سال چهارم / شماره : 735 / سه شنبه / ۲۳م اسد ۱۳۹۷
Vol No 04, Issue 735, Tuesday, 14 August , 2018

اهمیت زیربنا‏ها برای توسعۀ اقتصادی

نویسنده : عاقله سحر - کد خبر : 13357

۱ سنبله , ۱۳۹۳

عاقله-سحر-2-768x1024


ج: انرژی و توسعۀ زیربناها: (بخش ۴-۴)

با توجه به بحث قبلی که در مورد کانال‏های دستیابی به انرژی مصئون و بااطمینان در داخل افغانستان صحبت شد در ادامه در این قسمت به چالش­ها و محدودیت­های که فراراه تأمین انرژی موجود است می­پردازیم.

براساس پژوهشی که اخیراً در انگلستان انجام یافته است، نزدیک به ۶۱% ارزش انرژی مواد‌ سوخت ابتدایی ضایع می‏گردد، هم‏چنین نزدیک به «۴% دیگر انرژی در مرحلۀ انتقال ضایع می‏گردد» این بدان معناست که دو سوم از مجموع انرژی موجود و مورداستفاده به دلیل ناکارایی سیستم غیرمتمرکز به هدر می‏رود. در صورت قرارگرفتن پایگاه‌های تولید برق در فاصلۀ نزدیک با استفاده‏کننده‏گان، این خسارات به‌طور قابل ملاحظه‏ای کاهش خواهد یافت؛ بنابراین، عناصری مانند جایگاه و اهمیت مصرف‏کننده، توزیع برق، انرژی قابل تجدید و اثربخشی آخرین استفاده‏کننده باید در ساختار و محتوای استراتژی­ها در­­ درازمدت مورد توجه جدی قرار بگیرند.

به منظور شناسایی این چالش، نیز ارائۀ راه‏کار و رهیافت برای مدیریت آن، ارزش خسارات تخمین شده است و بنابر نبود زیربناهای لازم و محدودیت و کاستی‏های کلان دولت و شرایط تعمیل‏شدۀ انرژی، خسارات هنگفتی به میان آمده است. به‌صورت­کل ضایعات‌ مجموعی ۴۰% (فنی۲۳% و تجارتی ۱۷%) در شبکه‏های را تشکیل می­دهد در حالی‌که میانگین این خسارات در یک شبکۀ سالم و معیاری در حدود ۱۰% می‏باشد. این ۲۰% ضایعات در بخش انرژی معادل یک ضایعۀ کلان و قابل ملاحظۀ مالی می‏باشد. در سال ۱۳۸۴ خورشیدی، افغانستان ۳/۱۱۶۲ گیگاوات ساعت برق را تولید و تورید کرده است اگر ۲۰% این مقدار به هدر رود، بدین معناست که ۵/۲۳۲ میگاوات ساعت و ۱۲/۰ دالر امریکایی در هر‌کیلووات ساعت خسارت به بار خواهد آورد که ارزش مجموعی این ضایعات سالانه به ۹/۲۷ میلیون دالر امریکایی می‏رسد. به این خسارات باید مصارف ها یا هزیه­های متقبل‌شده را نیز علاوه نمود که میانگین این رقم به ۵۶ میلیون دالر امریکایی در سال می‏رسد. در پایان ذکر این موضوع نیز حایز اهمیت است که ضایعات تجاری نیز در این سکتور بسیار بلند است. این ضایعات دربرگیرندۀ همه موارد است که از سرقت یا دزدی برق گرفته تا موارد هم‌چون (۱) عدم پرداخت صرفیه برق توسط بعضی مصرف‏کنندگان؛ (۲) عدم شفافیت و سراسری‏بودن جمع‏آوری بل‏های برق مصرف‏شده—یعنی جمع‏آوری تنها ۶۰% از بل‏های برق در سراسر کشور، را در بر­می­گیرد و بنابراین، می‏توان تخمین کرد که۴۰% از مجموع مصارف تأمین برق از طریق سبسید‌های دولتی تأمین می‏گردد؛ چون قیمت فروش انرژی برق قادر به تأمین هزینۀ مجموع مصارف انرژی برق نیست. بدین مفهوم که قیمت تمام‏شده برای هر واحدی برق بالاتر از قیمت فروش انرژی برق است که این رقم برابر ۴۰%  یا ۹/۳۷۱ میگاوات در ساعت می‏باشد که ارزش مجموعی آن به ۶/۴۴ میلیون دالر امریکایی در سال می‏رسد.

البته موضوع مهم و جدید دیگری نیز است که ممکن بسترساز توسعۀ اقتصادی گردد و آن هم این که پروژۀ برق کاسا یک‌هزار قرار است که به دست اجرا گذاشته شود و این پروژه یک پیمان خرید و فروش برق در چهارچوب این پروژ میان کشورهای افغانستان، پاکستان، تاجیکستان و قرغزستان است که بر اساس این قرارداد انتقال خط­برق از قرغزستان به تاجیکستان و افغانستان و پاکستان آغاز خواهد شد.

با توجه به اینکه اقتصاد افغانستان از انرژی مطمئن و ارزان بی‏بهره است، به کمک جامعۀ تمویل‏کننده، این مسئولیت دولت افغانستان است تا در وهلۀ­ نخست به این موارد بپردازد:

یکم. فراهم‏کر‌دن انرژی برای آنهایی‏که به شکل مؤثر و کارا از آن استفاده می‏کنند و در قبال پول می‏پردازند، هم‌چنین برای رشد اقتصاد تجاری؛

دوم. کیفیت و کمیت انرژی متناسب با نیازمندی شهروندان؛

سوم. تأمین و عرضة انرژی برق به قیمت که هم بتواند هزینه­های آن را تکافو کند و از سویی هم از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه باشد (برای تمام مردم به جز قشر فقیر جامعه)؛

چهارم. موضوع دیگر تطبیق و نهادینه­شدن این اهداف به ارزان‏ترین روش باید انجام یابد و در عین زمان دولت باید راهکارها و رهیافت­های را ایجاد کند که بسترساز انتقال این موضوع به بخش خصوصی به‌صورت کامل صورت گیرد.

پنجم. پروژۀ برق کاسا یک‌هزار یک فرصت ناب برای افغانستان محسوب می‌شود بنا دولت باید این پروژه را به نحوه مؤثر و کارا مدیریت کرده و بهروه­وری از این پروژه را به حداکثر برساند.





هنوز دیدگاهی داده نشده.

دیدگاه‌تان را بنویسید: