشرف ما به عوض آن یک دست زین طلا با یراق مرصع به او عطا فرمودیم. بعد چند روز به‌ اغوای بعضی مفسدین می‌خواست که علم مخالفت و نفاق برافرازد و خود را ملحق به ‌اهل عداوت و شقاق سازد؛ بندگان ما از مافی‌الضمیر مطلع شده، متوجه به دفع آن عناد و اصلاح آن فساد بودند که ناگاه عالی‌جاه محمد‌امیر خان خیبری و یارمحمد خان نسقچی باشی سرکار و دیگر اکابر و سافر خیبری ورود موکب بندگان ما را در خانۀ سید مسطور دریافته، با جمعیت خودها هریک به ‌رکاب خاقانی حاضر شدند و آنچه لازم اخلاص و خدمت‌گزاری و متابعت و جان‌فشانی بوده، به ‌دل و جان و صدق و ایقان ظاهر ساختند. سید مذکور صورت حال صداقت‌اشتمال آن‌ها را ملاحظه نموده، آن خیالات فاسده که در باطن داشت، ظاهر نساخت.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: