سال چهارم / شماره : 735 / یکشنبه / ۳۱م سنبله ۱۳۹۸
Vol No 04, Issue 735, Sunday, 22 September , 2019

جنرال در دیار اتاتورک

نویسنده : محمدجواد سلطانی - کد خبر : 28049

۵ ثور , ۱۳۹۴

محمدجواد سلطانی


نخست: جهان اسلام روزهای دشواری را سپری می‌کند. آنچه در روزگار کنونی در تمدن اسلامی در جریان است، شاید در خاطرة جمعی مسلمانان سابقة کمتری داشته باشد. بعد از فروپاشی خلافت عثمانی و تکوین دولت‌های ملی در حوزه‌ها و قلمروهای تحت سلطة این امپراطوری، صفحة تازه‌ای نیز در سیاست و فرهنگ این سرزمین‌ها گشوده شد. تکوین جغرافیای جدید، بنیاد قبیله‌ای داشت. به همین علت، دولت‌ مدرن در این سرزمین‌ها، در همان آغاز چیزی غیر از سلطة قبیله نبود. سرزمین‌های جدا‌شده از پیکرة یکی از کهن‌سال‌ترین نظام‌های سیاسی جهان، چونان غنایم جنگی، میان سران قبایل پرنفوذ عرب تقسیم‌ شد. آنچه در فردای فروپاشی خلافت عثمانی‌ها در خاورمیانه برآمد، دولت ملی یا نظام سیاسی مدرن نبود؛ بلکه نظام‌های خودکامة تازه‌ای بود که بر بنیاد نسب و پیوندهای خانوادگی استوار بود. شکست دولت‌های مدرن در همان آغاز، یکی از علت‌های شکل‌گیری جریان‌های دینی شد که از آن روزگار تا‌کنون، کانون خشونت در تمدن اسلامی ‌را تشکیل می‌دهد. خلافت عثمانی بعد از قرن‌ها فرمان‌روایی مقتدرانه بر یکی از مهم‌ترین و وسیع‌ترین حوزه‌های جغرافیایی، جای خود را به نظام سکولار فروهشت. در این میان اما‌ پایان خلافت عثمانی‌ها، نه‌تنها به معنای پایان سودای خلافت نبود، بلکه بازگرداندن خلافت و استقرار دوبارة آن به یکی از پرشورترین آرمان سیاسی و دینی گروه‌های اسلامی مبدل‌ گردید. سودای احیای خلافت، مخرج مشترک بسیاری از گروه‌هایی است که در جای جای تمدن اسلامی هم‌ با خود درگیرند و هم با تمام کسانی که چون آن‌ها نیستند.

همان‌گونه که پایان خلافت عثمانی، برای ترکیه، دوران جدیدی را رقم‌ زد، سرنوشت اسلام و گروه‌های اسلامی را نیز وارد عهد جدیدی ساخت. ترکیه، با ‌بیش از شش قرن تجربة خلافت، از معدود کشورهای جهان سومی بود که گذاز از مناسبات قدیم به جدید را با هزینه‌های کمتری پشت‌سر گذاشت. سرزمین اتاتورک اینک در میان کشورهای اسلامی از جهات گوناگون جایگاه متمازی دارد. بسیاری از حوزه‌های زندگی در این کشور، با معیارهای جهان اولی برابر است و به‌رغم تنوع و گوناگونی‌های دینی، مذهبی، قومی و نژادی، از ثبات سیاسی قابل قبولی برخوردار است. این کشور توانسته است از بسیاری از خشونت‌هایی که سالیان زیاد دامن کشورهای دیگر اسلامی را گرفته است، خود را برکنار نگه‌ دارد.

یکی از نکته‌های قابل تأمل این است که به‌رغم این‌که خلافت عثمانی، واپسین و آخرین خلافت در تاریخ اسلام بود، خواست و آرمان خلافت در ترکیه، در قیاس با دیگر کشورهای اسلامی، هوادران جدی چندانی ندارد. در دهه‌های پایانی قرن بیستم، آرمان تأسیس خلافت در کشورها و سرزمین‌هایی، هواداران جدی و سرسختی پیدا کرد. امروز خواست خلافت است که در جهان اسلام آتش به‌پا کرده است. برجسته‌ترین نمونة آن در روزگار ما، خلیفه ابوبکر البغدادی است که هوادارن آن حرفه‌ای‌ترین و بی‌رحم‌ترین قاتلان انسان در روی زمین‌اند. ‌به میزانی که ترکیه، پایان خلافت را به فرصتی برای ساختن جامعة مرفه، آباد و دارای جایگاه مهم جهانی و منطقه‌ای مبدل ساخته‌ است، نبود خلافت، بسیاری از کشورهای دیگر را به سرزمین اشباح ‌و جولانگاه گروه‌های مرگ مبدل ساخته است.

دوم: ترکیه از گذشته‌های دور برای افغانستان کشور مهم و تأثیرگذار بوده است؛ به گونه‌ای که بعد از الغای خلافت، یکی از کشورهایی که به‌عنوان مرکز خلافت بر سر زبان‌ها افتاد، افغانستان بود. گذشته از دلایل دینی و مذهبی، از نظر فرهنگی و تمدنی نیز ترک‌ها در افغانستان، جایگاه فرهنگی و تاریخی بی‌نظیری دارد. جای جای این سرزمین نشانی از مدنیتی دارد که روزی و روزگاری به دست ترک‌ها ساخته شده است. خط تمدنی و فرهنگی که از قونیه و اناتولی آغاز می‌شود، تا آسیای صغیر و سرزمین هزارآیین هندوستان امتداد می‌یابد.

گذشته از این، ترکیه از حیث‌های دیگری نیز برای افغانستان امروز اهمیت دارد. خوب است دقت کنیم که در‌صد بالایی از هشتاد میلیون جمعیت این کشور را پیروان مذهب حنفی تشکیل می‌دهند. ‌بسیاری دیگر از مذاهب و فرق اسلامی نیز در این کشور پیروان خود را دارند. ترکیة امروزی توانسته است از رهگذر ایجاد یک روابط فرهنگی عقلانی، تا حد‌ زیادی روحیة تساهل و رواداری را میان مذاهب و ادیان گوناگون و نیز فرهنگ دینی و شیوة زیست اروپایی، به وجود بیا‌ورد. چیزی که افغانستان امروز به آن ضرورت حیاتی دارد، مدارا و رواداری است. در سال‌های بعد از جنگ در افغانستان، ترکیه همیشه یکی از کشورهای تأثیرگذار هم در جنگ با تروریسم بوده ‌و هم در بازسازی افغانستان سهم ماندگار ‌و در‌خور توجه داشته است. هربار که از گفت‌وگوهای صلح و روند سازش سخن به میان آمده است، ترکیه بخشی از این روند بوده است. ترکیه با آن گذشتة تاریخی و جایگاهی که در تاریخ اسلام دارد، نیز نقش و منزلتی که این کشور در جهان کنونی دارد، می‌تواند برای افغانستان چیزهای زیادی برای تأمل و آموختن داشته باشد. سفر جنرال دوستم، معاون اول رییس‌جمهور به ترکیه، در یکی از دشوارترین روزها و لحظه‌های تاریخ سیاسی افغانستان صورت گرفته است. تروریسم اکنون گروه‌ها و دسته‌های کوچکی نیست که به اقدامات محدود مبادرت ورزد. تروریست‌ها رفته‌رفته به گروه‌هایی مبدل شده‌اند که کمترین داعیه و آرمان سیاسی آن‌ها، برپایی خلافت اسلامی‌ و عبور از مرزهای سیاسی است. در شرایط کنونی، کمتر کشور اسلامی است که در معرض تهدید و خشونت‌های بی‌پایان داعیه‌داران خلافت قرار نداشته باشند. ساده‌ترین معنای این واقعیت این است که فصل جدیدی در خشونت‌های دینی در خاورمیانه آغاز شده است. خشونت‌هایی که هیچ کشوری به تنهایی قادر به مهارکردن و کنترل ‌آن نخواهد بود. موضوع مهم در این میان این است که افغانستان با نسل جدیدی از تروریست‌ها چگونه مواجهه خواهد کرد؟ و جنرال کهنه‌کار افغانستان در این سفر خواهد توانست ‌فصل جدیدی را در همکاری‌های مشترک میان دو کشور بگشاید؟ پرسش‌هایی است که نیازمند گذشت زمان است.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: