سال چهارم / شماره : 735 / جمعه / ۴م جوزا ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Friday, 25 May , 2018

نسل‌کشی و ضرورت بازخوانی آن در مقام امر حقوق بشری

نویسنده : سخی رضایی - کد خبر : 24259

۲۵ دلو , ۱۳۹۳

Sakhi_Razai


نسل‌کشی به اعمال مجرمانه‌ای اطلاق می‌شود که به هدف نابود‌کردن تمام یا بخشی از گروه‌های ملی، قومی، نژادی یا مذهبی انجام می‌‌شود. اسناد بین‌المللی مختلف از کنوانسیون پیشگیری و مجازات نسل‌کشی (۱۹۴۸) گرفته تا اساس‌نامۀ دیوان بین‌المللی کیفری (۱۹۹۸) با هدف حمایت از موجودیت و هویت گروه‌های یاد‌شده، از تمامی دولت‌های جهان می‌خواهند که تدابیر لازم را برای پیشگیری از نسل‌کشی، نیز برای مجازات کسانی که مرتکب چنین اعمال ضد‌بشری می‌شوند، اتخاذ کنند. شناسایی و محکومیت عاملان نسل‌کشی به عنوان جنایتی علیه بشریت تا آنجا اهمیت دارد که در حقوق بین‌الملل به حیث یک قاعدۀ آمره شناخته شده و از جمله تعهدات الزام‌آور تمام کشورها نسبت به جامعۀ بین‌المللی و به طریق اولی از جمله تعهدات دولت هر‌کشور نسبت به شهروندان آن به شمار می‌رود.

پیشینۀ نسل‌کشی در افغانستان، بر می‌گردد به جایگاه ژئوپولتیک این کشور. از این‌رو، هر‌فرمانروایی که قصد جهان‌گشایی داشته است، ناگزیر گذارش به افغانستان نیز افتاده است و با در‌نظرداشت روحیۀ دشمن‌ستیزی و سازش‌ناپذیری ساکنان قلمرو امروزی افغانستان، با مقاومت‌های شدید در این خطه روبه‌رو شده‌اند که برای درهم‌شکستن آن به طور مکرر اقدام به نسل‌کشی ساکنان این قلمرو کرده‌اند. اسکندر بزرگ، چنگیز خان، تیمور لنگ، نادر افشار، فرمانروایان انگلیس و شوروی سابق از نمونه‌های بارز جهان‌گشایانی‌اند که در افغانستان اقدام به نسل‌کشی‌های متعدد کرده‌اند.

اما‌ نسل‌کشی در افغانستان چهرۀ دیگری هم دارد؛ نسل‌کشی ساکنان افغانستان توسط امیران خودکامه، حکام جابر و رهبران دینی متعصب افغانستان که در این میان شدت و کمیت ظلم و کشتار هزاره‌ها به دلایل در اقلیت قرار‌داشتن قومی و مذهبی آنان در افغانستان همواره نسبت به دیگر اقوام ساکن در این کشور بیشتر بوده است و آن‌ها به طور دوامدار در مقاطع مختلف تاریخی شاهد چنین فجایعی بوده‌اند. با بررسی موارد تاریخی نسل‌کشی هزاره‌ها/شیعه‌ها در ادوار مختلف تاریخی، به‌خصوص نسل‌کشی آن‌ها در زمان عبدالرحمن و دورۀ مجادهدین و به طور نمونه عینی قتل‌عام ساکنان منطقۀ کارته سخی و افشار در کابل مشحص می‌شود که این نسل‌کشی‌ها به طور سیستماتیک و سازمان‌یافته صورت گرفته‌اند و در نتیجه در آن‌ها مصداق‌های مختلف نسل‌کشی را می‌توان یافت. منظور ما از نسل‌کشی، بر مبنای اسناد حقوق بین‌الملل هریک از اعمال مشروحۀ زیر است که به قصد نابود‌کردن تمام یا قسمتی از یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی از حیث همین عنوان ارتکاب می‌یابد:

الف. قتل اعضای یک گروه؛

ب. ایراد صدمۀ شدید نسبت به سلامت جسمی یا روحی اعضای یک گروه؛

ج. قراردادن عمدی یک گروه در شرایط زندگی نامناسبی که منتهی به زوال قوای جسمی تمام یا قسمتی از آن گروه شود؛

د. تحمیل اقداماتی به منظور جلوگیری از توالد در گروه؛

ه. انتقال اجباری کودکان گروهی به گروه دیگر.

نسل‌کشی هزاره‌ها در افشار کابل به روایت دیگران

در تحقیقی که توسط پژوهشگران دانشگاه کالیفورنیای امریکا تحت عنوان «داستان نسل‌کشی در افغانستان) انجام شده، آمده است: دایر‌نمودن شورای حل‌وعقد در سال ۱۳۷۲/۱۹۹۳ توسط ربانی در شرایط جنگ، امری بود که انسان را تحت تأثیر خود قرار می‌داد؛ اما اکثر اعضای این شورا توسط پول خریداری شده بودند. اکثر رهبران گروه‌های مذهبی و [قومی] به شمول جنرال دوستم آن را بایکوت کردند. ربانی تنها کاندید پست ریاست‌جمهوری در آن شورا بود، و شورای یاد‌شده او را با ۷۳۷ رأی موافق، ۳۸۰ رأی ممتنع، و ترک محل رأی‌دهی توسط ۶۰ عضو شورا، برای بار دوم برخلاف معاهدۀ پیشاور به ریاست‌جمهوری انتخاب کرد. بایکوت شورای یاد‌شده، فیصلۀ آن را بی‌اعتبار، بحث‌برانگیز و ناکارامد ساخت. در نتیجه، جنگ نامنظم راکت‌ها و بمب‌ها در کابل ادامه یافت. در فبروری ۱۹۹۳ بدترین دور این جنگ‌ها در منطقۀ افشار و دیگر مناطق همجوار کابل بین شورای نظار و اتحاد اسلامی در یک‌سو و حزب وحدت اسلامی در سوی دیگر روی داد. صدها نفر در این جنگ زخمی، اسیر یا کشته شدند. گفته می‌شود ۸۰ زن ]در این منطقه‌[ به اسارت گرفته شدند و بعداً به فروش رسیدند. در نتیجۀ این جنگ، تضاد بین شیعیان طرفدار حزب و حدت اسلامی با طرفداران حزب اتحاد اسلامی که از آن‌ها به نام وهابی یاد می‌کنند، نیز پنجشیری‌ها شدت بیشتری یافت (انتشارات دانشگاه کالیفورنیا، داستان نسل‌کشی در افغانسان، ۱۹۸۲-۲۰۰۴).

اظهارات یکی از شهروندان کابل به دید‌بان حقوق بشر:

خانم من وضع حمل داشت. چون فقیر بودیم، در این حالت در خانه بودیم؛ نمی‌توانستیم خانه را ترک کرده به جای دیگری (مثلاً شفاخانه) برویم. بنابراین، خانمم به من گفت که خواهرم را برای کمک به خانه بیاور. از این‌رو، من به قرغه در غرب کابل رفتم. وقتی من آنجا رسیدم، جنگ قبلاً شروع شده بود. از مسیر افشار به سوی خانه آمدیم، در حالی‌که خواهر خانمم در پشت بایسکلم سوار بود.

از مسیر قرغه تا افشار در مسیر راه، من اجساد زیادی را دیدم -‌هفتادـ‌هشتاد نفر، نمی‌دانم- تمام اجساد مربوط به افراد ملکی بود. آن‌ها افراد عابر بودند، نه جنگجو. اجساد آن‌ها بوی تعفن گرفته بود. هم‌چنین، من جنگجویان هزاره را دیدم که به درخت‌ها بسته شده و سپس کشته شده بودند… (خبرنامه دید‌بان حقوق بشر، وحدت، اتحاد و جمعیت در غرب کابل، ۱۳۹۳).

 massacre

نتیجه‌گیری و پیشنهادات

با درنظرداشت موارد یاد‌شده، در نسل‌کشی افشار به صورت صریح قوانین، کنوانسیون‌ها و میثاق‌های مختلف بین‌المللی ‌نقض شده است: اعلامیۀ جهانی حقوق بشر ۱۹۴۸، میثاق منع شکنجه و سایر مجازات غیر‌انسانی ۱۹۸۷ و ۱۹۸۴، میثاق انواع تبعیض علیه زنان ۱۹۷۱، میثاق حقوق طفل ۱۹۸۹، میثاق بین‌المللی رفع انواع تبعیض نژادی ۱۹۶۵، میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، میثاق برخورد با اسرای جنگی ۱۹۴۹، کنوانسیون ملل متحد علیه جرایم سازمان‌یافته ۲۰۰۲، میثاق سازمان ملل در جلوگیری از نسل‌کشی ۱۹۵۱٫

اهمیت جنایت نسل‌کشی با مروری بر تاریخچۀ آن مشخص شد. این امر با تنظیم «کنوانسوین مربوط به جلوگیری و مجازات نسل‌کشی» در سال ۱۹۴۸، و لازم‌الاجرا‌شدن آن در سال ۱۹۵۱، به صورت جهانی به عنوان یک جنایت بین‌المللی به رسمیت شناخته شده است. مادۀ ۳ این کنوانسیون، انواع معاونت در نسل‌کشی و ‌شروع به آن را قابل مجازات دانسته است. در ماده‌های ۱ و ۶ کنوانسیون مذکور نیز میکانیزم‌های ملی و بین‌المللی برای تعقیب و مجازات عاملان نسل‌کشی در نظر گرفته شده است. مادۀ ۱۰ این کنوانسیون تکلیف مشخصی را برای دول متعاهد مبنی بر جلوگیری از نسل‌کشی و مجازات عاملان ‌آن به وجود آورده است. (شریفی، خضارتی، امیر: مفهوم نسل‌کشی در حقوق جزای بین‌الملل، ۱۳۹۱، و‌ب‌سایت اندیشه عصر‌نو).»

با درنظرداشت احکام صریح قوانین و کنوانسیون‌های بین‌المللی و با درنظرداشت ابعاد مختلف نسل‌کشی هزاره‌ها/شیعه‌ها در منطقۀ افشار کابل، پیشنهاد می‌شود تا سازمان ملل متحد تحقیقات همه‌جانبه‌ای را در راستای حقیقت‌یابی و مجازات عاملان این نسل‌کشی مطابق با اسناد مختلف بین‌المللی اتخاذ کنند و به دولت جمهوری اسلامی افغانستان پیشنهاد می‌شود تا در این زمینه با مراجع مربوطه همکاری همه‌جانبه کرده و مطابق به تعهدات بین‌المللی خود در راستای مجازات عاملان این نسل‌کشی عمل کند.

هرنوع تحقیق و حقیقت‌یابی که توسط سازمان ملل انجام می‌شود، باید با رعایت موارد آتی صورت گیرد:

یکم؛ تیم تحقیق باید شامل اشخاص واجد شرایط برای تحقیقات حقوق بشری در ساحه باشد، نیز شامل یک متخصص جرم‌شناس نبش قبر و تحلیل بقایای اجساد قربانیان باشد.

 دوم؛ لایحۀ وظایف تیم تحقیقاتی مربوطه باید شامل گسترۀ این جنایت به شمول مواد زیر باشد:

شناسایی اشخاص به شمول فرماندهان ارشد نظامی و مقامات دولتی مسئول صدور فرمان قتل‌عام یا صدور هدایت برای زیر‌دستان‌شان مبنی بر تخطی از حقوق بشر و قوانین حقوق بشری؛ شناسایی الگوهای سوء‌استفاده به شمول قومیت یا دیگر ویژگی‌های افراد مورد هدف برای دستگیری، کشتار، و …‌

کمیساری عالی ملل متحد باید یافته‌های این تیم تحقیقاتی را به مراجع دولت افغانستان انتقال مکاتبه کرده و از آن‌ها بخواهد تا عاملان شناسایی‌شده را تحت تعقیب قانونی قرار داده و دستگیر کند. دولت افغانستان باید عاملان شناسایی‌شده را در یک محکمۀ کاملاً آزاد و علنی مطابق به معیارهای محاکمه منصفانه بین‌المللی محاکمه و مجازات کند.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: