سال چهارم / شماره : 735 / چهارشنبه / ۲۸م قوس ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Wednesday, 19 December , 2018

جایگاه انسان در عهد قدیم

نویسنده : مختارحسین حیدری - کد خبر : 17140

۳ عقرب , ۱۳۹۳

مختارحسین حیدری


نسبت دین و حقوق بشر (۳)

 جایگاه انسان در عهد قدیم

اینکه چه نسبت بین دین و حقوق بشر برقرار است، بستگی تام و تمام به تعریف دین مورد نظر از انسان دارد و لذا برای فهم این نسبت، باید به جایگاه انسان در متون دین مورد نظر و مهم‌ترین نظریات اندیشمندان آن دین پرداخت. در این میان از آنجایی که اندیشة حقوق بشر ارتباط جدایی‌ناپذیر با تاریخ، فرهنگ و سنت غرب دارد، برای درک بهتر این اندیشه، مراجعه به نقاط عطف تاریخی در سنت دینی مسیحیت لازم است. بعد از بررسی ضرورت پرداختن به این موضوع و طرح بحث در دو شمارة گذشته، در شماره‌های بعدی تلاش می‌شود جایگاه انسان در متون دینی مسیحیت پرداخته شود. در ابتدا لازم است متون دینی مسیحیت و جایگاه انسان در آن بهصورت کلی معرفی‌شده، سپس به عهد قدیم پرداخته شود.

متون دینی مسیحیت و جایگاه انسان در آن

در مسیحیت متون اصلی دینی به دو دسته تقسیم می‌شود که از آن به عهدین تعبیر می‌کنند. عهدین، اساساً یک اصطلاح مسیحی است که اعتقاد مسیحیان را در مورد پیمان خدا و انسان بیان می‌کند. مسیحیان معتقدند که خداوند دو عهد با انسان بسته است: یکی عهد شریعت که به گذشته مربوط است و دیگری عهد ایمان. در عهد شریعت، پیام‌های خداوند بهصورت مجموعه کتاب‌ها به نسل بعدی رسیده است. در عهد دوم خداوند بهصورت جسم درآمد، پیام‌های خود را عملاً نشان داد و کسانی با تأیید روح‌القدس آثاری را مکتوب کردند که مجموعاً عهد دوم را تشکیل می‌دهد. مسیحیان این دو مجموعه را به نام عهد قدیم و جدید نام‌گذاری کردند و به هردو مجموعه به عنوان متن مقدس ایمان دارند. عهد قدیم مشتمل بر ۳۹ کتاب بر اساس نسخة عبری به قول یهودیان و پروتستان‌ها و ۴۶ کتاب براساس نسخة یونانی به قول کاتولیک‌ها و ارتدکس‌هاست. این مجموعه در حدود چند قرن توسط نویسندگان مختلف نوشته شده است. عهد جدید مشتمل بر ۲۷ عنوان کتابی است که از اواسط قرن اول تا اواسط قرن دوم نوشته شده است.

زندگی در زمین نیز همراه با مشکلات و سختی‌هایی است، اما این نکته به هیچ‌وجه به معنای مجازات فرزندان آدم نیست. بنابراین، اعتقاد به سرشت گناه‌آلود برای همة فرزندان آدم ریشه در عهد قدیم (تورات) و متون دین یهود نداشته و ریشة مسیحی دارد. روایت تورات از داستان، خلقت انسان، گناه آدم و مجازاتهای ناشی از آن گناه معروف با وجود اختلاف در جزئیات، در خطوط کلی با روایت قرآن هماهنگ و همسو به نظر می‌رسد

برعکس کتاب‌های الهیاتی مسیحی، در آثار کلامی مسلمانان به جایگاه انسان بی‌توجهی شده و صرفاً به عنوان مقدمه برای مباحث دیگر، گاهی به سرشت و جایگاه انسان پرداخته شده است. برخلاف اندیشة کلامی اسلامی که بحث جدی در مورد سرشت انسان ندارد، در اندیشة الهیاتی مسیحی، موضوع سرشت انسان موضوع بحث‌برانگیز و محل نزاع‌های تند وجدی بوده است، بهگونه‌ای که چندین شورای کلیسایی در این مورد برگزار شده است. برای این ویژگی می‌توان دلایلی برشمرد:

الف: دیانت مسیح از درون دیانت یهود متولدشده؛ اما بخشی از متون عهد جدید، الهیات و خداشناسی متفاوت با الهیات و انسان‌شناسی عهد قدیم ارائه می‌کند.

ب: به لحاظ انسان‌شناسی، مجموعة عهد جدید یکنواخت نیست؛ عهد جدید دو نظام الهیاتی متفاوت دارد که منشأ دو نوع انسان‌شناسی شده است. سرشت انسان در اناجیل هم‌نوا؛ یعنی متی مرقس و لوقا بهگونة بسیاری متفاوت از انجیل یوحنا و نامه‌های پولس مطرح شده است.

ج: سرشت گناه‌آلود انسان آنگونه که در بخشی از عهد قدیم آمده است، خردستیز است و با عدالت الهی سازگار نیست. عقل بهراحتی نمی‌تواند گناه‌آلودبودن سرشت انسان به دلیل گناه یک شخص یعنی حضرت آدم را بپذیرد.

گناه آدم در تورات

ماجرای خلقت و گناه حضرت آدم و راندهشدن او از بهشت، از این جهت ضرورت دارد که زیرساخت انسان‌شناسی سه دین ابراهیمی؛ یعنی یهود، مسیحیت و اسلام است. از تفسیر این ماجرا آنگونه که در تورات آمده دو نوع انسان‌شناسی متفاوت: یکی در یهودیت و دیگری در بخش‌هایی از انجیل و بهتبع آن در مسیحیت به وجود آمده است. در این میان، انسان‌شناسی در متون اسلامی نیز با انسان‌شناسی یهود نزدیک‌تر است.

ماجرای خلقت انسان در سفر پیدایش تورات نقل شده است. با وجود اختلافی که در دو بخش از سفر پیدایش وجود دارد، خطوط کلی داستان به این شکل است که خداوند در بینی انسان روح حیات دمید، انسان را شبیه خود آفرید و می‌خواست به او مسئولیتی واگذار کند. این مسئولیت حکومت و فرمانروایی بر زمین است. از اول برنامه خدا بر زمین این بود که هم بر همة موجودات حکومت کند و هم در زمین زادوولد کند. در این میان در یکجا آمده است که خداوند از اول انسان را زن و مرد آفرید، اما در بخش بعدی آمده است که خداوند اول آدم را آفریده، سپس مخلوقات دیگر را و چون در بین مخلوقات دیگر، یار مناسبی برای انسان پیدا نکرد، حوا را از دنده آدم خلق کرد. بنابر روایت دوم، خلقت حوا در برنامة اولیة خداوند نبود و طبیعتاً حوا نسبت به آدم انسان درجهدو محسوب خواهد شد. براساس متن تورات، تمایز انسان از سایر حیوانات دمیدهشدن روح الهی در وجود انسان است و این روح انسان را شبیهخدا ساخته است. این شباهت به خدا او را شایستة حکمروایی بر همة موجودات می‌کند. برای این کار او به عقل، ارادة آزاد و وجدان نیاز دارد تا بتواند به دستورات اخلاقی عمل کرده و مسئولیت بپذیرد.

دوگانگی جسمانی و روحانی در طبیعت انسان در آثار دانشمندان یهود نیز انعکاس یافته است: انسان از چهار جنبه شبیه موجودات آسمانی و از چهار جنبه مانند موجودات زمینی است. مانند حیوانات می‌خورد، می‌آشامد، زادوولد می‌کند و قضای حاجت می‌کند. مانند فرشتگان خدمتگذار، راست می‌ایستد، سخن می‌گوید، عقل و معرفت دارد و می‌بینید. (گنجینه از تلمود، ص ۸۸)

بر مبنای روایات تورات، انسان در باغ دنیایی جا داده شده بود و مجاز بود از تمام میوه‌های باغ جز میوه درخت شناخت نیک و بد و میوة درخت حیات بخورد. قبل از گناه معروف، آدم و حوا برهنه بودند؛ اما قدرت تشخیص زشتی برهنگی را نداشتند. در ادامه داستان، مار حوا را فریب داده و حوا نیز به فریب آدم می‌پردازد و هردو از میوة درخت ممنوعه؛ یعنی درخت شناخت نیک و بد می‌خورند. طبق تورات، حوا زودتر فریب‌خورده و بعد باعث وسوسة آدم شده است. همین نکته را بعضی‌ها، دلیلی بر پایینتربودن جایگاه زن نسبت به مرد گرفته‌اند. بهمحض خوردن از درخت ممنوعه، تحولی که در وجود آدم و حوا به وجود میآید این است که آنان بر شناخت نیک و بد قادر شده و تشخیص می‌دهند که برهنهاند و لذا تلاش می‌کنند خود را بپوشانند.

ماجرای خلقت و گناه حضرت آدم و راندهشدن او از بهشت، از این جهت ضرورت دارد که زیرساخت انسان‌شناسی سه دین ابراهیمی؛ یعنی یهود، مسیحیت و اسلام است. از تفسیر این ماجرا آنگونه که در تورات آمده دو نوع انسان‌شناسی متفاوت: یکی در یهودیت و دیگری در بخش‌هایی از انجیل و بهتبع آن در مسیحیت به وجود آمده است. در این میان، انسان‌شناسی در متون اسلامی نیز با انسان‌شناسی یهود نزدیک‌تر است.

بعد از گناه، خداوند انسان را مؤاخذه کرده، سپس دو نوع مجازات تعیین می‌کند: به خاطر اصل گناه، مجازات مشترکشان این است که هردو از این پس در زمینی که مورد لعنت قرارگرفته و با آنان مهربان نیست، با زحمت و رنج احتیاجاتشان را برطرف کنند. اما حوا به دلیل اینکه در ارتکاب گناه پیش‌قدم شده و وسوسهگر آدم بوده است، با دو مجازاتی ویژه روبهرو است: یکی اینکه باید درد و مشکلات بارداری را تحمل کند و دیگر اینکه زن به همسرش اشتیاق داشته و شوهر بر او حکمرانی خواهد کرد.

به دنبال ارتکاب گناه، انسان از باغ عدن اخراج شده و به زمین تبعید می‌شود؛ محلی که موظف و محکوم است زندگی خود را در آن با تحمل رنج و سختی سپری کند. آنچه که از متن گزارش تورات فهمیده می‌شود این است که محکومیت انسان به زندگی در زمین، به نحوی مجازات گناهی است که او در باغ عدن مرتکب شده است. زندگی در زمین نیز همراه با مشکلات و سختی‌هایی است، اما این نکته به هیچ‌وجه به معنای مجازات فرزندان آدم نیست. بنابراین، اعتقاد به سرشت گناه‌آلود برای همة فرزندان آدم ریشه در عهد قدیم (تورات) و متون دین یهود نداشته و ریشة مسیحی دارد. روایت تورات از داستان، خلقت انسان، گناه آدم و مجازاتهای ناشی از آن گناه معروف با وجود اختلاف در جزئیات، در خطوط کلی با روایت قرآن هماهنگ و همسو به نظر می‌رسد.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: