سال چهارم / شماره : 735 / سه شنبه / ۲۳م اسد ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Tuesday, 14 August , 2018

سیمای زنان در اساطیر آریایی

نویسنده : حسین رهیاب (بلخی) - کد خبر : 16381

۲۲ میزان , ۱۳۹۳

رهیاب بلخی


زنانی که «زن» شدند!
قسمت چهل‌و‌هفتم

آیا همیشه پای یک زن در میان است؟ (۱۹)

اقوام آریایی یکی از مهم‌ترین گروه‌های قومی در طول تاریخ زندگی انسان است که تأثیر زیادی در تاریخ و تمدن انسانی دارد. منشأ و زیستگاه اولیة این گروه قومی امروزه محل مناقشه است، برخی اروپا، برخی آسیا، برخی سیبری، برخی آسیای میانه، برخی آسیای صغیر و برخی آسیای غربی را محل زندگی اولیة آن‌ها دانسته‌اند؛ اما تا امروز هیچ‌کدام نتوانسته‌اند برای نظریة خود دلایل متقنی ارائه کنند. آنچه که تا امروز ثبات شده، به نظر می‌رسد، ‌این گروه در حدود ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد در حدود باکتریا (بلخ) بوده است. اما به نظر می‌رسد که با وجود شکارورز‌بودن انسان‌های اولیه، آریایی‌ها نمی‌توانند اولین ساکنان سرزمین امروزی آریایی باشند؛ اما می‌توانند آخرین ساکنان تأثیر‌گذار این مناطق باشند. بر‌این اساس، گروه آریایی، یکی از گروه‌های بزرگ مهاجری است که از دو شاخة مهم هندی و آریایی تشکیل یافته است.

گروه هندی، اولین گروهی بوده است که وارد بلخ شده و بعد از مدتی سکونت در آن منطقه با عبور از هندوکش، به سوی هندوستان رفته است. سکونت قبلی گروه هندی در آریانای امروزی از مسلمات تاریخ است؛ زیرا سرودهای ودایی بازگو‌کنندة خاطرات مبهم ریشی‌ها (روحانیان)‌ی آن‌ها از جغرافیای آریاناست که در متن ریگ ویدا به‌کرات از بلخ، کابل، بامیان و‌… به نیکی یاد کرده و یاد آن مناطق را در آثار خود جاویدانه ساخته‌اند.

گروه آریایی، گویا بعد از گروه هندی به بلخ رسیده و در آن منطقه، پایتخت اولیة خود را بنا نهاده است. کیانیان، اولین پادشاهان گروه آریایی به حساب می‌آیند که در بلخ به پادشاهی رسیده‌اند و زرتشت، مهم‌ترین پیامبر آنان است که در دورة گشتاسپ و در همین شهر مردمان را به سوی خدای خود «اهورا» فراخوانده است و کتاب «اوستا» را بر مردمان عرضه کرده است. اوستا کتاب چندگانه‌ای است که در آن جانداران و طبیعت نقش پر‌رنگی دارد و این نشان‌دهندة ارزش حیوانات و گیاهان در نزد مردمان آریایی و وابستگی شدید آن‌ها به جانداران و گیاهان است و می‌تواند بیانگر زندگی شبانی و کشاورزی آن مردمان باشد.

در اوستا نه فقط حیوانات و گیاهان ارزش زیادی دارند که آب، خاک و آتش نیز از مهم‌ترین عناصر زندگی به شمار می‌رود. ارزش آتش در نزد آنان به مرحله‌ای می‌رسد که بسیاری پیروان آن پیام‌آور را مجوس خوانده و به آتش‌پرستی متهم کرده‌اند، گرچه برخی با رد این اتهام، آتش را در نزد آنان به این دلیل مهم می‌دانند که آریایی‌ها از اقوامی بوده‌اند که کشف آتش در زندگی آنان نقش زیادی داشته و شرایط زیستی آنان را دگرگون ساخته است.

بر‌اساس اساطیر آریایی، جهان آفرینش دارای چهار‌مرحلة سه‌هزار‌ساله به این ترتیب‌ است:

دورة اول سه‌هزارة اول یا مینوی خوانده می‌شود که در سه‌ هزار سال اول، مزدا آفرینش مینوی داشته است و هیچ‌کدام از مخلوقات مزدا ویژگی مادی نداشته‌اند و در جهان حرکتی وجود نداشته است. در پایان سه‌هزارة اول، مزدا تصمیم گرفت که اولین موجود مادی و جان میرا را خلق کند و به این ترتیب کیومرث آفریده شد.
وقتی کیومرث آفریده شد، اهریمن در جهان تاریکی که زیر عالم مینوی قرار داشت، نور عالم مینوی را دید و از آن خوشش آمد و تصمیم گرفت آن را از بین ببرد. پیش از آن یک‌بار اهریمن به جهان مینوی حمله کرده بود؛ ولی کاری از پیش نبرده بود. او در یورش دوم موفق شد کیومرث را بکشد.
از تن و خون کیومرث که بر زمین جاری شده بود، نه فقط تمام فلزات و معادن جهان پدید آمد که مخلوقات انسانی نیز به‌شکل دو شاخة ریواس به وجود آمد. این دو شاخه، چنان در‌هم‌تنیده بودند که تشخیص آن‌ها از یگدیگر غیرممکن بود. این دو بوتة نر و ماده به نام‌های مشی mashya و مشیانه mashyane خوانده می‌شوند که پس از چند سال از ریواس تغییر شکل داده و با جان‌گرفتن انسان شدند. با به‌وجود‌آمدن مشی و مشیانه، اهریمن هم تصمیم گرفت موجوداتی خلق کند تا در مقابل موجودات خدا آفریده بایستد و با پخش آلودگی در جهان، آن‌ها را نابود کند.

«در اوستا از آفرینش «کیومرث» به عنوان نخستین انسان فانی یا الگوی انسان فانی و گاو به عنوان نخستین حیوان یا الگوی حیوان، هم‌چنین از گیاه سخن رفته است. اهریمن ‌علیه کیومرث توطئه کرد تا او را به نیستی بکشاند. سروش اهورایی را از خطر آگاهاند، ولی اهریمن کار خود را کرد و کیومرث کشته شد. نطفه‌های کیومرث توسط خورشید، پاک و نگاهداری، سپس به زمین برگردانده شد. از تخم کیومرث دو گیاه چسبیده از زمین روییده و به‌زودی درختی تنومند شد. دو‌ شاخة درخت تبدیل به دو انسان، یکی زن و یکی مرد، شد که به نام مشی و مشیانه خوانده شده‌اند. از تنة تنومند درخت، نژادهای گوناگون پدید آمد. در بندهشن از کیومرث با عنوان پدر نژاد انسان نام برده شده است.»

سه هزارة اهریمنی دومین سه‌هزاره است که در این سه هزار سال دوم شاهد یورش، موفقیت و آفرینندگی اهریمنیم که برای هر‌یک از موجودات مزدایی، قرینة بد می‌آفریند. مثلاً هرمزد نور را در آتش، دریای شیرین، گرما و سگ را آفریده بود، پس اهریمن دود را در مقابل آتش، دریای شور، سرما و گرگ را آفرید. سه‌هزارة آمیزش، سومین سه‌هزار‌سال آفرینش است که در این سه‌هزار‌سال سوم خواسته‌های اهریمن تحقق می‌یابد و موجودات خوب مزدایی و بد اهریمنی در‌هم می‌آمیزند و دنیا به‌شدت آلوده می‌شود و در پایان این سه هزاره است که زرتشت ظهور می‌کند‌ تا دنیای آلودة اهریمنی را پاک کند.

سه هزار سال رستاخیز یا دورة آخر‌الزمان، آخرین دورة جهان است که این سه‌هزار‌سال نهایی یا چهارم به سه دورة هزارساله تقسیم می‌شود که هریک دوران ظهور یکی از پسرهای زرتشت است. در آغاز هر هزاره دختری باکره و بهدین (زرتشتی) در آب هامون شنا می‌کند و نطفة یکی از پسران زرتشت در بطن او شکل می‌گیرد. در هزارة اول، پسر اول زرتشت به نام «هوشیدر» جهان را برای ظهور برادر دومش آماده می‌کند. در هزارة دوم، پسر دوم زرتشت به نام «هوشیدرماه» برای آمدن پسر سوم زمینه‌سازی می‌کند. و هزارة سوم دورة پسر سوم یا همان موعود مزدیسنا «سوشیانس» یا سوشیانت است و در دین زرتشت ظهور او مقارن با رستاخیز می‌باشد و جهان به انتهای خود نزدیک می‌رسد.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: