سال چهارم / شماره : 735 / چهارشنبه / ۵م سرطان ۱۳۹۸
Vol No 04, Issue 735, Wednesday, 26 June , 2019

«دهة تحول» چگونه آغاز می‌شود؟

نویسنده : عزیز رویش - کد خبر : 19288

۹ قوس , ۱۳۹۳

royesh


افغانستان در ترکیب دو هیأت در کنفرانس لندن اشتراک می‌کند: دولت و جامعة مدنی. این دو هیأت، هماهنگی خاصی ندارند. برای بار اول و آخر، تنها روز دوشنبه، سوم قوس برابر با بیست‌و‌چهارم نوامبر، یعنی ده روز قبل از برگزاری کنفرانس لندن، گروه کوچکی از اعضای هیأت جامعة مدنی موفق شد عمر زاخیلوال را در دفتر وزارت مالیه دیدار کند. زاخیلوال گزارشی از کارکرد‌ها و آمادگی‌های حکومت ارائه کرد و مهم‌ترین خواستش این بود که جامعة مدنی در برابر فشار بین‌المللی، مخصوصاً انجوهای بزرگ، که می‌خواهند کمک‌های بین‌المللی اکثراً از طریق انجو‌ها به مصرف برسند، ایستادگی کنند تا نقش نهادهای دولتی تضعیف نشود. او گفت: سازمان ملل و انجوهای بزرگ بین‌المللی طرحی را برای کشورهای کمک‌کننده آماده ساخته‌اند که باز هم بر استمرار نقش انجو‌ها در مصرف کمک‌ها و اجرای پروژه‌های انکشافی تأکید دارد.

صحبت نیم‌ساعته زاخیلوال، هرچند گوشه‌هایی از طرح دولت برای کنفرانس لندن را بازتاب می‌داد، اما به هیچ صورت نمی‌توانست هماهنگی لازم میان دولت و جامعة مدنی برای داشتن موقف و صدای مشترک در کنفرانس لندن را تأمین کند. این کار به زمان زیادی ضرورت دارد که باید قبل از این فراهم می‌شد. زاخیلوال خودش از نمایندگان جامعة مدنی دعوت کرده بود که به دیدارش بروند تا او از آمادگی‌های دولت برای کنفرانس لندن معلومات دهد. اما برای همین دیدار نیز او نمایندگان جامعة مدنی را بیشتر از ۴۵ دقیقه در سالن کنفرانس‌ها و دفتر ملاقات‌های خود منتظر نگه داشت و وقتی که آمد، مستقیم رفت به حرف‌های خودش، بدون این‌که حتی مجال دهد تا نمایندگان جامعة مدنی بگویند که چه کار کرده‌اند و می‌خواهند از او چه بشنوند. در ختم دیدار، برای زاخیلوال گفته شد که موقف‌نامة جامعة مدنی آماده شده و به‌زودی طی یک کنفرانس مطبوعاتی در اختیار عامه قرار می‌گیرد؛ اما زاخیلوال در مقابل اظهار امیدواری کرد که موقف‌نامه و طرح دولت تا روز پنج شنبه نهایی شده و حد‌اکثر تا قبل از کنفرانس لندن در اختیار مراجع ذی‌ربط قرار گیرد.

***

مهم‌ترین ضعف دولت افغانستان در کنفرانس لندن این خواهد بود که تنها با دو تن از سران حکومت وحدت ملی اشتراک می‌کند: اشرف غنی، در مقام رییس‌جمهوری و عبدالله در مقام رییس شورای اجرائیه. این دو مقام، جای خالی وزیرانی را که در‌واقع ممثل اجرای تعهدات و پروژه‌های مدنی و انکشافی آینده‌اند، پر نمی‌کنند. معرفی دو‌ـ‌سه وزیر در بخش‌های امنیتی و اقتصادی، هر‌چند انجام شود، به معنای کابینه نیست. این سوال هم‌چنان باقی می‌ماند که وقتی دولت با اشتراک دو چهرة قدرتمند سیاسی نتواند در دو ماه کابینه‌اش را تشکیل دهد و والیانش هنوز‌هم حیثیت سرپرست دارند، آیا می‌توان از ظرفیت و موفقیت‌های آینده‌اش مطمئن بود؟

یک بخش دیگر از کار دولت افغانستان ارائة گزارش از راهی است که در راستای کنفرانس توکیو در دوران حکومت کرزی برداشته شده است. به نظر می‌رسد، دست دولت افغانستان در این عرصه نیز خالی است. کرزی از دوران خود چیزی روی سینی دولت جدید نگذاشته است که با اطمینان و سرخرویی به کنفرانس لندن تقدیم شود. نقض وحشتناک حقوق بشر، تضعیف سرسام‌آور نهادهای دموکراتیک، گستردگی بی‌رویة فساد از مهم‌ترین رکوردهای دولت کرزی است که در تقابل مطلق با تعهدات توکیو قرار دارند. اشرف غنی تنها می‌تواند از آنچه خود تعهد می‌سپارد، حرف بزند و این یعنی نقطة صفری آغاز در رابطة افغانستان با جامعة بین‌المللی.

***

و اما این واقعیت‌ها، هیچ‌کدام به معنای این نیست که جامعة بین‌المللی نگاه و تعهدات متقابل خود با دولت افغانستان را تغییر دهد ‌یا از میزان توجه و کمک‌های خود به افغانستان بکاهد. افغانستان هر‌چند بکوشد این واقعیت‌ها را در لفافة توجیهات گوناگون بپوشاند، جامعة بین‌المللی به تمام آن‌ها وقوف کامل دارد و دلایل آن‌ها را نیز به‌حد کافی می‌داند. بنابراین، مهم‌ترین کار برای دولت افغانستان این است که ظرفیت واقعی خود را با اعتراف بر کاستی‌ها و شرح هر‌آنچه در پیرامونش وجود دارند، نشان دهد و در عوض، تعهد شفاف و واضح بسپارد که چگونه، با چه میکانیزم و در چه مدت‌زمانی به آن‌ها رسیدگی می‌کند. دولت افغانستان وقتی در استدعای پول از جامعة بین‌المللی احساس سرشکستگی و کمرویی نمی‌کند، در نشان‌دادن ظرفیت خود برای مصرف پول نیز احساس سرشکستگی و کمرویی نکند. این دولت، مسئول هیچ‌یک از کاستی‌هایی که اکنون در برابر خود دارد، نیست. بخشی از این کاستی‌ها از تاریخ باقی مانده‌اند و بخشی دیگر از حکومت کرزی. حد‌اقل، دولت جدید نمی‌تواند به خاطر این کاستی‌ها ملامت شود. اما اگر این دولت، در تلاش جلوه‌دادن غیرواقعی خود باشد، بدون شک، اعتبار خود را ‌نزد جامعة بین‌المللی آسیب می‌رساند.

دومین ضرورت برای دولت افغانستان، تعریف درست و واضح از رابطه‌ای است که با جامعة مدنی کشور دارد. دولت کرزی اعتبار خود در عرصة بین‌المللی را اکثراً از جامعة مدنی توقع داشت، اما خود، بدون این‌که کمترین اعتبار را برای جامعة مدنی قایل شود، تمام اعتبارهای خود را به نیروهای سنتی، رهبران جهادی، بزرگان قبیلوی، طالبان و سایر نیروهای بیرون از جامعة مدنی هدیه می‌کرد. جامعة مدنی توقع نداشت که کرزی از این اعتباربخشی یا بذل توجه به نیروهای بیرون از جامعة مدنی روگردان شود، اما توقع داشت که جامعة مدنی را نیز از شریکان راه خود در مسیر دشوار سازندگی و پیشرفت تلقی کند. دولت جدید در این عرصه باید محتاط و واقع بین باشد. اشرف غنی و عبدالله، برخلاف کرزی، در میان جامعة مدنی پایگاهی نیرومند‌تر و مستحکمتر دارند تا در میان نیروهای بیرون از جامعة مدنی. به همین دلیل، انتظار می‌رود که این دو سیاستمدار، با عبرت از رویکرد کرزی، به نقش و اهمیت جامعة مدنی در حمایت از دولت و برنامه‌های مدنی و انکشافی آن در دهة تحول به‌طور جدی و شفاف اعتنا کنند.

***

کنفرانس لندن، با تمام حواشی و جلسات الحاقی خود یک هفته را در‌بر می‌گیرد. اما همین یک هفته، نقشة یک‌دهة بعدی را در رابطة افغانستان با جامعة بین‌المللی تعیین می‌کند. دهة بعدی را «دهة تحول» یا «دهة انتقال» یاد می‌کنند. افغانستان خوش‌بخت است که جهان با درک واقعیت‌های زمخت و دشوار آن، دهة تحول و انتقالش را با انعطاف‌پذیری کش می‌دهد. ده سال برای تغییر و تحول و رسیدن به مرحله‌ای که بتوانیم کشور را از وابستگی و درهم‌ریختگی نجات دهیم، زمان زیادی است. جاپان و آلمان و کوریای جنوبی مثال‌هایی‌اند که هر‌کدام تنها در همین فرصت زمانی توانسته‌اند ظرفیت خود برای بهتر‌شدن را نشان دهند و به اعضای قدرتمند و مؤثر جامعة جهانی تبدیل شوند.

تعهدات دولت افغانستان تعهدات سنگین و غیرقابل اجرا نیست: حراست از حقوق بشر، نورم‌های دموکراسی و مبارزه با فساد. این تعهدات را در حد‌اکثر می‌توان «تعهدات اخلاقی» عنوان کرد. افغانستان با اجرای این تعهدات، اعلام می‌کند که حاضر است در راه تهذیب و پاکسازی نگاه و فرهنگ و رفتارهای خود حرکت می‌کند. در آن سوی خط این تعهدات، طالبان قرار دارند و مافیای فاسد و خشن و ویرانگر در عقب سنگرهای مذهب و قومیت و زبان و سنت‌های قبیلوی. دولت افغانستان، می‌تواند با تعریف واضح و روشن از موقعیت و ظرفیت خود، و با شناخت درست از ماحول و نیروهایی که چه در کنار خود و چه در برابر خود دارد، فصل جدیدی را در رابطه‌اش با جهان باز کند. اشرف غنی و عبدالله باید ثابت سازند که این مأمول را به انجام می‌رسانند و در مدیریت آن دچار تزلزل و تردید نمی‌شوند.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: