سال چهارم / شماره : 735 / چهارشنبه / ۵م سرطان ۱۳۹۸
Vol No 04, Issue 735, Wednesday, 26 June , 2019

زنان و حق انتخاب

نویسنده : فاطمه فيضي - کد خبر : 1357

۹ حمل , ۱۳۹۳

SONY DSC


انتخاب کردن در زندگی افراد نقش مهمی دارد. ما در همۀ امور زندگی ـ چه امور خُرد زندگی مثل کارهای روزمره و چه امور کلان و مهم زندگی مثل انتخاب همسر، شغل، رشته تحصیلی، انتخابات و… ـ همیشه با شرایط مختلفی روبرو می‌شویم که نیاز به انتخاب یک گزینه از بین گزینه‌های مختلف داریم. شرایط و موقعیت‌های مختلفی که فرد در آن قرار می‌گیرد او را به سمت انتخاب یک گزینه هدایت می‌کند. این انتخاب ممکن است که از سر اجبار باشد یا اینکه فرد آزادانه بتواند گزینة‌ مورد نظر خود را از میان چندین گزینه انتخاب کند.

سطح سواد، پایگاه اجتماعی ـ فرهنگی و سیاسی، تجربیات، وضعیت جسمی و روانی و جنسیت هر فرد از مؤلفه‌هایی هستند که در انتخاب افراد تأثیرگذار هستند. یکی از مؤلفه‌هایی که می‌تواند ما را برای انتخاب کردن آماده کند، داشتن آزادی است. در یک جامعة‌ دموکراتیک، افراد آزاد هستند که در رابطه با تمام جوانب زندگی خود آزادانه تصمیم بگیرند و تا حد امکان سرنوشت و آیندة خود را به شکل دلخواه رقم بزنند.

زنان جامعة‌ افغانستان به عنوان نیمی از پیکر اجتماع، آن گونه که شایسته و بایسته است، در امور خرد و کلان زندگی خود نمی‌توانند آزادانه انتخاب کنند. آنها در بسیاری از امور زندگی خود مثل لباس‌پوشیدن، تحصیل، تفریح و سرگرمی، مسافرت، ازدواج و… تحت تأثیر تعیین تکلیف دیگران اند. به شکل کلی می‌توان گفت که این زنان نیستند که انتخاب می‌کنند، بلکه بیشتر برایشان انتخاب می‌شود.

مفهوم انتخاب از نظر فلسفی دارای شرایطی است:

نخست، اینکه باید گزینه‌های متفاوتی برای انتخاب وجود داشته باشد. اصلاً انتخاب‌کردن آنجا مفهوم دارد که افراد با گزینه‌های مختلف و گاهاً متضاد روبه‌رو باشند. تحت این شرایط است که افراد با توجه به عقل و تجربه خود یک گزینه را از میان چندین گزینه انتخاب می‌کنند.

دوم، اینکه افراد انتخاب‌کننده باید مستقل باشند و تا حد نیاز دربارۀ موضوع مورد انتخاب خود معلومات داشته باشند. بسیاری از فمینیست‌ها معتقدند که استقلال مالی زنان می‌تواند خیلی از جبرها و فشارهای اجتماعی زنان در مقولة انتخاب را از بین ببرد.

افغانستان به عنوان ناامن‌ترین کشور برای زنان شناخته می‌شود. این روزها این کشور در معرض یک گام بلند دیگر است که می‌تواند به نهادینه شدن دموکراسی در این کشور کمک بزرگی بکند. در افغانستان شرایط انتخاب‌کردن آنگونه که در بالا ذکر شد نیست بلکه در حد بسیار پایین‌تری قرار دارد. سوال اصلی اینجاست که نقش فعال زنان در انتخابات چگونه می‌تواند بر زندگی روزمرة آنان تأثیر مستقیم داشته باشد؟ زنانی که در عادی‌ترین مسایل زندگی‌شان حق انتخاب را ندارند و نمی توانند انتخاب کنند و همیشه تحت تأثیر دیگران قرار دارند. اکثر آنها نه استقلال کافی دارند و نه آزادی اندیشه. چرا که آزادی اندیشه مستلزم آگاهی است. در بسیاری از نقاط کشور مخصوصاً روستاها، زنان از حقوق اولیه و اجتماعی خود آگاهی ندارند. به همین دلیل آنها بسیاری از ظلم‌ها و حق‌کشی‌ها از جانب ساختار مردسالار را طبیعی می‌دانند.

زنان افغانستان هیچ‌گاه در شرایطی قرار نگرفتند که بتوانند آگاهی خویش را در این زمینه بالا ببرند. این مسئله باعث وابستگی آنها به دیگر اشخاص و ساختارهای اجتماعی در امر انتخاب می‌شود. انتخابات برای زنان افغانستان می‌تواند مهم باشد اما این که خود آنها چقدر می‌توانند در این رابطه نقش واقعی داشته باشند و تصمیم‌گیرنده واقعی باشند، جای سؤال دارد. سنت‌های قبیله‌ای و مردسالار تا چه حد در بسته نگهداشتن زنان در جامعه نقش دارد؟ زنان چگونه می‌توانند با شرکت فعال در انتخابات نقش تاثیرگذار نهادهای سنتی را بر زندگی خود کمرنگ و کمرنگ‌تر کنند؟  نهادهای دموکراتیک تا چه حد زنان را در رسیدن به حق و حقوق‌شان می‌توانند یاری کنند؟ اینها سوالاتی است که در رابطه با اهمیت نقش فعال زنان در انتخابات مطرح است.

تقویت نهادها و روندهای دموکراتیک می‌تواند به نفع زنان باشد. هر قدر که نقش شهروندان و حق رأی شهروندان امری سرنوشت‌ساز جلوه کند، به همان اندازه زمینه برای فعالیت زنان بیشتر و بهتر خواهد شد. اما اینکه تنها به اینها بسنده شود هم جالب و قابل قبول نیست. ما برای بهتر‌کردن شرایط به آگاه‌سازی نیاز داریم. تا زنان به شکلی آگاهانه در انتخابات پیش رو شرکت نکنند، هیچ پیشرفتی را نخواهیم دید. آنچنان که شاهد هستیم، مشارکت بالای زنان در انتخابات گذشته، دستاورد چندانی برای آنها نداشته و برای بهبود زندگی‌شان تأثیری قابل لمس به چشم نمی‌آید. درست است که معدود زنانی هستند که در جامعه فعالیت موثر دارند، اما تعداد زیادی از زنان با همان شرایط انتخابات گذشته رأی خواهند داد. اینکه آنها چه مقدار درباره کاندیداها می‌دانند و آیا می‌توانند بدون تأثیر‌پذیری انتخاب کنند، امری دور به نظر می‌رسد. البته باید این را هم در نظر داشت که زنان نه تنها در امر انتخاب دچار مشکل هستند، بلکه در میان کاندیداهای ریاست جمهوری که مهم‌ترین شکل انتخابات در یک کشور است، یک کاندیدای زن وجود ندارد. این باز هم نشان‌دهندة شرایط اجتماعی و فرهنگی نامناسب کشور ما برای فعالیت زنان است.

اغلب کاندیداهای ریاست جمهوری در برنامه‌های خویش، به بهبود بخشیدن وضعیت زندگی زنان اشاره کرده‌اند. بعد از انتخابات وظیفة ما زنان است که پیگیر آن باشیم تا این شعارها به مرحلة عمل برسد و در حد شعار باقی نماند. چنانکه در انتخابات گذشته این شعارها در عمل نتایج قابل قبولی نداشت و نتوانست تغییر قابل لمس را در زندگی زنان افغانستان بیاورد.

حضور فعال زنان در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی، چه به حیث انتخاب شونده و چه به حیث انتخاب کننده می‌تواند پایه‌های دموکراسی نوپا را در افغانستان مستحکم کند.  واژة شهروند در ادبیات سیاسی و اجتماعی افغانستان، ریشه‌ بدواند و نهادینه شود. حقوق برابر شهروندان اعم از زن و مرد را به معنای واقعی در جامعه تعمیم دهد تا دیگر شعارهایی که دربارة برابری سر داده می‌شود، فقط شعار نباشند و نتایج ملموس آن را در زندگی روزمرة زنان این جامعه ببینیم. زنان با آگاهی و بر اساس لیاقت در عرصه‌های مختلف اجتماع حضور پیدا کنند نه بر اساس ترحم و دلسوزی.

در نهایت چنین می‌توان نتیجه گرفت که اگر زنان افغانستان می‌خواهند هر چه بیشتر بر سرنوشت خود مسلط شوند و حق انتخاب در امور خرد و کلان زندگی خود داشته باشند، باید به فردایی بیاندیشند که در دموکراسی و ارکان آن در افغانستان نهادینه شود.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: