سال چهارم / شماره : 735 / چهارشنبه / ۵م سرطان ۱۳۹۸
Vol No 04, Issue 735, Wednesday, 26 June , 2019

«قیمت» معامله با طالبان چگونه پرداخت می‌شود؟

نویسنده : عزیز رویش - کد خبر : 19467

۱۱ قوس , ۱۳۹۳

royesh


پکتیکا در خون تپید. بیشتر از صد نفر کشته و زخمی روی زمین افتادند. قربانیان اکثراً کودکان و نوجوانانی بودند که برای تماشای بازی والیبال گرد آمده بودند. گویا کسی نه به طالب فکر می‌کرد نه به اشرف غنی. لحظه‌ای بود که می‌توانستند خودشان باشند. نگاه کنند و بخندند و شب با قصه‌هایی پر از نشاط و شادی به خانه برگردند.

اما گرگی در لباس طالب، وسط جمعیت خزیده بود. درست مثل دیگران. نه لباسش غیرعادی بود و نه قیافه‌اش. به لهجة مردم سخن می‌گفت و اکت و ادایش فرقی با دیگران نداشت. اهل قریه‌ای در همین ولسوالی بود. اما ذهنش مصروف چیزی دیگر: شمارش کسانی که باید در یک چشم به‌هم‌زدن به زمین می‌افتادند.

ارگون نیز در پکتیکا واقع است. بازار کوچکی مملو از مردمان عادی با دکان و مکتب و شفاخانه. در بیست‌و‌چهارم سرطان، در یکی از عصرهای ماه رمضان، طالبی با یک مو‌تر بزرگ مملو از مواد انفجاری وارد بازار شد. کسی به او هم توجه نکرد. با انفجار مو‌تر، ده‌ها نفر کشته و زخمی شدند. بازار به تلی از مخروبه و خاکروبه تبدیل شد. از آن عصر تا امروز شمار قربانیان انفجار طالبی از قلم ارگ نیز بیرون افتاده است. شعاع عملیات طالبی از قندهار تا غزنی، از کابل تا کندز، از بادغیس تا سنگین، از جلال‌آباد تا لوگر به‌شکل دایره‌ای موج می‌اندازد. اینک این موج، باری دیگر به پکتیکا رسیده است تا قربانیانش را از میان کودکان و نوجوانان انتخاب کند.

***

اشرف غنی در یک سخن معروف برای هر‌امری در برابر خود «قیمت» قایل می‌شود. او وقتی به سوی قدرتمندان سیاسی می‌رفت تا آن‌ها را به تکت انتخاباتی خود جلب کند، این سخن را برای تفسیر اقدامات سیاسی خود بر زبان می‌راند. در مورد طالبان و صلح نیز این تعبیر را به کار می‌برد: «صلح قیمت دارد. قیمت صلح را باید پرداخت کنیم.»

اما ظاهراً سرگرم‌شدن در گیر‌و‌دار هنگامه‌های انتخابات، فرصت لازم برای شرح و بسط این تئوری را از اشرف غنی گرفت. پای او در جال سیاست گیر ماند و از موقف اکادمیک خود دور افتاد. «قیمت» هر‌ارزش، در حوزة مطالعات اکادمیک، با دقتی بیشتر تعیین می‌شود. اشرف غنی وقتی وارد میدان سیاست شد، از حوزة مطالعات اکادمیک اندک‌اندک فاصله گرفت. گویا به‌‌ همان اندازه که فرصتش برای مطالعات منظم کاهش یافت، فرصتش برای تأمل و تفکر نیز محدود شد. او گرفتار روزمرگی در سیاست شد. معامله و زد‌و‌بندهای سیاسی، قسمت اعظم انرژی او را به خود اختصاص داد. یکی از مهم‌ترین کارهای او این بود که برای هر‌متاعی در روی میز سیاست و مدیریت سیاسی خود، «قیمت» لازم و مناسب را تعیین کند. این کار با گذشت هر‌روز به تعویق افتاد.

در قیمت‌گذاری برای هر‌متاع، ارزش‌های اعتباری و ذاتی را باید از هم تفکیک کرد. اشرف غنی در برخی از امور این تفکیک را انجام داده است: قیمت «رأی» را با «پول» یا کرسی حکومت تعیین کرد؛ قیمت حمایت قدرتمندان در انتخابات ریاست‌جمهوری را با احترام به نقش و نفوذ آنان در مدیریت قدرت سیاسی؛ قیمت تأمین ثبات سیاسی و جلوگیری از فروپاشی نظام را با رضایت به تقسیم قدرت با تیم مخالف؛ قیمت آشتی با پاکستان را با رفتن به این کشور و دست دراز‌کردن در برابر ملا فضل‌الرحمان و جنرالان ارتش و آی‌اس‌آی و نواز شریف؛ قیمت رابطه با امریکا و ناتو را با امضای قرارداد دو‌جانبة امنیتی‌…

اما هنوز قیمت یکی از «متاع»‌های مهم تعیین نشده است: استمالت و دلجویی از طالبان. هنوز‌هم این قیمت را با خون و گوشت و استخوان بی‌پناه‌ترین انسان این کشور پرداخت می‌کنیم. کرزی در پرداخت این قیمت سخاوتی بیش‌از‌حد نشان می‌داد. گاهی او را متهم می‌کردند که در این معامله باددستانه و بدون سنجش حرکت می‌کند. او حتی خطاب به طالبان گفت: «معلم بکشید، مکتب بسوزانید،… باز‌هم می‌سازیم، باز‌هم می‌سازیم»…. این رویکرد، نه سیاست بود، نه معامله، نه سنجش، نه خرد، نه تدبیر، نه انصاف، نه شعور، نه وجدان، نه ادب. تنها تضرع بود و استیصال و درماندگی. طالبان نیز این واقعیت را در کرزی درک می‌کردند و هر‌بار بیشتر‌از‌پیش با سیلی انتحار و اهانت، پاسخش را پس می‌دادند. کرزی، در این زمینه رکورد خوبی بر جای نگذاشت.

حالا توپ افتاده است به میدان اشرف غنی. او در ابتدای حرکت، زبان صریح و دیدگاهی روشن داشت. او نه‌تنها در سخنان انتخاباتی خود، بلکه در منشور تحول و تداوم به‌صراحت هشدار داد که طالبان نباید اتوریته و اقتدار دولت را به آزمون گیرند. او گفت که «حق استفاده از سلاح و خشونت تنها و تنها در انحصار دولت است» و طالبان تنها در صورتی می‌توانند دست نوازش و دوستی را شاهد شوند که به این حق مشروع دولت احترام بگذارند. او دفاع و حراست از جان و مال و عزت و حیثیت تک‌تک شهروندان را از وجیبه‌های مهم دولت خود عنوان کرد. کما اینکه همین سخن را در یکی از آخرین دیدار‌هایش با منسوبان امنیت ملی نیز با صراحت ابراز داشت.

***

بازدید اشرف غنی یا سایر اراکین دولت از قربانیان انتحار و انفجار امری نیکو و قابل تحسین است. ابراز همدردی با مردم، عواطف زخم خورده آنان را اندکی التیام می‌بخشد…. اما آنچه از غنی و سایر زمامداران حکومت وحدت ملی انتظار می‌رود، به‌مراتب فرا‌تر از این رویکردهای معمول و تعارفی است. اشرف غنی و همراهان حکومت او از اقتدار مشروعی برخوردارند که پشتوانه میلیون‌ها رأی آگاهانة مردم را با خود دارد؛ در حالی که طالبان، با نفرت و انزجار مردم، تنها در اتکا به شبکه‌های استخباراتی منطقه و گروه‌های تروریست بین‌المللی عمل می‌کنند. کرزی ارزش اقتدار مشروع خود را با بی‌مبالاتی روی ترازویی می‌ریخت که در پله دیگرش طالب قرار داشت. از اشرف غنی انتظار می‌رود که این رویکرد را کنار بگذارد. طالب با اشرف غنی قابل مقایسه نیست و حرمت سخن و تصمیم اشرف غنی باید متفاوت‌تر از آن باشد که کرزی تصور می‌کرد.

اشرف غنی باید حل مشکلاتش با پاکستان را در صدر سیاست مقابله با طالبان قرار دهد. پاکستان، دست‌کم هشت‌هزار مدرسة طالب‌پرور دارد. اگر هر‌مدرسه در سال تنها یک‌نفر انتحاری تربیت کند که به افغانستان بفرستد، در سال می‌شود هشت‌هزار نفر انتحاری. تقسیم هشت‌هزار نفر به ۳۶۵ روز، شمار انتحاری هر‌روز را می‌رساند به بیشتر از ۲۱ نفر. اشرف غنی این محاسبه را هم باید در فهرست رسیدگی‌هایش داشته باشد تا در ختم روز قیتمش برای «صلح با طالبان» یا «مقابله با پاکستان» بر هوش محاسبه‌گرش سوال ایجاد نکند.

***

با هر‌حادثه انتحار و انفجار یا حمله بر یک پاسگاه پولیس یا پوستة اردوی ملی، داشته‌های ذهنی اشرف غنی جابه‌جا می‌شود. او باید به‌زودی از مرحلة رده‌بندی عنوان طالبان بین «مخالفان مسلح» و «مخالفان سیاسی» و «برادر ناراضی» عبور کند. او اهل محاسبه است و این ویژگی را در سیاست خود نباید فراموش کند یا دست‌کم گیرد. او چشم‌های زیادی را در عقب گام‌ها و اقدامات سیاسی خود بخیه زده است. اظهارات تکراری و بی‌مزة سخنگویان امنیت ملی یا پولیس ملی یا فلان شخص دیگر نمی‌توانند جای موضع صریح و قاطع و تعیین‌کنندة «اشرف غنی» را پر کنند. تشدید حملات طالبان بر شهر‌ها نشانة ضعف آنان نیست. این ادبیات را رژیم کمونیستی در دوران مقابله با مجاهدین ابداع کرد و تا زمان کرزی نیز همین ادبیات بر زبان و تأویلات سخنگویان دولتی حاکم بود. اشرف غنی باید به این ادبیات خاتمه بخشد. اشرف غنی باید اذعان کند که دشمنی که بتواند یک شهروند کشور را تهدید کند یا به قتل رساند، ضعیف نیست. خیلی قوی است و با قوت خود، حاکمیت ملی کشور را با تمام مشروعیت آن به آزمون می‌گیرد. اشرف غنی با استفاده از اقتدار دولت، باید نشان دهد که اجازه نمی‌دهد طالبان قوی جلوه کنند.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: