سال چهارم / شماره : 735 / یکشنبه / ۱م میزان ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Sunday, 23 September , 2018

فاجعه به روایت ترانه و خاطره

نویسنده : محمد فولادی - کد خبر : 24245

۲۵ دلو , ۱۳۹۳

Tragedy


در غرب شهر کابل، در یک سالن نسبتاً کلان، حضور جوانان بیش از دیگر قشرها چشمگیر است. در ورودی این سالن، جوانان کم‌سن‌و‌سالی به گرمی مهمانان را استقبال و راهنمایی می‌کنند. در یک روز زمستانی که اگر کوتاهی را ازش برداریم، هیچ شباهتی به زمستان ندارد، جمعیت انبوهی گردهم جمع شده‌اند. یادگل سرخ، آن‌ها را به این سالن کشانده است.

یاد گل سرخ، عنوان برنامه‌ای است که از سوی ستاد گل سرخ از سه سال به این‌سو به مناسبت یادبود از قربانیان فاجعۀ افشار سال ۱۳۷۱ گرفته می‌شود. امسال این ستاد بیست‌ودومین سالیاد فاجعۀ افشار را گرامی می‌داشت‌. کارگزاران ستاد گل سرخ دوست ندارند، نامی از آن‌ها گرفته شود یا کسی بداند که دقیقاً چه کسانی این برنامه را پیش می‌برند. آن‌ها جمعیتی از دانشجویان و دانش‌آموزان رضاکاری‌اند که بی‌هیچ پشتوانه‌ای و بر‌اساس تمایل و خواست و تلاش شخصی‌شان، همه‌ساله سعی می‌کنند با نگاه و رویکردی متفاوتی، یاد قربانیان این فاجعه را گرامی بدارند. یاد گل سرخ، از این جهت در طی ۲۲ سال گذشته یک استثناست؛ زیرا با نگاهی متفاوت، جایگاه گسترده‌ای میان مردم یافته‌ است. از دو سال به این‌طرف، همه‌ساله جمعیتی انبوه پشت در می‌مانند، سالن فشرده می‌شود و آدم‌ها فشرده‌تر؛ شماری ایستاده و شماری نیز نشسته.

Tragedy

گزارش مستند، ترانه، خاطره‌گویی، موسیقی زنده و تیاتر، شیوه‌های مرسوم برای بیان ابعاد و نوع فاجعه است که یاد گل سرخ، از آن‌ها‌ استفاده می‌کند. ستاد گل سرخ، سخنران ندارد، قصۀ سیاسی نمی‌بافد، محفل عزا هم نیست و کنفرانس حقوق بشری هم دایر نمی‌کند. با چنگ و ترانه، فاجعه را فریاد می‌کشد و با تصویر و نمایش، آن را بازنمایی می‌کند. امسال نیز، قصه و ترانه و یک نمایش کوچک، برنامه‌های اصلی بودند. اول یکی از بازماندگان حادثۀ افشار و از دوستان حمید ـ‌‌فرمانده سر کوی افشار‌ـ خاطره‌ای از هم‌نشینی با او را خواند؛ تا دم مرگش و هنگامی که در شفاخانۀ صلیب‌سرخ، برای همیشه دل از دنیا کند. پس از آن، یک ترانه اجرا شد؛ واسوختی بر فاجعۀ افشار. سه دخترخانم خرد با لباس محلی هزارگی ترانه‌ای به لهجۀ هزارگی اجرا کردند، سپس گزارش مستندی نشر شد که به بازنمایی فاجعۀ افشار، حجم فاجعه، کشتار مردم و روایت این رویداد از زبان شاهدان حادثه، پرداخته بود. این گزارش تصویری بود. «سه باوری که پس از حادثۀ افشار غلط ثابت شد»، برداشتی بود که یکی از اعضای این ستاد آن را خواند. سه دختر خردسال با لباس محلی هزارگی و لهجۀ هزارگی ترانۀ محلی اجرا کردند.

دکلمۀ شعر از دیگر بخش‌های این برنامه بود. شعری دکلمه شد؛ صدای نسل‌نو بر فرش کهنۀ میراث جنگ. مرغ سحر ناله سر مکن، مطلع ترانۀ گروهی‌ بود که حسن ختام این برنامه شد. اعضای ستاد گل سرخ در آخر گفتند، ناله سر مکن، دیدگان خسته‌تر مکن، ما ز آه و ناله خسته‌ایم و… فریاد کشیدند.

یاد گل سرخ، با رویکرد هنری، به بازنمایی فاجعه می‌پردازد. نوجوانان و جوانانی که در آرزوی ذهنیت‌سازی میان شهروندان و برجسته‌سازی ضرورت اجرای عدالت‌ کار می‌کنند و هزینه وقف می‌کنند. آن‌ها نمی‌خواهند فاجعه فراموش شود و قربانیان از خاطره‌ها بروند. به همین دلیل‌، یاد گل سرخ را گرامی می‌دارند، با شیوه‌ای که همواره در یادها باقی می‌ماند.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: