سال چهارم / شماره : 735 / جمعه / ۲۷م میزان ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Friday, 19 October , 2018

«برهنگی»‌

نویسنده : محمد عرفانی - کد خبر : 19966

۱۸ قوس , ۱۳۹۳

M.Irfani


 «آن روز که روح پاک آدم به بدن

گفتند درآ نمی‌شد از ترس به تن

خواندند ملایکان به لحن داوود

در تن در تن درآ درآ در تن در تن»

 (۱)

در هر‌جامعه‌ای معیارهایی برای پوشاندن خود وجود دارد. این معیار‌ها از هنجارهایی نمایند‌گی می‌کنند که حدود آزادی ما را برای دیده‌شدن در انظارعمومی تعریف می‌کند. معیارهای پوشش در هرجامعه به افراد آن جامعه تذکر می‌دهد که ظاهر‌شدن در منظر عام به معنای در معرض تماشا قرار‌دادن خود است. این معیار‌ها فرد را در معرض تماشای هم‌نوعانش می‌گذارد و نظارت بر سبک زندگی او را با تنظیم رفتار‌هایش در لباس خود فرد آغاز می‌کند. فرد با شکل پوشش خود وارد نظام نظارت فرهنگی می‌شود تا نمادهای پذیرفته‌شده را با نمودهای مقبول جمع مطابقت دهد. درآمدن فرد با پوشش خاص در فضای عمومی او را به‌طور نمادین وارد روابط هنجاری می‌سازد؛ هر‌کسی با دیدن او می‌تواند به‌شکل تظاهر اجتماعی خود بیاندیشد و ظن و گمانش را در تعامل با دیگران در گسترة علایق فرهنگی جامعه بیاراید و بیاز‌ماید. این ظن و گمان فرهنگی دربرگیرندة مشترکات نمادینی است که در نمود اجتماعی افراد پدیدار می‌شود و قضاوت‌های ما را در مورد ظاهر همدیگر تحت تأثیر قرار می‌دهد.‌ پوشش بدن، از بدن فی‌نفسه که برای خود ما ویژ‌گی منحصر‌به‌فرد دارد، بدنی همگانی می‌سازد. این بدن همگانی، محتوای معنوی تعامل جسمانی را به عناصر فرهنگی جامعه پیوند می‌دهد.

معیارهای پوشش که هم‌عنان هنجارهای اخلاقی جامعه بدن شخصی را به بدن همگانی منتقل می‌کند، تعیین می‌کند که حدود برهنگی در فضای عمومی چگونه است. هر‌کسی که از حدود برهنگی پا فرا‌تر بگذارد فردی منحرف به شمار می‌رود. دروضعیت هنجاری که هر‌کس با بدنی همگانی خود را می‌پوشاند، برهنگی فرد منحرف به معنای ضدیت با شرایط همزیستی دیگران تلقی می‌شود. بدن‌های همگانی در پوشش فرهنگی خود، اخلاق اجتماعی را در الگوهای خاص تعامل جسمانی معنادار می‌یابند. انتظار می‌رود بدن شخصی فرد، همانگونه که به بدن همگانی منتقل شده است، به ساحت شخصی بازگردد. برای فرد هنجاری تعامل روزمره با دیگران در بدن همگانی‌اش بدون طی مسافت در محیط عمومی برای رسیدن به قلمرو خصوصی ناممکن است. خانه می‌تواند آن پناهگاهی باشد که بدن همگانی را تحویل می‌گیرد تا بار دیگر شخص در مدار شخصی برهنگی‌اش، از خود پذیرایی کند. اما چه قانون‌ها و قواعدی فاصله میان بدن همگانی و بدن شخصی را پر می‌کنند؟ چه نزاکت‌ها و آدابی در فاصله بین فضای عمومی و فضای خصوصی وجود دارد؟ به هر‌حال جامعه برای عادی‌کردن شرایط همزیستی افراد با یکدیگر قراردادهایی را تأیید می‌کند که بقای قوانین و قواعد و آداب و نزاکت‌های فاصله انداز میان آنچه همگانی و آنچه شخصی شمرده می‌شود را ممکن می‌سازند.

بنا‌براین، نظارت بر طرز پوشش افراد جامعه برای عادی‌کردن شرایط همزیستی اقدامی است که به‌صورت دسته‌جمعی انجام می‌شود. با حفظ معیاری مشترک برای پوشش بدن، همگان می‌توانند برهنه منحرف را تشخیص بدهند. معیارهای پوشش، هر‌فرد را در پستوی روابط اجتماعی‌اش تحت نظارت بدن همگانی قرار می‌دهد تا خود تعریف‌کنندة بدن خصوصی باشد. اما بدیهی است که صرفاً پوشاندن اعضای بدن نمی‌تواند مانع رفتار انحرافی یا غیرهنجاری شود. چگونه می‌توان از رفتار غیر‌هنجاری جلوگیری کرد؟ آیا می‌توان با اعمال قوانین سختگیرانه برای پوشش بدن شخصی افراد، بدنی همگانی فرمانبر و مطیع ساخت و پرورد؟ این بدن همگانی چه وظایفی را می‌بایست برعهده گیرد؟

با نگاه‌کردن در جوامع گوناگون و بررسی معیارهای پوشش افراد می‌بینیم هر‌جامعه‌ای حتی جوامع بدوی از معیار پوشش برخوردارند. همچنان درمی‌یابیم که معیارهای پوشش برای رسیدن به اهداف مختلف تعیین می‌شود و توسط قوانین و قواعد اجتماعی اعمال می‌گردد. سختگیری برای اعمال پوشش معیاری را مخصوصا در کشورهای انکشاف یافته می‌توان مشاهده کرد؛ در آن جوامع پوشیدن لباس رسمی برای کارمندان ادارات و موظفین در کسب و کارهای مختلف از شئون مهم فرهنگ اجتماعی شمرده می‌شود. رعایت معیارهای پوشش وسیلة برقراری نظم نمادین است. پس می‌توان این سوال را پرسید که در عقب این نظم نمادین که اجبارا برقرار می‌شود چه اهدافی معین شده است؟ آیا اهدافی که در عقب نظم نمادین بدن‌های همگانی قرار دارد با اعم اهداف ما در زندگی جمعی رابطه مفید برقرار می‌کنند؟ درجوامع انکشاف یافته سبک پوشش افراد ارتباط مستقیم با وظیفه‌ای دارد که ایشان را مشغول می‌دارد. پوشش افراد در این جوامع معرف هویت ایشان در موقعیت اجتماعی که اشغال کرده‌اند، است. در حال حاضر باتوجه به توسعة معیارهای جهانی، پوشیدن یونیفورم برای افراد در موقعیت‌های شغلی تقریباً در همه‌جا معمول شده است. اما در جوامع انکشاف یافته که د‌موکراسی‌های نمونة جهان را برپا ساخته‌اند، مردم در ایجاد سبک‌ها و تعیین معیارهای پوشش از آزادی سلیقه‌ای هم برخوردارند. در این‌گونه جوامع، معیارهای پوشش از یک‌سو به هویت بخشیدن افراد در موقعیت‌های شغلی‌شان کمک کرده است و از سوی دیگر حوزة عمومی در چارچوب کارکرد اخلاق عمومی، بدن خصوصی را برای انتخاب سبک پوشش خود آزاد می‌گذارد.

به نظر می‌رسد، حساسیت‌های فرهنگی ما در برابر طرز پوشش یکدیگر نمی‌تواند فارغ از کارکرد پوشش توجیه شود. طرز پوشش ما به غیراز آنکه معرف تعلقات مذهبی یا ملی ماست بیانگر مطلوبیتی است که بدن شخصی از بدن همگانی‌اش دارد. بدن شخصی ما با تکیه بر میزان مطلوبیتی که در بدن همگانی دارد، فردیت ما را به حیث عضو جامعه تأمین می‌کند. بنا‌براین، اگر تظاهر افراد در پوشش همگانی صرفاً نمایندة اجبار اجتماعی برای تحمیل عناصر فرهنگی نباشد، حوزة خصوصی با حوزة عمومی وارد تعامل معنوی خواهد شد. ما برای آنکه در مورد میزان پوشید‌گی و برهنگی خود تصویری پیدا کنیم، نیازمند تعامل حوزة خصوصی با حوزة عمومی هستیم. اگر بدن شخصی ما بتواند بنا بر مطلوبیت وجدانی با بدن همگانی تعامل داشته باشد، خواهد توانست تأمین‌کنندة هنجارهای اجتماعی باشد. اما اگر در فاصلة میان بدن خصوصی و بدن همگانی، شرایط و امکانات ظهور یا نمود اجتماعی ما تأیید‌کنندة مطلوبیت فرهنگی امر هنجاری نباشد، تبعیت از دیگران مبنایش‌‌ همان همرنگی برای پرهیز از رسوا‌شدن است. همرنگی برای پرهیز از رسوایی، رویه‌ای فرهنگی است تا رضایتمندی خود به حیث عضو جامعه را در تظاهرات جمعی معنا و تحلیل کنیم. مردم جامعه سنت‌گرای ما در پوشش این رویة فرهنگی نسبت خود را با بدن شخصی و بدن همگانی تعریف می‌کنند. آن‌ها سبک پوشش خود را درپیوند جاودانی با امر قدسی ارزیابی می‌کنند و تقلید و تکرار سنت‌های عنعنوی رفتار را به حیث الگوی اصلی بقای نسل گرامی می‌دارند. با توجه به این مبانی، طرز پوشش در دایرة مفاهیم عقلی ما جایگاه مهمی یافته است. معیار پوشش در این جامعه با تعبیرحجاب شاخه‌گستر شده است و قضاوت‌های اخلاقی معینی را شکل داده است. این معیار به هر‌کسی امکان قضاوت در مورد چند و چون برهنگی درفضای عمومی را می‌دهد. با این وصف آنچه برهنه است هنوز نتوانسته پوشش شایسته خود را در این جامعه پیدا کند. اگر هدف اصلی حجاب برای مردم جامعة ما به‌وجود‌آوردن احترام اجتماعی باشد، ما دچار انحراف مسیر‌یم؛ زیرا ما هنوز نتوانسته‌ایم تحریم آزادی افراد توسط حجاب را به حریم تظاهرات اجتماعی که درآن بدن خصوصی تأمین‌کنندة بدن همگانی است، پیوند بزنیم.

—————–

۱-   امیر خسرو بلخی





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: