سال چهارم / شماره : 735 / جمعه / ۷م ثور ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Friday, 27 April , 2018

ملکه ثریا، بنیان‌گذار مؤسسۀ نسوان و آزادی زنان کشور

نویسنده : استاد مزاری صفا - کد خبر : 25587

۱۷ حوت , ۱۳۹۳

queen_soraya_tarzi


ملکه ثریا خانم شاه ‌امان‌اﷲ خان، فرزند محمود طرزى، فرزند سردار غلام‌محمدخان طرزى، فرزند سردار رحمدل خان قندهارى بود. این زن شجاع، فاضل‌ و زیبا در خانوادة یک نویسنده و یک سیاستمدار نامدار افغان که هم پدر ‌هم پدربزرگش، همگى شاعر، نویسنده، هنرمند و هنر‌دوست و روشنفکر بودند، در ۲۴ نوامبر سال ١٨٩۹ در دمشق به دنیا آمد و در ۱۹۰۵ میلادی با خانوادة خود به افغانستان برگشت و در سال ١٩١٣، با شهزاده امان‌الله خان در قصر شهرآراى کابل عروسى کرد و همان‌جا توسط ‌سراج الخواتین، مادر امان‌الله خان، ‌»شاه خانم» نامیده شد. این زن ‌زیرک و آگاه، به زبان‌هاى ترکى، فرانسوى، عربى و فارسى مسلط بود و سخنران پرشور و مؤثرى بود. 

پدر ملکه ثریا، محمود طرزی، نویسنده، دانشمند و گردانندة با تدبیر سراج‌الاخبار افغانیه بود و ‌تحت تربیت سالم او، دخترانش هر‌یک خیریه طرزی، خانم سردار عنایت‌الله خان و ملکه ثریا، خانم ‌شاه امان‌الله، خدمات برجسته و فراموش‌ناشدنی برای جامعة زن افغانستان کردند.
محمود طرزی در سراج‌الاخبار افغانیه از نقش برجستة زنان در دوران خلافت عباسى یاد می‌کرد. به قول او: «زمانى که تمام زنان و مردان اروپایى بى‌سواد و جاهل بودند، زنان مسلمان موقف‌هاى مهم به‌حیث شاعر و هنرمند داشتند و حتا در مقامات ادارى کار می‌کردند.» طرزى مانند تجددطلبان و اصلاح‌طلبان هم‌عصر خود قویاً از داعیة حقوق زنان حمایت می‌کرد و استدلال می‌کرد که فقط زنان تعلیم‌یافته و منور می‌توانند خانم‌ها و مادران خوبی باشند و همین زنان‌اند که فرزندان خوب که آینده متعلق به آن‌هاست، بار می‌آورند.» هم‌چنین طرزى توضیح می‌داد که علت سقوط افغانستان پس از دوران تیمورشاه (١٧٧٣-١٧٩٣م) تعدد زوج‌‌ها بین حکمروایان بود که در‌نتیجه اولاد‌‌ متعدد آن‌ها با ادعاى مساوى به پادشاهى، کشور را در مبارزة داخلى قدرت قطعه‌قطعه کردند. چون در زمان طرزی، شرایط زنان مسلمان (به‌ویژه زنان افغان) بسیار رقت‌انگیز بود، طرزى و شاه امان‌الله و جوانان افغان، نخستین مدافعان حقوق زنان و نخستین طرفداران حق تحصیل و ازدواج زن با یک مرد در افغانستان بودند.
شاه امان‌الله و ملکه ثریا، هر‌دو، از اندیشه‌های محمود طرزی در جهت آزادکردن زنان از زندان چادری متهم بودند. شاه امان‌الله بعد از حصول استقلال سیاسى، به نقش زنان در روند تحولات اجتماعى توجه خاص مبذول داشت و روند نجات زنان را به عنوان شهروندانی با حقوق برابر آغاز کرد و به این منظور به تأسیس نخستین مکتب نسوان درکابل در سال ١٣٠٠ ‌ش. به مدیریت سایره سلطان، ملقب به سراج البنات، خواهر شاه‌امان اﷲ مبادرت ورزید. شخص ملکه ثریا (شاه خانم) ادارة مکتب مستورات (که امروز به نام لیسة ملالى نامیده می‌شود‌‌) را با همکارى عده‌اى از زنان منورکابل به عهده گرفت. غبار از چشم‌دیدهاى خود می‌نویسد: «روزى که ملکه ثریا در یک اجتماع از پیشرفت زنان جهان و عقب‌ماندگى زنان افغانستان سخن زد، زنان با درد بگریستند و پنجاه نفر زن فى‌المجلس خودشان را در خدمت معارف و تأسیس اولین مدرسة زنانه گذاشتند. ملکه چنان متأثر و منفعل گردید که خودش وظیفة مفتشى مکتب مستورات را بر ذمه گرفت.» (سیستانی، علامه محمود طرزی، شاه‌ امان‌الله و نقش روحانیت متنفذ، ص ٣٣) ملکه ثریا، اولین مکتب نسوان را به نام مستورات، در ۱۹۲۰ م در کابل به‌صورت مستقل جهت آموزش و پرورش و تکامل معنوی زنان وطن پایه‌گذاری کرد.

در این مکتب که در شهر آرا موقعیت داشت، بیش از ۴۰ تن از دختران کابل شروع به آموزش کردند.

ملکه ثریا به عنوان مفتش و تعدادی از زنان دانشمند‌ به‌حیث مدیر و معلم مقرر شدند. در روز افتتاح مکتب ‌علاوه بر ‌تعدادی از زنان منور، مادران دخترانی که در این مکتب شامل شده بودند حضور به هم رسانیده بودند. ترانه‌ها و آهنگ‌های خوش‌نوایی در ‌محفل پخش می‌شد. ‌ملکه ثریا سپس در خطابه‌ای ‌چنین بیان داشت:

‌الحمد‌لله‌ برای ما زنان، امروز یک روز نهایت خوب است که در سایة اعلی‌حضرت غازی، مکتب مستورات را افتتاح می‌کنیم. امید است که اولاد وطن از این مکتب مستفید شده و در راه دین و دولت و ملت خویش حتی‌الوسع خدمت کنند. به همة حاضرین معلوم است که فرضیت علم به مرد و زن یکسان است، و این مکتب که برای ما‌ زنان تأسیس شده از توجهات معارف‌خواهی اعلی‌حضرت جوان، غازی ما و همت و کوشش جناب وزیر معارف است.»

پس از ختم مجلس گشایش به دخترانی که در این مکتب ثبت نام کرده بودند، هدایایی داده شد. به این ترتیب، تهداب نخستین مکتب نسوان به نام مستورات در کشور گذاشته شد.

در سال ۱۹۲۱ بعد از تأسیس و افتتاح مکتب مستورات به فعالیت‌های فرهنگی زنان، روح تازه دمیده شد. دومین مکتب نسوان را ملکه ثریا و مادرش با هزینة شخصی‌ تأسیس کردند این مکتب به سویة لیسه بود و در سال ۱۹۲۱ به نام عصمت افتتاح شده که بعد‌ها به نام ملالی مسمی شد. ملکه ثریا در مراسم گشایش این مکتب گفت: ‌الحمد‌لله‌ باز الحمد‌‌لله که دولت افغانستان به سعی و همت پادشاه غازی، امیر امان‌الله خان به مدت کم کسب بهبودی و تعالی نمایانی نموده که جهت آینده، دولت مقدسة ما امید‌های خیلی خوبی را به ما نشان می‌دهد. علی‌الخصوص جهت اولاد ما زن‌ها، اول مکتب مستورات باز شد و اینک نو‌نهالان مکتب مستورات در این‌جا موجود‌اند. امروز که مادر این‌جا با کمال خوشی جمع آمده‌ایم از جهت این است که یک مکتب دیگر را به نام عصمت به توفیق الهی افتتاح می‌کنیم. مکتب برای نسوان از چنان اسباب سعادت ملک و ملت حساب می‌شود که قیمت آن نزد قیمت‌شناسان مدنیت اسلام پنهان نمی‌ماند. طالبة زنان مملکت چون عالمه شدند به معاملات دین و دنیای خود واقف می‌گردند و از آن جهت، راحت مردان‌شان در ملک مدنیت اسلامیه زیاد می‌شود. ملکه ثریا با حمایت و همکاری امان الله خان تلاش کردند ه درب مکاتب را به روی زنان باز کنند و زنان را از نظر تعلیم و تربیت بهره‌مند ساخته به درجات بالایی از علم و دانش برسانند و تا جایی موفق شدند، زنان را نه‌تنها در شهر‌ها وادار به درس خواند نمایند، بلکه تعداد دختران کشور را جهت فرا‌گرفتن و علوم مختلف به کشور های اروپایی و ترکیه فرستادند؛ گرچه محمود طرزی و خانواده‌اش از نظر فرهنگی و تعلیم و تربیت در این راه پیشگام بودند، اما امان‌الله خان همکار خوب با این خانواده بود و این‌که محمود طرزی با خانواده‌اش در آزادی زن از قید اسارت و کشاندن آن‌ها به دنیای جدید و مدرن تلاش ورزیده‌اند تمام محققان توافق نظر دارند و این واقعیت را باید پذیرفت که خانوادة طرزی تحت رهبری دختر شجاع و مبارز‌شان، ملکه ثریا سنگ تهداب آزادی زنان را در افغانستان گذاشت‌.

امان الله خان در رابطه با تعلیم و تربیه زنان کمک های بی شائبه نمود و زمینهء رشد و آموزش زنان را طوری فراهم ساخت که طبق قانون اساسی ۱۹۲۸ م تحصیل دختران نیز مانند پسران تا درجه ابتدایی اجباری شد. باوجود محدود بودن تعداد مکاتب, چند صد دانش آموز جهت تحصیل به کشور های روسیه, آلمان, فرانسه, ایتالیا و ترکیه اعزام شدند و تعدادی از دختران نیز به کشور ترکیه جهت تحصیل فرستاده شدند, این دختران مراسم وداع را با مامورین عالیرتبه دولت اجرا نموده اینها نخستین دختران دانشجوی افغانی بودند که برقع نداشتند. اولین گروه دختران که برای ادامهء تحصیل در رشتهء پرستاری به خارج کشور اعزام شدند آن ها ۱۵ نفر بودند که به استانبول سفر کردند.

تلاش و تپش در جهت با سواد شدن, مکتب رفتن و آزادی زنان در عصر امان الله خان به وسیلهء ملکه ثریا بیش از حد تشویق و پشتیبانی می گردید و به ابتکاراین زن پر تلاش, روشنفکران وزارت معارف برنامه ای برای ایجاد و گسترش مدارس دختران و تغیرات در سیستم و اصول آموزش قدیم بایک حرکت جدید در کشور هماهنگ گردید.

در عصر اعلیحضرت امان الله خان دوره های آموزشی برای بزرگ سالان گشایش یافت و اصول «صوت» غازی در آن تطبیق گردید, حتی شخصی شاه, عهده دار تدریس دراین کورس ها بود.

شاه ازدواج با صغیررا ممنوع اعلان کرد و ازدواج مرد با چهار زن را به یک زن محدود ساخت. شاه امان‌الله در مورد گرفتن طویانه و عروسى قیوداتى وضع کرد تا فشار عروسى را از روى شانه‌هاى خانواده داماد کم کند. و نیز سن ازدواج را براى مردان ٢٢ سال و براى دختران ١٨ سال تعیین نمود، اما در لویه جرگه دوم در سال (١٩٢۴)که بخاطر خاموش کردن شورش پکتیا تدویر یافت، چون اکثریت اعضاى آن جرگه را ملاکین و خانها و روحانیون متعصب تشکیل میدادند، بعضى تعدیلات در برنامه ریفورمها وارد شد که دولت مجبور شد موقتاً آنرا بپذیرد. با همه دشوارى‌هایى که برسر راه شاه امان‌الله قرار داشت، در برنامه‌هاى اصلاحى دولت براى حقوق زنان فصل خاصى عنوان شده بود. بنابر در خواست ملکه ثریا، در تابستان ١٩٢٨ «انجمن حمایت نسوان» تشکیل شد و دوازده نفر از زنان بافهم کابل اداره انجمن را بدست گرفتند و خواهرشاه کبراجان مسئولیت اداره این انجمن را بدوش گرفت. بدینسان براى نخستین بار زنان در کار اداره مملکت با مردان شریک شدند. به شاروالی دستور داده شد تالست زنان بیوه و بی سرپرست را ترتیب و آنها را در شفاخانه‌ها و لابراتوارها شامل کار نماید. کار نشر مجله «ارشاد النسوان» را مادر ملکه (اسما رسمیه) و روح افزا طرزى، دختر محمد زمان خان طرزی کاکاى ملکه بدوش گرفتند. “ارشاد النسوان” نخستین نشریه مخصوص زنان بود که در دوران اصلاحات امانی در اول حمل سال ۱۳۰۰ خورشیدی به مدیریت اسما رسمیه، همسر محمود طرزی در کابل منتشر شد. مدیر این نشریه، روح افزا، دختر محمد زمان خان خازن الکتب و خواهر حبیب‌الله خان طرزی بود. این نشریه روی کاغذ نازک پسته ای رنگ در “سرای ده افغانان” کابل به چاپ سنگی می‌رسید. بیشتر مطالب ارشاد النسوان که زیر نظر مسقیم ملکه ثریا همسر امان‌الله خان منتشر می‌شد، مطالب آموزشی برای زنان و دختران بود. اخبار زنان، آداب معاشرت زنان، آشپزی، خیاطی، تربیت کودک و امورات خانه ، مهم ترین مطالب این نشریه را تشکیل می‌داد.

همچنان یک مکتب تدبیر منزل براى زنان کابل در باغ على مردان با معلمى عده یى از زنان جرمنى و ترکى تاسیس گردید.ملکه ثریا محکمه اى دایر نمود که شکایات زنان را در مقابل شوهران بررسى کند. از قبیل ندادن نفقه و لت وکوب شدن توسط شوهران شان و یا طلاق دادن بدون موجب. یک هیئت مخفى وارسى زنان نیز ایجاد گردید که عکس العمل مردان را کنترول کنند و از زنان پیر خواستندکه به خانه‌ها بروند و ببینند که رویه مردان با زنان شان چگونه است ؟ همه این‌ها در پلان اصلاحى شاه امان‌الله خان شامل بود. بنابر دعوت ملکه ثریا چندین بار زنان ماموران بلند رتبه کابل به قصر دلکشا دعوت شدند و شاه برای آنها سخنرانی نمود و گفت که برخی از شما در منازل خود زندانی استید و من شواهد و مثال‌های زیادی از این زندگی رقت بارزنان در خانه شوهران شان دارم. حتی برخی از زنان بر اثر فشار مردان در چاردیواری خانه و پوشیدن چادری به مرض سل مبتلا شده اند. شاه افزود که چادری مانع درس و تعلیم می‌گردد و برعکس زنان اروپائی، زنان افغان از کار و کسب بی بهره اند. زنان در پوشیدن چادری باید از مردان خود ترس وبیمی نداشته باشند. سخنان شاه تاثیر فوق العاده ای بر زنان نمود و بسیاری از زنان در مقابل شوهران خود به دفاع از حقوق خود برخاستند. طبیعی است که زنان چون از لحاظ اقتصادی وابسته به مردان خود بودند کاری از پیش برده نتوانستند و برخی از جانب شوهران خود کتک کاری و یا تهدید به مرگ نیز شدند.

 سفر امان‌الله خان و ملکه ثریا، پادشاه افغانستان به ایران

 ملکه ثریا پس از بازگشت ازسفر اروپا، مقاله اى در تاریخ ٢۵ جولاى ۱۹۲۸ در اخبار امان افغان منتشر ساخت که درآن در مورد چادرى گفته شده بود:چادرى زن را از تنفس هواى آزاد مانع می‌گردد و به همین سبب اکثریت شان به مرض مبتلا شده اند. عنعنه پوشیدن چادری که معلوم نیست از کجا وارد اسلام شده، رفته رفته شکل مذهبى را بخود گرفت که در همه ادیان و کشورها دیده می‌شود، طوریکه برقع و دولاق امروز در وطن ما یک عمل عنعنوى بوده که رفته رفته جاى خود را در دین و مذهب تاسیس نمود وبه آن صبغه مذهبى دادند. قبل از نشر مقاله، ملکه ثریا باعده ئى از زنان صحبت کرد. نخست دختران مکاتب را ملاقات نمود و با آنها در مورد چادرى صحبت نموده و آنهارا تشویق نمود تا در از بین بردن آن سعى و کوشش نمایند .اما مجبور نیستند .

 سپس ملکه تعدادى از زنان را درقصردلکشا ملاقات نمود و به آنها گوشزد کرد که با مردان در کارهاسهم مساوى بگیرند، بویژه در انکشاف کشور و در چهار دیوارى خانه بقسم محبوس نباشند. او متذکرشده بودکه زنان اروپائى در فابریکه‌ها کار می‌کنند، لاکن زنان افغان که جسماً قوى تراند، اما در انکشاف کشور سهم نمى گیرند، زیرا علت آن پرده چادرى است که در هیچ جا قابل قبول نیست.

زنان از نظر مذهبى می‌باید یک روپوش مخصوص در سر کنند تا موهاى شان را بپوشاند، مگر پنهان کردن دست و روى زنان در روستاهاى کشور رایج نیست، اما معلوم نیست از چه زمانى برقع و دولاق که زن را از فرق سر تا پاشنه پادر خود می‌پیچد، رایج گشته و در شهرها رفته رفته چنان اهمیت پیدا کرده که اگر زنى بدون برقع از خانه خارج شود، گویا که آبروى مرد را از بین برده است.

امان‌الله خان در یک ملاقات با ماموران عالی رتبه گفت که: از رشوت خوری و شراب نوشی ماموران مطلع است و بزودی آنها را بشدت مجازات خواهد نمود. بقول منشی علی احمد، هدف شاه از بیان این نکته ترساندن ماموران بلند رتبه وخاموش کردن شان درموضوع روی لوچی زنان بود که با این امر سرمخالفت داشتند، از جمله محمودخان یاور ومیرهاشم خان وزیر مالیه بودند. بنابرین شاه به اولین کسانی که دستور داد تا با خانمهای خود بدون چادری حاضر شوند، همین دونفر بودند. بعد از این بود که سایر مامورین زنان خود را به پغمان و پارکها وسینما‌ها بطور روی لوچ و بدون چادری بیرون می‌بردند. (داکتر کاکر، د پاچا امان‌الله واکمنی ته یوه نوی کتنه، ٨١) امان‌الله خان در جشن ١٩٢٨در بیانیه افتتاحیه خود از تعدُد ازواج سخن زد و گفت: سعادت آینده کشور مربوط به مادران است که نسل جدید را تربیه می‌کنند. امان‌الله خان خطاب به زنان گفت: پاک و عفیف و با عصمت باشید و در این صورت ترس از شوهران خود نداشته باشید. بعد شاه و ملکه ثریا و نورالسراج که بدون چادرى بودند با نمایندگان ملاقات نمودند، در این محفل اکثریت زنان دیپلوماتان شرکت ورزیده بودند.

در لویه جرگه ١٩٢٨،که زنان هم درآن اشتراک ورزیده بودند، کبراجان، خواهر شاه امان‌الله به نمایندگى از زنان افغانستان سخنرانى کرد. و ملکه ثریا زنان روشنفکر قندهار را پذیرائى نمود، تا آنها در برگشت از زندگى نوین در کشور به دیگرزنان حکایت کنند. در روز سوم تدویر جلسه یک موضوع بسیار پراهمیت دیگر مطرح گردید و آن

دادن آزادى براى زنان افغان بود. در روزسوم لویه جرگه بعد از آنکه حقوق زنان با مردان مساوى اعلان گردید، ملکه ثریا از جا بلند شد و چادر نازک خود را که بر روى کشیده بود از سرگرفت و همانجا پاره کرد، حاضرین باکف زدن این عمل او را تائید کردند و زنان دیگر از ملکه ثریا پیروى کردند و مردان روى زنان را دیدند، درحالى که نه ازحسن زنان چیزى کاسته شد و نه از شرف و غیرت مردان چیزى کم گردید.

بدین سان ملکه ثریا نخستین زن افغان است که رسما روی لوچی زن را در کشور اعلام کرد.

نویسنده کتاب “آتش درافغانستان” می‌نویسد که: روز ١٢ اکتوبر، یک روز تاریخى در تاریخ زنان افغانستان به حساب می‌رود، زیرا براى بار اول زن افغان روى لچ در اجتماع قبول شد. از آن روز به بعد زنان منور برقع نپوشیدند و در عوض البسه مناسبى را اختیار کردند. در کابل بیشتر زنان بدون چادرى دیده می‌شدند. دولت واقعاً می‌خواست که زن از حیثیت و عزت شایسته به عنوان شریک زندگى مرد و به عنوان یک انسان در جامعه بر خوردار گردد، زیرا در آن روزگار مخصوصاً در خارج از شهرها زن مثل حیوان در معرض بیع وشرا قرار می‌گرفت و در برخى موارد زن با گاو و اسپ و خر و غله تبادله می‌گردید. شاه امان‌الله و ملکه ثریا تا آنجا براى آزادى زنان افغان مبارزه کردند که از جانب روحانیت متنفذ متهم به کفرشدند و بر سر این مساله نه تنها تاج و تخت سلطنت را از دست دادند، بلکه از کشور نیز تبعید گردیدند و در غربت جان دادند. خلاصه:

مرحله اول اصلاحات تاریخی دوره شاه امان الله درزمینه حقوق وازادی زنان

  • نخستین مدرسه دخترانه بنام مستورات در سال ١٣٠٠شمسى به مدیریت سراج البنات خواهر شاه امان اﷲ در کابل تاسیس شد.
  •  ملکه ثریا درسال١٩٢۴ یک بیمارستان مخصوص زنان را درکابل تاسیس کرد. شاه بر مبناى برنامه رفورم هاى اجتماعى، تعدادى از دختران را براى فراگیرى تحصیلات عالى در رشته هاى پزشکی و پرستاری به ترکیه فرستاد.
  •  ازدواج با دختران خردسال راممنوع اعلام کرد و ازدواج مرد با چهار زن به یک زن محدود شد.
  •  شاه امان اﷲ سن ازدواج را براى مردان ٢٢ سال و براى دختران ١٨ سال تعیین کرد.
  • بنابر تقاضاى ملکه ثریا، در تابستان ١٩٢٨ «انجمن حمایت نسوان» تشکیل شد و دوازده نفر از زنان کابل اداره انجمن را بدست گرفتند.
  • ملکه تعدادى از زنان را درقصر دلکشا ملاقات و به آنها گوشزد کرد که با مردان درکارها سهم مساوى بگیرند
  • ملکه ثریا همچنین دادگاهی دایر نمود که شکایات زنان را در مقابل شوهران در مواردى، از قبیل ندادن نفقه و ضرب و جرح آنان توسط شوهران شان و یا طلاق دادن بدون دلیل بررسى کند.
  • در لویه جرگه ١٩٢٨، که زنان هم درآن شرکت داشتند ، کبرا سراج خواهر شاه امان اﷲ به نمایندگى از زنان افغانستان سخنرانى کرد. در روز سوم دادن آزادى براى زنان افغان مطرح شد. در این روز لویه جرگه حقوق زنان را با مردان مساوى اعلام کرد.

·        کار نشرمجله «ارشاد النسوان» را مادرملکه (اسمارسمیه) و روح افزا طرزى دختر عموى ملکه بدوش گرفتند. همچنان یک مکتب تدبیر منزل براى زنان کابل در باغ على مردان با معلمى عده یى از زنان آلمانى و ترکى تاسیس گردید.

.  * لغو بردگی وخرید و فروش کنیز…

*. رفع حجاب زنان و دادن حقوق مساوی بامردان .

·        تحصیل مشترک پسران و دختران تا سن ۱۰ سالگی در مکاتب ابتدائی و اعزام جوانان افغان بوبژه دختران برای تحصیل به خارج .

ملکه ثریا فرزندانی به نامهای ذیل از شاه امان‌الله به دنیا آورده بود:

١- آمنه، با مصطفى حسن ویج از مسلمانان یوگوسلاوى ازدواج نمود.
٢- عابده، نخست با على ولى فرزند محمدولیخان ازدواج نمود و بعد از فوت على، با سردار حمیداﷲ عنایت سراج ازدواج نمود، مگر صاحب اولادى از او نشد.
٣- سیف‌الله در کودکى فوت نمود.
۴- ملیحه (داکتر جراح)، با طاهر سوکر ترک ازدواج نمود، در ترکیه زندگى می‌کند.
۵- حمایت‌الله در کودکى فوت کرد.
۶ـ رحمت‌الله که ولیعهد بود، در ایتالیا ابتدا تحصیلات نظامى نمود و بعد در عرصه‌هاى علوم سیاسى و رشته‌هاى دیگر تحصیل نمود و فعلاً در روم زندگى میکند
٧- عادله، با یک مرد ایتالوى ازدواج نمود و صاحب چهار دختر شد.
٨- احسان‌الله (انجنیر) با لیلا طرزى دختر عبدالتواب طرزى ازدواج کرد و اکنون در ژنیو زندگى می‌کند.
٩- هندیه دافغانستان، ابتدا با کاظم ملک ایرانی ازدواج نمود و بعد از هشت سال از او جدا شد و بعد از هفت سال با داکتر رؤوف ازدواج کرد و از او صاحب پسری بنام اسکندر شد. ١٠- ناجیه، با ایلتر دوگان ترک ازدواج کرد و دو فرزند بنام‌هاى عمر و حمیرا دارد.. .(منبع، هندیه دختر ملکه ثریا)

ملکه ثریا بعد از ۶۸ سال و ۲۴ روز عمر بر اثر مرض سرطان روز ٢۰ اپریل ١٩۶٨ در روم درگذشت و حکومت ایتالیا جنازه اش را با تشریفات شاهى احترام کردند و توسط طیاره به افغانستان فرستادند. و از کابل توسط یک طیاره نظامى به جلال آباد انتقال گردید و کمى دورتر از مقبره اعلیحضرت امان‌الله بخاک سپرده شد. و هندیه دافغانستان در حالى که تقریباً چهل سال داشت همراه با جنازه مادرش به افغانستان سفر کرد و آرامگاه پدرش را در باغ سراج الاماره در جلال آباد زیارت نمود و بزودی به روم برگشت.

نویسنده کتاب آتش در افغانستان (ریه تالى استوارت) می‌گوید: هنگامى که جنازه ملکه ثریا به جلال آباد رسید، من در میدان هوایى بودم، چندین نفر قبایلى دستار برسر که زمانى از اعمال وى متنفر و او را از کشور رانده بودند در پیشروى موتر جنازه نشسته بودند و قرآن می‌خواندند و در حالى که دعا می‌کردند از طیاره دور شدند. قبر ملکه ثریا را کمى دورتر از آرامگاه امان‌الله خان حفر کرده بودند، بعد از تدفین، ملاها بى اختیار سخن

اما وى را تعریف نکردند. به استثناى اعضاى فامیل، هیچ زنى نیامده بود. وقتى مردها از قبر دور شدند، زنهاى چادرى دار آمدند و دستها را بلند نمودند و براى ملکه ثریا دعا خواندند. آرى ایشان براى کسى دعا می‌خواندند که سالها قبل می‌خواست آنها را از زندان (چهار دیواری خانه )نجات بدهد. (آتش در افغانستان، ص ١٩۴)

اتفاقاً شاه و ملکه هر دو به عمر شصت و هشت سالگی با فاصله هشت سال ازهم چشم از جهان پوشیده اند.                   روانهاى آن دو وطن پرست واقعی وبانی ازادی واستقلال مردم افغانستان شاد و یادشان گرامى باد!





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: